مقاله با عنوان سبک امپرسیونیسم در فرمت ورد در 20 صفحه و شامل مطالب زیر می باشد:
سبک امپرسیونیسم
امپرسیونیسمImpressionism
امپرسیونیسم در سینما و عکاسی
مکاتب هنری – امپرسیونیسم
دریافتگری یا امپرسیونیسم
صبحانه قایقرانان اثری از پیر آگوست رنوار
ادگار دگا
پیشینه
ویژگی ها
سالشمار امپرسیونیسم
بررسی تأثیر سبکهای فرزند پروری والدین بر میزان خلاقیت کودکان
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:121
فهرست مطالب :
فصل اول 4
مقدمه 5
بیان مسئله : 9
ضرورت و اهمیت تحقیق : 10
فصل دوم پیشینه تحقیق 13
پیشینه تحقیق 14
تعریف خلاقیت 17
مفهوم خلاقیت 20
نظریه های مربوط به خلاقیت: 23
خلاقیت معمولی و خارق العاده: 27
چه چیزی خلاقیت نیست؟ 28
تفکر خلاق: 31
فرآیند خلاق: 32
عوامل موثر در خلاقیت: 35
عواملی که مانع خلاقیت می شود: 42
روشهای پرورش خلاقیت: 44
ویژگی های کودکان خلاق: 50
اشکال مختلف تخیل و جلوه های خلاقیت در کودکان: 56
شیوه های ارتباط والدین با فرزندان: 58
الگوی شفیر: 61
1- والدین مقتدر (همتای ربع اول در الگوی شیفر): 62
2- والدین سهل گیر (همتای ربع دوم در الگوی شیفر): 62
3- والدین مستبد (همتای ربع سوم در الگوی شیفر): 63
4- والدین مسامحه کار بی اعتنا (همتای ربع چهارم در الگوی شیفر): 64
موقعیت و تأثیر خانواده بر رفتار فرزندان: 65
چگونه رفتارهای ولدین می تواند خلاقیت را برانگیزد: 66
نیل به دستاورد – نه نمره 69
والدین فعال و مستقل: 70
قدردانی از خلاقیت: 70
تصور ذهنی از آینده: 71
شوخ طبعی: 72
اصول تورنس 72
شیوه های فرزندپروری: 74
فصل سوم 81
مقدمه: 82
نمونه آماری: 82
روش آماری: 83
ابزار تحقیق: 84
ابزار تحقیق: 84
پرسشنامه شیوه های فرزند پروری: 84
پایایی و اعتبار آزمون: 85
آزمون سنجش خلاقیت: 87
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده ها 89
مقدمه: 90
جدول شماره 1: میانگین خلاقیت کودکان با توجه به سبک فرزندپروری والدین 91
جدول شماره 2: جدول همبستگی مربوط به فرضیه شماره یک 91
جدول شماره 5 : میانگین خلاقیت کودکان با توجه به سبک فرزند پروری 95
جدول شماره 6: جدول همبستگی مربوط به هزینه شماره 3 95
جدول شماره 7: توزیع فراوانی سبک فرزند پروری والدین 101
جدول شماره 8 : توزیع فراوانی سبک فرزند پروری والدین 101
جدول شماره 9 : توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 102
جدول شماره 10 : توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 102
جدول شماره 11 : توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 102
جدول شماره 12 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 103
جدول شماره 13: جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 103
جدول شماره 14 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزند پروری والدین 104
جدول شماره 15 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 104
جدول شماره 16 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزند پروری والدین 105
جدول شماره 17 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 105
جدول شماره 18 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 106
جدول شماره 19 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 106
جدول شماره 20: جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 107
جدول شماره 21: جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 107
جدول شماره 22 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 107
جدول شماره 23 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 108
جدول شماره 24 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین. 108
جدول شماره 25 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 109
جدول شماره 26 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 109
جدول شماره 27: جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 110
جدول شماره 28 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 110
جدول شماره 29: جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 111
جدول شماره 30 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 111
جدول شماره 31: جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 111
جدول شماره 32 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 112
جدول شماره 33 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 112
جدول شماره 34 : جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 113
جدول شماره 35: جدول توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 113
جدول شماره 36 : توزیع فراوانی سبکهای فرزندپروری والدین 114
جدول شماره 37 : توزیع فراوانی خلاقیت کودکان 114
جدول شماره 38 : توزیع فراوانی خلاقیت کودکان 115
جدول شماره 39 : توزیع فراوانی خلاقیت کودکان 116
جدول شماره 40 : جدول توزیع فراوانی خلاقیت کودکان 116
جدول شماره 41 : جدول توزیع فراوانی خلاقیت کودکان 117
جدول شماره 42 : توزیع فراوانی خلاقیت کودکان 117
جدول شماره 43 : توزیع فراوانی خلاقیت کودکان 118
جدول شماره 44 : توزیع فراوانی خلاقیت کودکان 119
تعاریف نظری واژه ها: 120
نگرشهای فرزندپروری: 121
چکیده :
با توجه به برخورد جوامع بشری با مسائل ناهمگون بی شمار فزاینده وابستگی متقابل بین کشورها، تحلیل رفتن منابع طبیعی، سرعت فزاینده تغییرات و مسائل عدیدهای از این قبیل نیاز به یافتن تصویری هر چه جامعتر و دقیقتر از آینده برای هر جامعه از ضروریات است. (کفایت، 1372).
تورنس (1959) استدلال میکند که تصاویر آگاه و ناخودآگاه از آینده، نیروی محرک مهمی در پس دستاوردهای آیندهاند. تصاویر مثبت آینده، نیروی پر توان مغناطیسی هستند که ما را به تحرک واداشتهاند و به ما انرژی لازم را برای حرکت به پیش به سوی امکانات، راهحلها و دستاوردهای خلاقی و جدیدی میدهند از طرفی برای آنکه بتوانیم قدرت تصور خود را افزایش دهیم و تصاویر مثبتی از آینده خلق کنیم باید خلاقیت خود را پرورش دهیم. چه نیاز به به خلاقیت اجتناب ناپذیر است، بنابراین در این دنیای پیچیده کنونی که در هر رقابتهای بسیار فشرده جوامع مبتکر و مختلف برای دستیابی به جدیدترین تکنولوژی و منابع قدرت هستیم. افراد تیز هوش خلاق و صاحبان اندیشههای نو و جدید همانند گرانبهاترین سرمایهها از جایگاه بسیار بالا و ارزشمندی برخوردار هستند.
هر چه قدر جهانی که در آن زندگی میکنیم پیچیدهتر میشود نیاز به شناسایی و پرورش ذهنهای خلاق و آفریننده محسوس و روشنتر میگردد. در همین رابطه نونیامی معتقد است:
«شانسی برای بدست آوردن خلاقیت بالقوه میتواند موضوع مرگ و زندگی هر جامعهای باشد» (گاستون، 1985).
به همین دلیل امروزه جامعه، بیش از هر زمان دیگر به افراد خلاق و هوشمند نیاز دارد در شرایط کنونی، مسائل خلاقیت از تمرین مسائل در قلمرو روانشناسی آموزشگاهی است.
در مورد خلاقیت و شناخت کودکان خلاق باید خاطر نشان سازیم قبل از اینکه که آتی بتواند خلاق شود باید شرایط یا محیط مناسب فراهم شود. خصوصیات افراد خلاق و غیر خلاق مباحثی چند را در رابطه با محیط خانوادگی با خلاقیت را به بار آورده به طوری که هم اکنون عقیده بر این است که محیط خانوادگی انسان خلاق چیزی سوال محیط خانوادگی آدم غیر خلاق میباشد. این تفاوت مخصوصا در آنچه که مربوط به روابط والدین و فرزندان میباشد جنبه مشخصتری دارد. برای این مثال نمونهای را که توسط شینر (1970) در این رابطه انجام گرفته است را میآوریم، وی درباره ده دختر تیزهوش و خلاق مطالعه نموده است و به این نتیجه رسیده است که خانوادههایشان در حدود آنها کنند سختگیری میکنند. این دختران خواندن را زود آموخته بودند و سرگرمیهای بسیار خلاقانهای داشتند (شعر و نقاشی) و خود را دارای قدرت تخیل بسیاری میدانستند.
بین کشورها و گروههای اجتماعی مختلف، به تفاوتهای چشمگیری در زمینه روابط والدین و فرزندان یا به عبارت دیگر شیوههای فرزند پروری برخوردیم که در دهههای نخست میلادی (سه دهه نخست) حاضر، روشهای فرزند پروری تا حدود زیادی زیر نفوذ مکتب رفتارگرایی بود. جای تردید است که پدران و مادران زیادی این شیوه خشک را به کار بسته باشند. اما به هر حال دیدگاه متخصصان آن زمان چنین وده است. (اتکنیسون، 1983).
به نظر میرسد در حال حاضر شاهدند در جهت عکس هستیم و چنین مینماید که امروز، والدین احساس میکنند که ساده گیری پاسخگویی مشکل آنها نیست. به هر حال روابط والدین و کودک یکی از بحثهای مهم روانشناسی است. البته باید توجه داشت که رفتار والدین ابعاد مختلف دارد و فقط شامل تغییرات یکنواخت نمیشود.
به طوری که ممکن است والدین هم فرزند خودشان را دوست بدارند و هم اینکه آنها را طرد نمایند، یا اینکه در حین درست داشتن آنها در انضباط نیز سخت گیری کنند، پاسخ طفل نیز صرفاً به یک جنبه از رفتار والدین با شخصیت آنها ارتباط پیدا نمیکند. بلکه ما حصل ترکیب عوامل مختلف میباشد. هر چند پیش بینی ویژگیهای شخصیتی بعدی بر مبنایی روشهای خاص فرزند پروری بسیار دشوار است اما شواهدی در دست است که بر اساس آن میتوان گفت بدون شک خانواده مهمترین نقش را در کنترل و هدایت تخیل و ظهور خلاقیتها ایفا میکند، با اینکه عوامل ژنی، پیدایش استعداد خلاقیت را هر افراد ممکن میسازد معذلک بروز و رشد این استعدادها تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارد. به طوری که میتوان گفت: خلاقیت به عنوان یک استعداد حاصل تعامل پیچیده وراثت و محیط است. (افروز، 1371)
در این پژوهش برآنیم تا مشخص کنیم که آیا شیوههای فرزند پروری با روشهای که والدین در تربیت فرزندانشان به کار میبرند چه تأثیری بر خلاقیت آنان دارد؟
بیان مسئله :
نقش الگوهای فرزندپروری و تأثیرات آنان به میزان خلاقیت کودکان، چه در روند تکاملی انسان و چه در توسعه ترقیات آینده جهان، امری شایسته التفات بوده و در هر عصری که این نقش در غبار کم اتفاقی مسئولان رنگ باخته و یا به بوته فراموشی سپرده شده است، جهان به گرفتار آمده است، و اهمیت آن است که الگوهای فرزند پروری و خلاقیت یکی از مشکلات و گرفتاریهای جوامع بشری میباشد چرا که این امر با سیاست اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیوندهای ناگسسته وارد که با تاسف در خانواده و آموزش و پرورش امروز ما نیز سرچشمه بسیار نارساییها به شمار میرود.
از طرفی مسئله خلاقیت مسئلهای است که در همه کشورها اعم از پیشرفته صنعتی و یا در حال رشد مطرح و در همه زمانها به نحو خاص خود بروز کرده است، لذا تحقیق درباره عوامل و راههای شکوفایی آن همواره مورد نیاز جوامع بوده است. از طرفی تنوع ضرر و زیانهایی که از این راه یعنی نادیده گرفتن افراد خلاق جامع به عمر انسانها و یا به منابع مادی آنان میرسد آنچنان رقم شایان توجهی را در برمیگیرد.
باید تکاملهای آموزشی کارایی خود را بیشتر در راه افزایش استعدادها و تواناییهای کودکان به کار برند. شناخت و آگاهی نسبت به الگوهای فرزند پروری و میزان خلاقیت میتواند و به والدین و کودکان و همچنین مسئولان آموزش و پرورش و محققان و نظریه پردازان اجتماعی و فرهنگی کمک کند تا در برخورد با کودکان آگاهانه عمل کنند و مسائل و مشکلات آنها را در نظر داشته باشند.
در این راستا، برآنیم تا علل متفاوت شکوفایی خلاقیت و همچنین عللی که مانع از رشد خلاقیت کودکان میشود را بررسی کرده و به اثبات برسانیم و با روشهای متفاوت والدین، سلطة گری، آسان گیری و وابستگی شدید، مورد مقایسه و ارزیابی قرار دهیم. تا کار کرد هر یک از روشهای مورد نظر به میزان خلاقیت کودکان نشان داده و مناسب بودن و مزایا و معایب هر کدام از آنها را با روشی علمی به اثبات برسانیم.
ضرورت و اهمیت تحقیق :
بدون شک اهمیت و نقش نهاد خانواده به عنوان اولین جایگاه اجتماعی و مهمترین عامل تعیین کننده رفتار کودکی بر کسی پوشیده نیست. لذا لازم است والدین به عنوان مهمترین اعضای این نهاد که در تماس دائم با هستند و دینای او را میسازند. از روشهای تربیتی کودک اطلاع کافی داشته باشند، یکی از مشکلات عمده که معمولا والدین با آن روبرو هستند، عدم اطلاع کافی از چگونگی کاربرد شیوههای تربیتی مناسب در مورد فرزندانشان است، والدین معمولاً از نتایج برخوردهای خود با کودکان بازخوردی دریافت نمیکنند، پدر و مادر نمیداند در هر سنی از فرزندانشان چه انتظاراتی باید داشته باشند، معمولاً والدین از روشهای به ارث رسیده از نیاکان خود برای تربیت فرزندان استفاده میکنند و کمتر به فکر اصلاح آن روشها هستند. لذا اگر والدین بدانند که روشهایی که آنها برای تربیت فرزند خود به کار برند چه اثرات منفی میتواند داشته باشند. در به کارگیری آن روشها دقت کافی منظور خواهد داشت، از طرف دیگر همانطور که بارها گفته شده است اهمیت نیاز به ذهنهای خلاق و آفریننده در جامعه کنونی، پرورش کودکان خلاق به عنوان منابع انسانی فردا بر هیچ کس پوشیده نیست تورنس (1979)
با گفته خود مبنی بر اینکه هیچ یک از ما دقیقا نمیدانیم در آینده چه چیزی در انتظار ماست» با وضعیت مبهمی به آینده اشاره میکند اما (1990) در کتاب خود تحت عنوان جابهجایی در قدرت آیندهای روشن برای ملتها پیش بینی میکند (خوارزمی، 1372) و همچنین یکی از معضلات کل جامعهای که در جهان سوم زندگی میکند. پدیده استعماری فرار مترها میباشد که تاریخ شواهد بسیاری از آن به یاد دارد. افرادی مبتکر و خلاق که به خاطر بضاعت مالی و کسب موفقیتهای بهتری برای زندگی از کشورها باید خود مهاجرت کنند و در کشورهایی که منتظر فرصتهایی برای در اختیار گرفتن این نابغههای مبتکر و سازنده هستند ساکن میشوند و متأسفانه جامعه علمی از وجود آنان بی بهره مانند. یکی دیگر از اهداف این تحقیق نشان دادن تأثیرات منفی برخوردهای ناآگاهانه والدین و بر بیان در اخر تربیت و پرورش فرزندان و دانش آموزان و خصوصا کودکان نوجوانان سرآمد است. نتایج و بررسیهایی که در این زمینه به عمل آمده است نشان دهنده اوضاع بسیارو رقمت بار این کودکان است که گرفتاری بهری اطرافیان خود هستند.
اهداف تحقیق عبارتند از :
پیشینه تحقیق
تا قبل از سالهای دهة پنجاه تعداد اندکی از افراد توانستند راه را برای تحقیقات تجربی و ایجاد برنامههایی جهت پرورش استعدادهای خلاق هموار سازند. مثلاً گالتون نبوغ را از نظر ارثی مورد بررسی قرار داد، والاس مدلی طرح کرد و ضمن آن گامهایی را که در جریان فرایند خلاق طی می شود، تشریح کرد. در اواخر دهه 1930 کاترین پاتریک مدل والاس را مورد تجربی قرار داد. راسمن بعد از مطالعه در زندگی تعداد زیادی از مخترعین آمریکایی مدل مشابهی را به وجود آورد. و هاروی لمن بیوگرافی افراد خلاق را در حوزههای متعدد مورد مطالعه قرار داد تا بر اساس آن ارتباطی را که بین جنبه کیفی و کمی در بازدهی یک رفتار خلاق وجود دارد، در خلال سالهای بزرگسالی مشخص کند. یکی از مشهورترین مرکز که در آن زمان یعنی سال (1950) در رابطه با این موضوع تشکیل شد مرکزی بود که در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به وجود آمد و در همین جا بود که گلیفورد و همکارانش مصمم بودند تا فرضیه خود را راجع به اینکه مهمترین عامل در هوش، قابلیت تفکر خلاق است ثابت کنند. روشی که در پروژه تحقیقاتی استعدادها به کار رفت این بود که به طور کلی تفاوتهایی را که در نحوه عملکرد افراد تحصیل کرده وجود داشت. مطالعه کنند با این فرض که کنشهای ضروری در افراد خلاق هر چه باشند، این خصوصیات به اندازههای متفاوت در برخی از استعدادهای خلاق بسیار موفق بود. در تحقیقات بعدی که در این زمینه انجام شد تستهای مذکور نقش عمدهای بر عهده داشت، قابلیتهای که این افراد توانستند کشف کنند عبارت بودند از، حساسیت، سیالی – ذهن (کلامی، تصوری، تداعی، توصیفی) و مهارت انعطاف ذهنی که شامل دو نوع خلق الساعه و انضباطی است. در دانشگاه مینه سوتا شخصی به نام پل ترنس روی کودکان خلاق و نیز معلمانی که خلاقیت فکری را تعلیم میداند، تحقیقاتی انجام داد. علاوه بر ارتباطی که بین کارهای خلاق و سن کودکان و نوجوانان پیدا کرد توانست رابطه مهمی میان خلاقیت و محیطی که در خلاقیت تأثیر میگذارد پیدا کرد.
از تحقیقات و کشفیات جدیدی که در رابطه با مسئله نیمکرههای مغز به دست آمده است، میتوان مفاهیم مهمی در زمینه برنامههای آموزشی خلاق استنباط نمود، در مدارس عموماً رسم بر این است که کارها را برای کودکانی که نیمکره چپ مغزشان فعال است تنظیم میکنند. یعنی فرایندی که در آموزش دنبال می شود شبیه جریانی است که در یادگیری زبان و سایر ارتباطات صورت میگیرد. در حالی که تحقیقات نشان داده است که در برخی از مردم نیمکره راست مغز فعال است، یعنی آنها اطلاعات را از راههای شهودی و اشراق بهتر فرا میگیرند. این کشفیات علاقه زیادی از افراد را به فلسفه مشرق زمین که از دو دهه قبل به وجود آمده است به خوبی توجه میکند. طبق تحقیقات انجام شده، نشان داده میشود که کودکان خلاق از خانوادههایی هستند که وجه مشخصه آنها فقدان سلطه گری و ساختارهای والدین است، جایی که واگرایی فرد مجاز و مخاطره قابل قبول است. (واتسون 1960- گتزلس و جکسون 1962)
تعریف خلاقیت
پژوهشگران با توجه به برداشتهای متفاوت از خلاقیت تعاریف گوناگونی ارائه نمودهاند. وجود همین اختلافات مبین این موضوع است که کنشهای مغزی بسیار پیچیده و ترکیبی از فعالیتهای شگفت انگیز ذهن است.
خلاقیت در لغت نامه روان شناسی پیرون چنین تعریف شده است، خلاقیت عبارت است از «کنشهای اختراعی تخیل آفریننده که در آثار گتزل و ماکسن چیزی متفاوت از هوش معمولی است» «جاویدی 1373 ص 13» آرتور گستلر میگوید در مجموعههای ناهمسان وقتی دو اندیشه به همدیگر برخورد میکنند. از تصادم آنها به صورت هماهنگ و یگانه اثری هنری یا علمی به وجود میآید. (هاشمی 1358 ص5) به نظر گانیه آفرینندگی عبارت است از نوعی حل مسئله که در آن عقاید و اندیشهها زمینههای مختلف را با یکدیگر مربوط ساخت، به عبارت دیگر از ترکیب چندین قاعده پیچیدهتر و جدیدتر را ابلاغ نمود. به نظر راسل، تفکر آفریننده شباهت زیادی به حل مسئله دارد. وی میگوید «هر وقت کودک یا بزرگسال تجربیات پراکنده خود را ترکیب یا انگارههای تازه را ارائه میدهد، میگویند که تفکر آفریننده صورت گرفته است این فرایند در حل مسئله هم صورت میگیرد. از نظر هربرت فوکس فرایند خلاق، به هر نوع فرایند تفکری گفته میشود که مسأله را به طریق مفید و بدیع حل میکند (رضائیان، 1369 ص 206)
آفرینندگی در طبقه بندی هدفهای تربیتی بلوم و دیگران تحت عنوان ترکیب آمده است. در بحث پیرامون این طبقه بندی نیز گفته شده است که «ترکیب به دست آمده الزاماً نباید از نقطه نظر بشریت به طور کلی تازگی داشته باشد». جنبه آفرینندگی خواهد داشت در واقع اصالت اثر مهمترین مدرک خلاقیت آن است. نیز در توصیف سطح ترکیب آمده است «در ترکیب یعنی پهلوی هم گذاشتن عناصر و اجزاء برای ایجاد یک کلی یکپارچه و تولید طرح یا ساختی که قبلاً بدین شکل وجود نداشته است.
ترکیب همان فعالیت ذهنی است که به آفرینندگی و خلاقیت معروف است. (سیف، 1368 ص 103). به عقیده گیفورد تا وقتی انسان به مشکلی برخورد نکند و زندگی او از روی عادت و پا بر مبنای دور زدن مشکلات سیر میشود، خلاقیتی در کار نخواهد بود.
ولی همین که به مشکل برخورد کرد و خواست آن را حل کند آن فرایند فکر و اعمالی که متعارف آن برای حل مشکل ایجاد میشود خلاقیت نام دارد. خلاقیت مستلزم بهره گیری از نوع خاصی از جریان فکری است یا چیزی که گلیفورد آن را تفکر واگرا نامیده است. تفکر واگرا، تفکری است متفاوت از جریانهای فکری موجود، به عبارت دیگر فرد خلاق تمایل دارد مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل کند، ولو اینکه ظاهراً یک راه حل بیشتر برای آن مسئله وجود نداشته باشد. (افروز، 1371 ص 99، 98) آرتور (1968) واژه خلاقیت را چنین طرح میکند که «اصطلاحی است که در ادبیات فنی اساساً به همان معنای رایج استفاده میشود یعنی به فرایندی ذهنی اشاره دارد که نتیجه آن راه حلهای مفید و جدید، ایدهها، مفهوم سازی و شکلهای هنری تئوریها با محصولاتی است که منحصر به فرد، بی نظیر و نو ظهور هستند. (مهدی زاده و رضوانی 1365). استعداد آفرینش اشکال جدید در زمینه هنر یا مکانیک یا حل مسئله از راه و روشهای جدید. (منصور دادستان 1365) خلاقیت فرایندی است که نتیجه آن اثر شخصیتی است و توسط گروه اجتماعی در یک برهه زمانی به عنوان چیزی مفید و ارضا کننده پذیرفته میشود. (بودو 1358)
خلاقیت امری است فردی که طی آن شخص با استفاده از تفکر واگرا، فکری نو و تولیدی تازه ارائه میدهد. (افروز 1372) به نظر آزوبل آفرینندگی عبارت است از استعدادهای بی همتا در یک زمینه به خصوص، بنابراین تعریف، افراد آفریننده افرادی غیر متعارف هستند و این افراد از اشخاص باهوش خیلی کمیاب ترند (هاشمی 1358) و خلاقیت را می توان به گونه ای ساده در به وجود آوردن چیزی تازه تعریف کرد، از آنجا که انسانها قادر نیستند چیزی را از هیچ درست کنند، عمل آفرینش بیشتری همیشه مستلزم تغییر شکل دادن مواد معین است. خواه این مواد فیزیک باشد، خواه ذهنی «چیز تازه» ترکیبی است که از طریق بازسازی یا تولید مجدد چیزی کهنه ساخته می شوند. خلاقیت سبب می شود افراد قادر باشند خود را با تغییرات در آینده هماهنگ و وفق دهند، شرایط با تغییر زندگی هر لحظه انسان را در برابر مسئله ای قرار می دهد که داشتن آفرینندگی، نوآوری قدرت حل مسئله می تواند او را در سازگاری با محیط یاری دهد.
مفهوم خلاقیت
هر چیزی که کودک انجام می دهد و یا می گوید می تواند خلاق باشد. در صورتی که دو مبنا را در معرض چشم داشته باشد. اول آنکه باید اساساً با کارهایی که کودک قبلاً انجام داده و تمام چیزهایی که قبلاً دیده یا شنیده است متفاوت باشند. دوم آنکه فقط نباید متفاوت باشد بلکه باید صحیح بوده در جهت رسیدن به یک هدف مفید باشد و به طریقی برای کودک جذاب و معنی دار باشد، اغلب روانشناسان که در زمینه خلاقیت مطالعه می کنند این دو مبنا را حساسیت و تازگی عنوان می کنند.
معیار تازگی کاملاً ساده است رفتار کودک نمی تواند فقط تقلید یا گزارش چیزی که قبلاً دیده است باشد. یعنی در محدوده رفتار کودک باید تا حد زیادی تازه باشد. به منظور قضاوت درباره تازگی کار کودک باید اطلاعاتی در مورد آگاهی و تجربه گذشته کودک داشته باشیم.
معیار مناسب پر دردسرتر است، این واژه به منظور رو کردن رفتارهایی که صرفاً عیب هستند مورد استفاده قرار می گیرد، اما این مفهوم بی ثبات است اگر درباره ریاضیات یا علوم یا گرامر صحبت کنیم در آن صورت آن چیزی مناسب است که درست باشد، اما در مورد هنر موسیقی، داستان سرایی و نمایش فانتزی چگونه است و در آن صورت چگونه می توانیم درباره مناسب صحبت کنیم و در نهایت باید از دید بیننده به آن بنگریم.
اگر رفتار تازه و عجیب کودک به طریقی خوشایند یا ارتباط گرا یا معنا گرا باشد، لااقل بر مبنای برآوردها از نظر کودک چنین است اما به طریقی غلط باشد، رد می کند مانند آنکه کلمه پیش پا افتاده با کلمه بزرگسالان اشتباه گرفته شود.
اما آیا کودک زمانی خلاق است که کاملاً آگاهانه با قائل شدن آزادی بیشتری برای خود از آنچه در شرایط موجود دارد قوانین را به انعطاف و به سود خود تغییر می کند یا هنگامی که کودکی در واقع قانون را می شکند؟
اگر بخواهیم در معنی لغت دقیق شویم مفهوم خلاقیت به عنوان «رفتار تازه و مناسب» دارای ارزشی ثابت و بری از هر گونه قضاوتی است. در صورتی که کلمه «مناسب» را به چیزی اطلاق کنیم که از نظر فنی درست، وقتی درست و مفید باشد رفتارهای مخرب، غیرقانونی غیراخلاقی می تواند به اندازه رفتارهای سازنده و مثبت مستتر است. اما از خلاق تلقی کردن رفتارهایی که حتی زشت و ضد اجتماعی اند در صورتی که در رسیدن به یک هدف دارای تازگی و مناسب باشند. خیلی چیزها می توان آموخت.
فرایند تفکر خلاق – فرایند دست یافتن به چیزی خلاق – صرفنظر از نتایج آن در اصل یکی است. هنگامی که مردم با موفقیت به راههای جدید برای انجام کارهای جدید، راه حلهای جدید برای ساختن چیزی جدید دست می یابند، بدان معنی است که آنها به طریق مشابهی فکر و عمل می کنند. صرفنظر از اینکه آیا راه علاج سرطان را کشف کرده و یا گاز اعصاب اختراع کرده باشند. آنچه مهم جلوه می کند این است که ما به کودکان خود نه تنها مهارتهای لازم برای خلاق بودن را می آموزیم بلکه آموزشهایی را که برای استفاده از آن خلاقیت در جهت مثبت نیاز دارند یاد می دهیم. (ترزا آمبلی)
نظریه های مربوط به خلاقیت:
دیدگاه ها در مورد خلاقیت متفاوت است، از نظریه های موجود به ذکر چند مورد از مهمترین نظریه های مربوط به خلاقیت اکتفا می کنیم:
1- خلاقیت به عنوان الهام خدایی: یکی از قدیمی ترین مفاهیم خلاقیت معتقد است که فرد خلاق از الهامی خدایی برخوردار است. (هالفمن 1963). این تعریف از طرف افلاطون بیان شده است که هنرمند در لحظه خلاقیت به دلیل اینکه «کنترل خود نیست» عامل نیروی برتری می شود.
و...
ارتباطات فرایند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده به شرط همسان بودن معانی بین آنها است. معنا در علم ارتباط شامل مفاهیم ذهنی و احساسات هر دو می شود.ارتباطات فرایندی ست که در آن معنا بین موجودات زنده تعریف و به اشتراک گذاشته می شود. ارتباط به یک فرستنده، پیام و گیرنده درنظرگرفته شده نیازدارد، هرچند گیرنده نیاز ندارد حضور داشته باشد یا از منظورفرستنده برای برقراری ارتباط در زمان ارتباط آگاه باشد؛ بنابراین ارتباطات میتواند درسرتاسر مسافتهای گسترده ی زمانی و مکانی رخ دهد. ارتباطات نیازمند آن است که بخش های ارتباط ناحیه ای از مشترکات ارتباطی را به اشتراک بگذارند.
برخی از دانشمندان و کارشناسان، در مورد اینکه ارتباطات یک علم است (Science) اختلاف نظر دارند. هنوز برخی از استادان این حوزه مانند رابرت کریگ (Robert T. Craig) «ارتباطات» را یک حوزه مطالعاتی (Communication Theory as a Field) میدانند. این دیدگاه میخواهد تاکید کند که ارتباطات به لحاظ وسعت، عمق و تنوعی که دارد نمیتواند در یک رشته علمی گنجانده شود، بلکه فراتر از آن باید به آن به عنوان یک حوزه علمی و مطالعاتی نگاه کرد که از آن چندین رشته علمی میتواند زاییده شود.به عبارت، باید به «علوم ارتباطات]» قائل بود و نه «علم ارتباطات».
ارتباط انسانی
بشر گفتاری و تصویر زبان می تواند به عنوان یک سیستم از نمادها(گاهی اوقات به عنوانlexemes شناخته میشود) و دستور زبان ( قواعد) که در آن دستکاری از نشانه هاست توصیف کرد.کلمه "زبان" هم چنین به مشخصات مشترک از زبان اشاره دارد.آموزش زبان به طور معمول بیشتر در سنین کودکی بشر رخ می دهد. بیش از هزاران زبان بشری الگوهایی از صدا یا حرکت را به کار می برند برای نمادهایی که قادر می سازد همراه با دیگران در اطراف آنها ارتباط برقرار کند.زبان به نظر می رسد ویژگی های خاص خود را به اشتراک می گذارد اگر چه بسیاری از اینها شامل استثنائات هستند.بین زبان و لهجه هیچ خط تعریف شده ای وجود ندارد.زبانهای ساخته شده مانند اسپرانتو، زبانهای برنامه نویسی، و فرمولهای مختلف ریاضی به ویژگی های اشتراک گذاشته شده توسط زبان انسانی لزوما محدود نمی باشد.تنوع به معنی شفاهی و غیر شفاهی از ارتباط وجود دارد مانند زبان بدن، تماس چشمی، زبان اشاره،paralanguage، ارتباطات لامسه ای،chronemics، و رسانه ها شامل تصاویر، گرافیک، صدا، و نوشتن.
ارتباطات غیر کلامی
ارتباطات غیر کلامی فرایند رساندن معنا را در صورت پیام های بدون واژه از طریق ژست، زبان بدن یا استقرار؛ چهره و تماس چشمی، ارتباط جسم مانند لباس، مدل مو، معماری، نمادها و سمبل ها، همچنین از طریق مجموع موارد فوق توصیف میکند. ارتباط غیر کلامی نیز به عنوان سکوت زبان نامیده می شود و نقش کلیدی در زندگی روزمره بشر در روابط اشتغال به درگیری های رمانتیک را دارد.گفتار همچنین دارای عناصر غیر کلامی معروف به paralanguage است. این خدمات شامل کیفیت صدا، احساسات و سبک صحبت کردن و همچنین ویژگی های عروضی مانند ریتم، تکیه صدا و استرس است. به همین ترتیب، موضوعات نوشته شده شامل عناصر غیر کلامی مانند شیوه دست خط، نظم معنایی از کلمات و استفاده از شکلک برای انتقال عبارات احساسی به صورت تصویری است.
ارتباطات تصویری
ارتباطات تصویری انتقال نظرها و اطلاعات از طریق ایجاد نمایش های تصویری است.درجه اول با تصاویر دو بعدی همراه است شامل علائم، فن چاپ، نقاشی، طراحی گرافیک، تصویر، رنگ ها ومنابع الکترونیکی، ویدئو و تلویزیون است.تحقیقات اخیر در این زمینه بر روی طراحی وب سایت و قابلیت استفاده گرای گرافیکی متمرکز شده است. طراحان گرافیکی از روش های ارتباط تصویری در عمل حرفه می کنند.
ارتباطات کلامی ارتباطات کلامی، در حالیکه دردرجه اول به ارتباط کلامی سخن اشاره می کند گفته می شود، به طور معمول در هر دو واژه، کمک های کلامی و غیر کلامی عناصر برای حمایت از انتقال معنی تکیه دارد.ارتباط کلامی شامل بحث وگفتگو، سخنرانی ها، نمایش ها، ارتباطات بین فردی و بسیاری از انواع دیگر است. در ارتباطات چهره به چهره زبان بدن و چگونگی صدا نقش مهمی را بر عهده دارد و ممکن است تاثیر بیشتری بر شنونده داشته باشد نسبت به محتوای در نظر گرفته شده از واژه هایی که گفته شد. مجری ماهر باید توجه مخاطب و ارتباط با آنها را در نظر بگیرد.به عنوان مثال از گفتن یک جک توسط دو نفر یکی ممکن است مخاطب را با توجه به زبان بدنش و تن صدایش بسیار سرگرم کند در حالیکه نفر دوم با استفاده ی دقیق از همان کلمات شنوندگان را خسته و عصبانی کند[نیازمند نقل قول] کمک های بصری می تواند به آسان کردن ارتباطات موثر کمک کند وتقریبا همیشه در سخنرانی ها برای مخاطبان استفاده می شود. به طور گسترده ای گفته شد و به طور گسترده شکلی که به اشتباه تفسیر شداستفاده شد تا اهمیت حالت تحویل را تاکید کند"ارتباطات شامل ۵۵٪ زبان بدن،۳۸٪ تن صدا،۷٪محتوای کلمات،"به اصطلاح"قانون ۷٪ـ۳۸٪ـ۵۵٪" با این حال این چیزی نیست که تحقیقات اخیر ذکر کردـ بلکه، زمان انتقال احساسات، اگر زبان بدن، لحن صدا، و واژه ناسازگار باشند درآن هنگام زبان بدن و لحن صدا را بیشتر از یک کلمه باور خواهند داشت [نیازمند روشن] به طور مثال شخصی در حالی که من من کنان، قوز کرده، با نگاه به دور می گوید"از ملاقات شما خوشحال هستم"به عنوان بی احترامی تفسیر خواهد شد(بحث بیشتر در آلبرت محرابیان، سه عنصر از ارتباطات) مدل ارتباطات:نوشته شده شفاهی تصویری الکترونیکی غیر شفاهی
ارتباطات
ارتباطات کلامی
ارتباطات نوشتاری و توسعه آن در طول تاریخ
ارتباطات حیوانات
ارتباطات
سبک ارتباطی منفعلانه
نشانه های کلامی و غیر کلامی
چرا سبک منفعلانه؟
نتیجه رفتار منفعلانه
سبک ارتباطی پرخاشگرانه
چرا سبک پرخاشگرانه؟
نتیجه رفتار پرخاشگرانه
سبک ارتباطی منفعل پخاشگر
نتایج رفتار منفعل- پرخاشگر
سبک ارتباطی جرأتمندانه
گام اول:در خواستتان را سبک سنگین کنید
گام دوم:وضعیت خودتان را شرح دهید
گام سوم:درخواست خود را دقیق، قابل اجرا و محترمانه بیان کنید
شامل 18 صفحه فایل word
بررسی رابطه بین سبک های مدیران و رضایت شغلی کارکنان مدرسه
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:71
فهرست مطالب :
فصل اول (معرفی تحقیق)
چکیده ..................................................................... 1
مقدمه ............................................................................... 2
بیان مسئله .................................................................. 3
اهمیت و ضرورت تحقیق .......................................................... 5
اهداف ........................................................................... 6
فرضیه های تحقیق ...................................................... 6
تعریف عملیاتی .................................................................. 7
فصل دوم (ادبیات و پیشینه تحقیق)
مقدمه .................................................................. 8
الف) مبانی نظری پژوهش ............................................... 9
مکاتب و نظریات مدیریت ......................................................... 10
نظریات سازمانی ........................................................ 10
آدام اسمیت ................................................................ 10
مدیریت علمی .................................................................... 11
مدیریت اداری نظریه کلاسیک سازمان .................................... 12
کاربرد تئوری کلاسیک در مدارس ...................................... 14
انگیزش ........................................................................ 14
ادراک ................................................................... 15
ارتباط .......................................................................... 15
ساختار قدرت ........................................................... 15
اختیار ...................................................................... 15
روحیه ............................................................................. 15
پویایی گروه ................................................................... 16
رهبری ................................................................... 16
نظریه های رهبری ................................................................... 16
نظریه پیوستگی رفتار رهبری ........................................... 19
سبک مدیریت ................................................................. 21
انواع سبکهای مدیریت ............................................................. 23
سبک آمرانه .......................................................................... 23
سبک مشورتی ......................................................................... 23
سبک مشارکتی ........................................................................... 24
سبک انتقال قدرت ................................................................ 24
سبکهای مدیریت لیکرت ............................................................. 25
ب) نظریات مدیریت ................................................... 26
ج) مروری بر رضایت شغلی و نظریات و تحقیقات مرتبط با آن ................ 31
انواع رضایت شغلی ....................................................... 33
عوامل موثر بر رضایت شغلی ............................................. 33
عوامل سازمانی .................................................. 34
عوامل محیطی ........................................................... 36
ماهیت کار ........................................................ 38
عوامل فردی .......................................................... 39
ابعاد رضایت از شغل ........................................... 41
تحقیقات خارجی ........................................................... 43
مطالعات تحقیقی میشیگان ................................................. 43
تحقیقات رابینسون .................................................... 44
تحقیقات یانگ وریکی ................................................... 45
تحقیقات اینینگ وهیسانگ ............................................... 46
فصل سوم (روش اجرای تحقیق)
روش پژوهش ................................................................... 48
جامعه آماری ..................................................... 48
نمونه آماری ................................................................... 48
روش نمونه گیری ........................................................... 48
ابزار گردآوری اطلاعات ........................................................ 48
پایایی ابزار گردآوری اطلاعات ....................................................... 50
روایی ابزار گردآوری اطلاعات ........................................... 50
روش تجزیه و تحلیل داده ها ............................................................. 50
فصل چهارم (تجزیه و تحلیل داده ها)
مقدمه ..................................................... 51
جدول شماره 1-4 ................................................... 51
توزیع فراوانی کارکنان برحسب مدرک تحصیلی ................................ 51
جدول شماره 2-4 .............................................................. 52
جدول شماره 3-4 ........................................................ 52
جدول شماره 4-4 ...................................................... 52
جدول شماره 5-4 ..................................................... 53
جدول شماره 6-4 ............................................................. 53
جدول شماره 7-4 ................................................................. 53
فصل پنجم (خلاصه، نتیجه گیری و پیشنهاد)
مقدمه .................................................................... 55
خلاصه پژوهش................................................ 55
بحث و نتیجه گیری .......................................................... 56
محدودیت های پژوهش ....................................................... 57
پیشنهادها ....................................................................... 58
پیشنهادات حاصل از بررسی نتایج پژوهش ................................. 60
پیشنهاد به محققان و سایر پژوهشگران ...................................... 60
منابع و ماخذ ................................................. 61
ضمائم ................................................................ 64
چکیده :
این پژوهش به منظور بررسی سبک های مدیریتی مدیران و رضایت شغلی کارکنان انجام گرفت برای انجام این پژوهش مدیران و کارکنان مدارس منطقه 7 بعنوان نمونه آماری انتخاب شدند برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه، پرسشنامه سبک سنج لوتانزکه پایایی آن را با روش آلفای کرانباخ 89/0 و پرسشنامه رضایت شغلی اسپکتور با آلفای کرانباخ 90/0 استفاده شد این پرسشنامه ها بین 252 نفر از کارکنان و مدیران منطقه 7 توزیع شد حاصل تجزیه و تحلیل سوالات با استفاده از نرم افزار SPSS نشان می دهد که بین سبکهای مدیریتی رابطه مداری( 042/3= t با سطح معنی داری 001/0)، ضابطه مداری (226/35= t با سطح معنی داری 001/0) رابطه معنی دار وجود دارد.
مقدمه
با توجه به اینکه در عصر حاضر مدیریت به شدت زیادتری مورد تاکید است این حقیقت روز به روز نمایانتر می گردد که موفقیت سازمانها بستگی کامل به استفاده صحیح و کاربرد موثر نیروی انسانی بر پایه علوم رفتاری دارد (علاقه بند ، 1365- ص 81)
در جامعه ایران نیز مانند سایر نقاط جهان هر مدیر برای اداره سازمان خود از روش یا روشهای خاص استفاده می کند که اگر به صورت کلی به این روشها نگاه کنیم از آنها با اصطلاح سبکهای مدیریت نام می برند. برای مثال مدیریت سنتی، مدیریت روابط انسانی، مدیریت سیستمی سه نمونه از سبکهای شناخت شده مدیریت در دنیا محسوب می شود. هنگامی که مشکلات چالش برانگیز مدیریت را در سازمانهای مختلف در نظر می گیریم در می یابیم که آزمون واقعی ویژگیهای مدیران و رهبران تاچه اندازه اهمیت دارد. ازجمله این ویژگیها که بیش ازهمه موارد مطالعه پژوهشگران قرار گرفته، سبک مدیریت است. این مفهوم یکی از مهمترین عناصر موفقیت رهبری و تعیین کننده جو، فرهنگ و راهبردهای حاکم بر سازمان است.
تقریبا بیشتر متخصصان علم مدیریت بر این نکته توافق دارند که سبک رهبری مجموعه ای از نگرشها، صفات و مهارتهای مدیران است که بر پایه چهار عامل نظام ارزش ها، اعتماد به کارمندان، تمایلات رهبری و احساس امنیت در موقعیتهای مبهم شکل می گیرد (همان منبع ص 56)
سبک مدیر می تواند زمنیه های بلوغ کارکنان را فراهم سازد در واقع او می تواند با اتخاذ سبکی مناسب، زمینه های تشویق آنان به قبول مسئولیتهای بیشتر و سنگین تر را فراهم آورد در این صورت میزان تعلق آنان به سازمان بیشتر و افزون تر شده سازمان را در رسیدن به اهدافش یاری خواهد کرد. واضح است یکی از مسائل مهم سازمانهای اجتماعی و آموزشی کاستن اثرات مختلف فشار روانی است محیط کار و فعالیتهای آدمی از جمله مواردی است که احساسهای متفاوتی را در انسانهای مختلف به وجود می آورد که یکی از مهمترین آنها احساس رضایت یا عدم رضایت است بنابراین رضایت شغلی یکی از عوامل بسیار مهم در موفقیت شغلی است و یکی از عوامل مهم افزایش کارایی و احساس رضایت فردی نیز محسوب می شود. زیرا این عامل عبارت است از نوعی احساس مثبت فرد نسبت به شغل و روابط حاکم بر محیط کاری اش که البته از عوامل متعدد از جمله فرهنگی یا فرهنگ سازمانی متاثر است حال با توجه به اهمیت رضایت شغلی و تاثیر آن بر کارایی و عملکرد افراد می توان به این نتیجه رسید که این فاکتور اساسی نقش مهمی در زندگی افراد شاغل دارد. با عنایت به موارد فوق در پژوهش حاضر سعی بر این است که رابطه بین سبکهای مدیران و رضایت شغلی کارکنان مشخص گردد.
بیان مسئله:
رضایت شغلی یکی از عوامل بسیار مهم در موفقیت شغلی است که باعث افزایش کارایی ونیز احساس رضایت فردی می گردد.اغلب گفته می شود که کارمند خوشحال یک کارمند کارا است و یک کارمند خوشحال بایستی با شغلش ارضا شود. اهمیت رضایت شغلی ازآن جاناشی می شود که بیشتر افراد تقریبا نیمی از ساعات بیسوادی خود را در محیط کاری می گذرانند. از نظر سازمانی، سطح بالای رضایت شغلی منعکس کننده جو سازمانی بسیار مطلوب است که منجر به جذب و بقاء کارکنان
می شود (مقیمی، 1373: 1383)
مدیریت براساس تحقیقاتی که بعمل آورده معتقد است که رابطه مستقیم و نزدیکی بین «بازدهی» و رضایت وجود دارد به همان اندازه که رضایت شغلی کارکنان و روحیه کاری آنها بالا می رود بازدهی و میزان تولید آنان نیز افزایش می یابد (اقتداری ، 1374: 269)
نتایج مطالعات دانشگاه میشیگان تحت رهبری «لیکرت» و همچنین نتایج تحقیقات «وروم یتون» نشان می دهد که سبکهای رهبری مبتنی بر تفویض اختیار و مسئولیت به کارکنان و مشارکت دادن آنها در تصمیم گیری های سازمانی منجر به عملکرد بهتر و رضایت شغلی بالای آنان می شود (مورهد گریفن، 1376: 278)
«بلیک» و «موتن» نیز می گویند: بهترین و موثرترین سبک رهبری آن است که کارکنان احساس استقلال شغلی در کار، احساس اشتراک در اهداف سازمانی و اعتماد متقابل بکنند. نتیجه اش عملکرد اصلاح شده، غیبت و ترک خدمت، روحیه کاری بالا و رضایت شغلی بالایی می شود (برومند، 1374: 64)
با توجه به مواردیکه گفته شد رضایت شغلی همیشه مساله مهمی در سازمان ها بوده است پژوهشگر با داشتن این پیش فرض که بین سبکهای مختلف مدیریت و رضایت شغلی کارکنان همبستگی وجود دارد این تحقیق سعی می کند تا ارتباط این دو را مشخص نماید.
سوال کلی: آیا سبک مدیریتی بر رضایت شغلی کارکنان مدارس تاثیر دارد؟
سوالات جزئی:
اهمیت و ضرورت تحقیق:
دو منبع همیشه برای سازمانها در جهت پویایی و رشد و افزایش میزان بهره وری حائز اهمیت بوده است این دو منبع عبارتنداز منابع مالی و منابع انسانی. در سالهای اخیر توجه زیادی به منابع انسانی شده است هر مدیری با سه عامل اساسی در محل کارش مواجه است این عوامل عبارتنداز:
پژوهش نشان می دهد که نیروی انسانی مهمترین عامل توفیق هر سازمان است مدیریکه با مفاهیم کاربرد روان شناسی در کار آشنا نباشد اهمیت روحیه ی کارکنان و رضایت آنها را از محیط کارشان و شغل شان نمی شناسد و از شیوه هایی استفاده می کند که نتیجه آن تولید کمتر و ایجاد فضای روانی نامناسب در سازمان است (ساعتچی، 1378 ص 35)
با توجه به اهمیتی که اخیرا علم مدیریت رفتار سازمانی به منابع انسانی داده است ضرورت و اهمیت پژوهش در این حیطه از علم روشن تر می گردد بدیهی است با انجام چنین پژوهشهایی مدیران و افرادی که در راس هرم مدیریتی یک سازمان حضور دارند می توانند از نقاط قوت و ضعف سازمان خود مطلع شده و برحسب مشکل پیش آمده نسبت به رفع موانع و مسائل موجود در سازمان اقدام نمایند.
اهداف:
بررسی رابطه بین سبک های مدیریتی و رضایت شغلی کارکنان است. تا بدین وسیله تاثیر سبک های مختلف را در رضایت شغلی کارکنان بسنجیم.
فرضیه های تحقیق:
فرضیه های پژوهش عبارتنداز:
تعاریف عملیاتی:
الف) تعاریف نظری:
ترکیبی از صفت ها، مهارتها و رفتارهایی است که مدیر برای تعامل با کارکنان خود از آن استفاده می کند سبک، الگوهای رفتاری پایدار است که مدیران هنگام کار کردن با دیگران آن را به کار می برند (طوسی، 1373 ص 52)
مجموعه ای از احساسات سازگار و ناسازگار در ارتباط با شغل (علاقه بند 1365 ص 12)
ب) تعاریف عملیاتی:
مقدمه:
از زمانهای بسیار دور بحث اداره امور در جوامع مطرح بوده و هست و در هر عصر و زمانی به مقتضیات و شرایط زمان جوامع و مسائل و مشکلات و مباحث دامنگیر آن جامعه، حاکمان و برنامه ریزان تصمیماتی و اقداماتی معمول می نموده اند و برای اعمال این حاکمیت از سبک ها و روشهای مختلف بهره می گرفته اند. اما از زمانی که ساختار تشکیلاتی سازمانها با سلسله مراتب عمودی و افقی شکل گرفتند و قواعد و مقررات برای ایجاد و بسط آن تشکیلات و تعیین مرزهای کاری رخ نشان دادند سبکهای مدیریت و فراهم ساختن رضایت اعضاء مجموعه با تمایلات و خواسته های گوناگون با منابع محدود کار را مشکل تر ساخت و مدیران را مجبور کرد تا با تحقیق و بررسی و استفاده از تجارب دیگران و آزمونهای کار آمدتر، شیوه های معقول و مناسبی را بیابند و براساس آنها اقدام نمایند که در این راستا قدمهای ارزشمندتری برداشته شد و دانشمندان و دانش پژوهان زیادی تلاش کردند تا بهترین سبک و راه را انتخاب نمایند تا با اعمال آنها مدیران قادر گردند از تمامی تلاش و توان افراد یک مجموعه بهره گیرند و با صرف کمترین هزینه و اتلاف کمترین زمان بهترین بازده را نصیب خویش و تشکیلات مربوط بنمایند (محمد علی طوسی 1370 ص 103)
از این رو ابتدا سراغ شناختن انسان و خصوصیات روحی و نیازهای مادی و معنوی او رفتند که نتایج نسبتا مطلوبی نیز کسب شد و پس از آن نحوه ارتباط با یکدیگر و استفاده از زبان مشترک کاری مطرح گردید و در واقع ایجاد تفاهم و رضایت شغلی و محیط سالم توام با علاقه و انگیزه مورد توجه قرار گرفت در ارتباط با سبکهای مدیریت تاکنون تحقیقات متعددی صورت گرفته است که به تعدادی از آنها اشاره
می گردد (همان منبع ص 104).
الف) مبانی نظری پژوهش:
براساس گفته یکی از اساتید مدیریت، علم مدیریت بعد از رنسانس تاکنون مراحل زیر را طی کرده است:
مکاتب و نظریات مدیریت:
به علت تنوع در نظریات مدیریت پس از بررسی و مطالعه نظریات مختلف مدیریت از آغاز قرن بیستم تاکنون، سه مفهوم «سازمانی»، «انسانی» و «ادغامی» برای دسته بندی آنها انتخاب شد (بهرنگی، 1380 ص 66).
نظریات سازمانی:
منظور نظراتی است که بر اهداف سازمان: سازمان، تقسیم کار، تخصصی کردن وظایف، برنامه ریزی، سازماندهی، فرماندهی بر کارکنان، هماهنگی وظایف و کنترل عملکردها، وحدت دستور، سلسله مراتب فرماندهی، عقلانی و منطقی کردن امور و همشکلی ومداومت کارها، رعایت ضوابط به جای روابط تاکید دارد.بعضی از نظریات و نظریه پردازان موثر در پیدایش این مفهوم به شرح زیر معرفی می شود (صافی 1379 ص 4 و 5).
آدام اسمیت:
پیشرفت مدیریت تا انقلاب صنعتی هماهنگ و محسوس نبود در سال 1776، آدام اسمیت با اطلاعاتی که از کارخانه سنجاق سازی به دست آورد محسنات تقسیم کار را اعلام کرد که خود گاهی در جهت سازماندهی و مدیریت بود (بهرنگی، 1380 ص 66).
او بخشی از کتاب معروف خود به نام «بررسی علت و ماهیت ثروت ملل» را به تقسیم وظایف اختصاص داده است. مثلا در یک کارخانه که به تجربه وی انجام گرفت برای تولید سوزن 18 وظیفه مشخص گردید و برای هر یک از وظایف مذکور فرد مناسبی بکار گمارده شد. این عمل منجر به افزایش چشمگیر کمیت تولید در یک روز گردید یعنی تولید به علت تمرکز حرکات و دقت کارگر به انجام کار محدود به وظیفه ای خاص افزایش یافت (بهرنگی 1380 ص 66).
مدیریت علمی:
اما آنچه به صورت مدون در زمینه مدیریت تهیه و ارائه شد توسط فردریک تیلور (1909) انجام گرفت او در کتاب معروف خود بنام «اصول مدیریت علمی» مسئولیت مدیران را به چهار دسته زیر معرفی می کند:
تیلور طراحی دقیق شغل و وظیفه را تنها راه افزایش کارایی دانسته، پیشنهاد می کند که وظایف و فعالیتهای سازمانی به شیوه ای منظم طراحی شوند به انگیزش کارکنان و شیوه پیشینه سازی آن در قلمرو کار توجه کرده انگیزه کار را عمدتا ناشی از شوق به درآمد مالی می داند بنابراین، افزایش تولید را به پاداشها و مشوقهای پولی وابسته دانسته سیستمی برای پرداخت دستمزدپیشنهاد می کند که درآن فرد مستقیما با کمیت تولید پیوند دارد. بالاخره مدیریت علمی با اعمال اصل تخصص در حوزه مدیریت، مدیریت مبتنی بر وظیفه را بوجود آورد (علاقه بند، 1378 ص 74 و 75).
تیلور به تفکیک وظایف قویا عقیده دارد و نظام خود را در مدیریت بر مبنای وظیفه تلقی می کند (عباس زاده، 1375 ص 35).
مدیریت اداری نظریه کلاسیک سازمان:
از میان مدیران صنعتی و صاحب منصبان دولتی و اداری که سعی کرده اند
تجربه های خود را کمابیش با بینش و آگاهی توصیف کنند، هنری فایول فرانسوی شهرت یافته و تحلیل و فعالیت سازمانی و فراگرد مدیریت تاثیری پایدار در قلمرو فکری مدیریت برجا گذاشته است.
فایول تقریبا همزمان با تیلور به نگارش در زمینه مدیریت پرداخت ولی اثر او، مدیریت صنعتی و عمومی (1916) تا زمان ترجمه آن به زبان انگلیسی در سال 1949، بازتاب چندان وسیعی پیدا نکرد. فایول معتقد بود ساختار همه سازمانها دارای دو بعد عمودی و افقی است بعد عمودی یا ساختار سلسله مراتبی، با تفویض مسئولیت و اختیار از بالا به پایین مشخص می شود و بعد افقی، تفکیک کارکردها یا وظایف سازمانی است، نظیر امور مالی، بازاریابی، تولید و غیره.
این نگارش، آشکارا جوانب رسمی ساختار سازمانی را مورد تاکید قرار داد. تاثیر عامل انسانی در سازمانها را به حداقل کاهش می دهد. از این دیدگاه، مشکل اصلی مدیریت آن است که کارکردها یا وظایف لازم برای تحقق هدفهای سازمانی را تشخیص داده. آنها را به صورتی گروه بندی کند که حداکثر تولید و کارایی با کمترین هزینه، حاصل گردد.
فایول در تحقیقات تجربی خود در سازمانهای صنعتی چهارده اصل و پنج وظیفه اداری مدیران را بیان می کند. پنج وظیفه اداری وی عبارتنداز: طراحی، برنامه ریزی، سازماندهی و فرماندهی کارکنان، هماهنگی فعالیتها و کنترل عملکرد می باشد برای دسته بندی اصول چهارده گانه مدیریت وی (تقسیم کار، اختیار مسئولیت، استنباط، وحدت فرماندهی، وحدت هدف یا جهت، تقدم منافع سازمان بر منافع فردی حقوق و مزایای کارکنان، تمرکز، سلسله مراتب، استقرار مناسب (نظم)، عدالت و مساوات، امنیت شغلی کارکنان،ترغیب وجلب مشارکت روح اتحاد وفضای کار گروهی) می توان از چهار مفهوم اساسی زیر استفاده کرد:
کاربرد تئوری کلاسیک در مدارس:
هرچند که تئوری کلاسیک سازمان، از لحاظ ایدئولوژیک تا حد زیادی درخشش خود را از دست داد اما تاثیرات آن را حتی در حال حاضر در کنش و ظواهر سازمانها
می توان به وضوح مشاهده کرد.
مفاهیم و اصول نظریه روابط انسانی شاید بیش از هر سازمانی در محیطهای آموزشی زمینه پذیرش داشت زیرا اهمیت کار آموزش و پرورش ایجاب می کرد که جوانب انسانی کار مورد توجه قرار گیرد. با وجود اینکه روابط انسانی وجود اجتماعی محیط کار، همواره تحت تاثیر ارزشها و خلقیات فرهنگی بوده است.
در نظامهای آموزش و پرورش نیز که عمدتا براساس اصول نظریه های کلاسیک اداره می شوند به تدریج، ضرورت توجه به کیفیت روابط انسانی محسوس گردید و بسته به میزان توسعه یافتگی فرهنگی و آموزش کشورها، اصول روابط انسانی جایگاهی در آموزش مدیران و کاربردی در عملکرد آنان پیدا کرد. جوانب مهم روابط انسانی، در ارتباط با وظایف مدیران آموزشی و محتوی آن، عبارتنداز:
انگیزش:
عوامل روان شناختی، جامعه شناختی، فرهنگی و اقتصادی موثر در شکل گیری رفتار فردی و گروهی در محیط آموزشی.
ادراک:
تلقی و برداشت معلم یا مدیر از نقش خود و دیگران و روابط متقابل در محیط کار و مسائل و مشکلات ناشی از تضاد میان ادراکات.
ارتباط:
کار آموزشی مستلزم برقراری ارتباط و مبادله معانی و اطلاعات است. ارتباط موثر مستلزم توانایی در استفاده از مهارتهای ارتباطی است.
ساختار قدرت:
همه سازمانهای اجتماعی را نوعی قدرت، یکپارچه و فعال نگه می دارد. دانش در این زمینه به مدیران کمک می کند که مکانیسمهای تنظیم کننده رفتار سازمانی را به درستی درک کرده از آنها استفاده نمایند.
اختیار:
تجلی قانون قدرت، اختیار است. با وجود سادگی این مفهوم در قلمرو مدیریت، درک پیچیدگیهای ناشی از ترکیب انواع آن و اثرات رفتاری آنها مشکلاتی برای مدیران فراهم می سازد.
روحیه:
روحیه معیار موفقیت مدیر در ایجاد روابط انسانی خوب در محیط کار است روحیه صرفا به یک حالت روحی زنده و با نشاط اشاره نمی کند بلکه در عین حال حاکی از تعهد وابستگی به یک هدف مشترک گروهی و جدیت و تلاش برای تحقق آن است.
پویایی گروهی:
گرچه مدیر، آموزشی همیشه با افراد کار می کنند ولی افراد، بسیاری از کارها را به صورت گروهی انجام می دهند. شورای معلمان، انجمن اولیاء مربیان، دو نمونه از شرایطی است که مدیران با آن آشنا هستند. دانش و معلومات درباره تشکیل گروهی، پویائیهای عمل گروهی، و مهارتهای کارکردن با گروهها، چیزهایی هستند که برای موفقیت مدیر ضرورت دارند.
رهبری:
مدیر آموزشی، نقش رهبری برعهده دارد و بنابراین باید به معنای ضمنی و پیامدهای آن واقف باشد. رهبری یک فراگرد گروهی است و رهبری کارامد و موثر در گروه، خواست هر مدیری است. عناوین فوق که به اختصار توضیح داده شدند هسته اصلی مجموعه دانش و معلوماتی را تشکیل می دهند که براساس آن مدیران آموزشی می توانند به فهم روابط انسانی محیط کار خود نائل شوند (علاقه بند، 1378 ص 85).
نظریه های رهبری:
افراد زیادی مثل ارسطو هنوز معتقد هستند که بعضی ها از بدو تولد رهبر و بعضیها پیرو می باشند. این اصطلاح تئوری رهبران مردان بزرگ (یا ابر مرد) با روی کرد خصوصیات در مطالعه رهبری تا سالهای 1950 مسلط بوده. این رویکرد نوعا بر آن است که هر گونه خصوصیات بارز فیزیکی روانی را مشخص کند که به رفتار رهبران مربوط بوده و یا آن را توضیح می دهد.
محققان روانشناس با استفاده از این رویکرد درصدد بیرون کشیدن خصوصیات مشخصی هستند که به موجب تواناییهای منحصر به فرد رهبران شده. آنها را از پیروان خود متمایز سازد. نظریه دیگری که مشابه نظریه ابرمرد است سایت گیست است. سایت گیست یک لغت آلمانی به معنی روح زمانها و منظور این است که رهبر محصول زمان خود است و آنهایی به عنوان رهبر ظاهر می شوند که مشخصات و خصوصیات مورد نیاز برای برآوردن نیازهای زمان خود را دارند.
رویکرد خصوصیات با انتشار چند نوشته مبنی بر مرور نوشته های مربوط در بین سالهای 1940 و 1950 به کنار گذاشته شد بعنوان مثال «رالف ام استاگریل» در حدود 120 مطالعه خصوصیات رفتاری رهبری را که در خلال سالهای 1904 و 1947 تکمیل شده بود مرور کرد. مرور بعدی به وسیله «مان» که از 125 مطالعه رهبری 75 یافته در مورد خصوصیات شخصی رهبران بدست داد. نتیجه گیریها نشان داد که رویکرد خصوصیات رفتاری ذاتا موجب نتایج ناچیز و گمراه کننده بوده است.
در این نظریه، آن چه که رهبر و سرپرست انجام می دهد باعث اثر بخش بودن و موفقیت می گردد ونه خصوصیات شخصی او،بنابراین موفقیت یک رهبر یا سرپرست در آن است که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند، چطور در دیگران انگیزه ایجاد کند، چطور کارهای خود را طرح ریزی کند، چطور و چه مقدار اختیارات خود را تفویض کند، چطور با زیر دستان برخورد کند و خلاصه اینکه موفقیت رهبر به میزان نفوذ او که ناشی از رفتار و کردارش می باشد بستگی دارد. (اقتداری، 1378 ص 22 و 23).
و...