
سیستم آبیاری قطره ای عبارت است از شبکة وسیعی از لوله های معمولاً باریک که آب تصفیه شده را به خاک نزدیک گیاه هدایت می کند و طی آن ، آب با فشار کم از روزنه یا وسیله ای به نام گسیلنده از شبکه خارج و به صورت قطراتی در پای بوته ریخته می شود . آبیاری قطره ای تجارتی از اواسط دهه 1960 و بعد از پیدایش و وفور شیلنگها و ضمایم پلاستیکی ارزان قیمت آغاز شد .
تعداد اسلاید ها : 27


دانلود مقاله با موضوع بررسی اثرات ضدقارچی عصاره ی متانولی 27 گونه گیاهی بر علیه قارچ های بیماریزای گیاهی که شامل 11 صفحه و با فرمت قابل ویرایش Word میباشد بشرح زیر است :
*دارای چکیده به زبان انگلیسی
چکیده : امروزه کنترل زیستی عوامل بیماریزای گیاهی با هدف کاهش اثرات خطرناک آفت کش های شیمیایی از جمله تهدید سلامتی بشر، آلودگی محیط زیست،از بین بردن موجودات غیر هدف و پیدایش عوامل بیماریزای مقاوم یک اولویت می باشد. در این راستا استفاده از پتانسیل ضد میکروبی متابولیت های گیاهی، طی سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این مطالعه عصارۀ متانولی 27 گونه گیاهی استخراج و اثرات بازدارندگی (قارچ ایستایی) آنها علیه سه گونۀ بیماریزای گیاهی: Phytophthora drechsleri، Rhizoctonia solani و Pythium aphanidermatum در شرایط آزمایشگاهی و به روش دیسک کاغذی با چهار تکرار بررسی گردید. به دلیل ناکافی بودن مقدار عصاره، تنها هیجده گونه گیاهی از گونه های مورد مطالعه علیه قارچ های Fusarium oxysporum و Cochliobolus sativus مورد آزمون قرار گرفت. نتایج این آزمایش نشان داد که 11 گونۀ گیاهی از بین 27 گیاه مورد مطالعه (حدودا 37%)، دارای خاصیت بازدارندگی رشد میسیلیومی علیه حداقل یکی از قارچ های مورد بررسی می باشند. ده گونۀ گیاهی علیه قارچ R. solani، 9 گونۀ گیاهی علیه قارچ P. drechsleri، 9 گونۀ گیاهی علیه قارچ P. aphanidermatum، چهار گونۀ گیاهی از 18 گونه مورد بررسی علیه قارچ C. sativus و یک گونۀ گیاهی از 18 گونه مورد بررسی علیه قارچ F. oxysporum بازدارندگی قابل اندازه گیری نشان دادند که خود نشان دهندۀ مقاومت بالای قارچ فوزاریوم و حساسیت بالای R. solani در مقابل عصاره های گیاهی می باشد. خاصیت ضد قارچی میخک، جوز هندی، آنغوزه، یوشان، موسیر، جاشیر و تاجریزی علیه کلیه قارچ های مورد مطالعه نشان دهندۀ طیف وسیع قارچ ایستایی گیاهان مذکور میباشد. نتایج کلی این تحقیق حاکی از پتانسیل بالای عصارۀ گیاهان مختلف در کنترل زیستی قارچ های بیماریزای گیاهی میباشد.

مقدمه
وقتی جامعه شناسان از فرهنگ سخن میگویند، مقصودشان آن دسته از جنبه های جوامع بشری است که آموخته میشوند، نه آنهایی که به صورت ژنتیکی به ارث میرسند. اعضای جامعه همه در این عناصر فرهنگ سهیم هستند و به همین دلیل امکان همکاری و ارتباط متقابل به وجود میآید. این عناصر فرهنگی متن و زمینه همگانی و مشترکی تشکیل میدهند که افراد جامعه زندگی خود را در آن میگذرانند. فرهنگ یک جامعه هم شامل جنبه های نامحسوس- عقاید، اندیشها و ارزشهایی که محتوای فرهنگ را میسازند- و هم جنبه های ملموس و محسوس است – اشیاء، نمادها یا فنآوری که بازنمود محتوی یادشده است. (گیدنز، 1385، 34)
واژه جامعه مفهوم بسیار وسیعی دارد. بدین جهات تعاریف به عمل آمده توسط جامعهشناسان گوناگون است. با این همه بین اکثر آنان درباه این مفهوم تقریبا اتفاق نظر حاصل شده و کوشیدهاند تا آن را تفسیر نمایند.
فرهنگ
تعریف فرهنگ و بخشهای مختف آن
آنان که افراد جامعه را به دو گروه با فرهنگ و بیفرهنگ تقسیم میکنند، تصور نادرست و عامیانه از فرهنگ دارند. دیدگاه جامعهشناسی هیچ فرد بزرگسال و طبیعی بیفرهنگ نیست. فرهنگ را میتوان به مجموع رفتارهای اکتسابی و ویژگی اعتقادی اعضای یک جامعه معین تعریف کرد. کلمه اساسی و مهم در تعریف یاد شده کلمه اکتسابی است که فرهنگ را از رفتارهای برخاسته از وراثت و ویژگیهای زیستی متمایز میکند. (بروس، 1379، 59)
واژه فرهنگ از دو بخش "فر" که پیشاوند است و در فارسی هخامنشی و اوستا به صورت Fra به معنی پیش آمده است و "هنگ" از ریشه اوستایی ثنگ به معنی کشیدن و با پیشاوند آ که به معنی قصد و نیت متداول است تشکیل شده و در زبان پهلوی نیز فراهنگ بوده است.
همچنین فرهنگ در معانی مختلفی نظیر کتاب لغت، شاخه درخت که در زمین میخوابانند و در جای دیگر سر بر میآورد و آن را در جای دیگر میکارند، دهنه قنات، دهنه کاریز، جایی که آب از آن محل بیرون میآید و به اصطلاح محل آفتابی شدن قنات نیز به کار رفته است.
فرهنج بر وزن شطرنج هم به معنی علم و فضل و دانش و عقل و ادب است. فرهنگیدن و فرهنجیدن به معنی آداب و تربیت است. فرهنجیده یا فرهنگیده، تربیت پذیرنده، ادب کرده شده، فرهنجه به معنی مردم با ادب و خوشرو و نیکو سیرت و صورت نیز به کار رفته است.
فرهنگستان به معنی مکتب و مدرسه بوده است. امروز به معنی کآدمی یعنی انجمن عالی ادیبان و نویسندگان است.
فرهنگ در اصطلاح جامعه شناسی و مردم شناسی ترجمه واژه کولتورCulture فرانسوی و کالچر انگلیسی است. این واژه که از ریشه لاتینی گرفته شده است، در اصل به معنای کشت و کار، آباد کردن کاشتن زمین و بارور ساختن بود که به تدریج مفهوم آن در ادبیات و علوم راه یافت و در قرن 18 نویسندگان آن آن را به معنی پرورش روانی و معنوی به کار میبردند.
از این تاریخ فرهنگ Culture بر اساس تعریف فرانسوی آن به معنی پرورش روح و جسم به کار برده شده و به تدریج از زبان فرانسه به آلمانی راه یافت و با تغییراتی مواجه شد و به عنوان پیشرفت فکری و اجتماعی انسان و بشریت تلقی شد. اصطلاح تاریخی مبادله فرهنگ بین آلمانیها، فرانسویها و انگلیسی زبانها آن را از تعریف اولیهاش که کاشتن و شخم زدن زمین بوده است، دور کردن و مفهوم جدیدی بدان بخشید.
فرهنگ و جامعه
اصطلاح فرهن به معنی جامعه شناختی و مردم شناختی آن نخستین بار به وسیله مردمشناس انگلیسی، ادوارد بارنت تایلور در سال 1871 در کتابی تحت عنوان فرهنگ ابتدایی به کار رفت.
برای دانلود کل مطلب به لینک زیر مراجعه کنید.

روانشناسان اجتماعی عمل پرخاشگرانه را رفتار آگاهانه ای تعریف می کنند که هدفش اعمال درد و رنج جسمانی یا روانی باشد. این رفتار نباید با ابراز وجود اشتباه گرفته شود؛ گرچه، بسیاری از افراد به نحو غیر دقیقی دیگران را پرخاشگر می نامند. مثلا اگر مردم برای احقاق حقوق خود پایداری کنند به سردبیران روزنامه ها درباره بی عدالتی های خیالی یا واقعی نامه بنویسند، خیلی سخت کار کنند، بلند پروازی زیادی نشان دهند یا به راستی زبر و زرنگ باشند، انها را پرخاشگر می دانند. تعریف من روشن است: پرخاشگری عمل آگاهانه ای است که با هدف وارد اوردن صدمه و رنج انجام می گیرد. این عمل ممکن است بدنی ای کلامی باشد. خواه در نیل به هدف موفق بشود یا نشود در هر صورت پرخاشگری است. بدین ترتیب، اگر یک آشنای خشمگین یک بطری را ب طرف سر شما پرتاب کند و شما جا خالی بدهید، به طوری که بطری به هدف اصابت نکند باز هم یک عمل پرخاشگرانه به حساب می آید. موضوع مهم قصد و نیت است. به همین ترتیب اگر راننده ای هنگام عبور از خیابان سهوا شما را زیر بگیرد کار او نمونه ای از پرخاشگری به شمار نمی اید حتی اگر خسارت وارد شده خیلی بیشتر از آسیبی باشد که بطری به هدف نخورده به بار می اورد.
همچنین شاید مفید باشد که بین پرخاشگری خصمانه و پرخاشگری وسیله ای تمایز قائل شویم. پرخاشگری خصمانه عملی پرخاشگرانه است که از احساس خشم ناشی می شود و هدفش اعمال درد و اسیب است. در پرخاشگری وسیله ای قصد و نیت آسیب رساندن به شخص دیگر وجود دارد لیکن آسیب رسانی به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفی غیر از ایجاد درد و رنج صورت می گیرد. مثلا در بازی فوتبال حرفه ای، بازیکن دفاع معمولا هر کاری انجام می دهد تا مهاجم تیم مخالف را ناکام گذارد و مانع حرکت حامل توپ شود. این پرخاشگری، وسیله ای است. از سوی دیگر اگر وی بر این اعتقاد باشد که حریفش ناجوانمردانه بازی کرده است ممکن است خشمگین شود و به حریف خود آسیب رساند حتی اگر این کار فرصت او را برای جلوگیری از پیشرفت حامل توپ افزایش ندهد این پرخاشگری خصمانه است.
تعریف پرخاشگری
روانشناسان اجتماعی عمل پرخاشگرانه[1] را رفتار آگاهانهای تعریف میکنند که هدفش اعمال درد و رنج جسمانی یا روانی باشد. این رفتار نباید با ابزار وجود[2] اشتباه گرفته شود؛ گر چه بسیاری از افراد، به نحو غیردقیقی، دیگران را پرخاشگر مینامند. مثلاً، اگر مردم برای احقاق حقوق خود پایداری کنند، به سردبیران روزنامه ها درباره بیعدالتیهای خیالی یا واقعی نامه بنویسند، خیلی سخت کار کنند، بلندپروازی[3] زیادی نشان دهند، یا به راستی زبر و زرنگ باشند، آنها را پرخاشگر میدانند. تعریف من روشن است؛ پرخاشگری عمل آگاهانهای است که با هدف وارد آوردن صدمه و رنج انجام میگیرد. این عمل، ممکن است بدنی یا کلامی باشد. خواه در نیل به هدف موفق بشود یا نشود. در هر صورت، پرخاشگری است. بدین ترتیب، اگر یک آشنای خشمگین یک بطری را به طرف سر شما پرتاب کند و شما جا خالی بدهید، به طوری که بطری به هدف اصابت نکند، باز هم یک عمل پرخاشگرانه به حساب میآید. موضوع مهم، قصد و نیت است. به همین ترتیب، اگر رانندهای هنگام عبور از خیابان سهواً شما را زیر بگیرد، کار او نمونهای از پرخاشگری به شمار نمیآید، حتی اگر خسارت وارد شده، خیلی بیشتر از آسیبی باشد که بطری به هدف نخورده، به بار میآورد.

روشهای تحقیق در جامعه شناسی
مقدمه
جامعه شناسی مانند دیگر علوم در تحقیقات خود از روش علمی پیروی میکند. روش علمی مبتنی بر مشاهده، آزمایش و تجربه است. محقق ابتدا از طریق مشاهده و آگاهی از تجربه مقدماتی پس از آنکه متوجه مسالهای شد، فرضیه ای طرح میکند و برای اثبات یا رد آن فرضیه به تحقیق و تجربه وسیع میپردازد. (تجربه شامل واقعیتهای گوناگونی مانند، مشاهده، آزمایش، تجزیه، ترکیب، اندازه گیری و ثبت، تعریف، آمارگیری، مقایسه، طبقه بندی و تمثیل است.) اگر تجربه های حاصل، موضوع مورد تحقیق را تایید و فرضیه را ثابت کند، قانون که آخرین مرحله روش علمی راست میرسد. به عبارت دیگر اگر فرضیه یا تجربه تایید شود به صورت قانون علمی در میآید.
قانون علمی بیان روابط وجوه کلی واقعیت است و آزمایشهای گذشته را به صورتی فشرده عرضه میدارد و در نتیجه انسان را در پیشبینی حوادث آینده و کشف قوانین دیگر رهبری میکند. از تعمیم چند قانون علمی، نظریه یا تئوری حاصل میشود. نظریه یا تئوری دنباله مرحله کشف قانون است. یعنی اگر بتوان چند قانون علمی را با یکدیگر مربوط ساخت و تعمیم داد، نظریه یا قانونی وسیعتر فراهم میگردد و عده زیادی از پدیده های متفاوت را تبیین میکند.
پس عنصر تعیین کننده یک تئوری عمومیت آن است و تکوین آن بر اساس قضایای تجربی است که ممکن است مجرد باشد یعنی در تمام زمانها و مکانها صدق بکند یا نکند. ولی عنصر در یک قانون آن است که در زمانها و مکانهای مختلف صدق میکند. بدین ترتیب ممکن است آن یک تئوری باشد یا یک قضیه تجربی تعمیم نیافته. مثلا قانون جاذبه نیتون هم قانون است و هم تئوری؛ ولی جوشیدن آب در صد درجه حرارت، قانون است و تئوری نیست. از طرف دیگر تئوریها در علوم اجتماعی جنبه قانونی ندارند. زیرا ماهیت تحقیقات جامعهشناختی به اقتضای طبیعت خاص امور و پدیده های اجتماعی، با تحقیقات علوم طبیعی یا علوم ماده و بی جان مانند: علم فیزیک، شیمی، زمینشناسی و ... تفاوت دارد. اولا عالم این گونه علوم میتواند موضوع مورد تحقیق خود را به آزمایشگاه ببرد، در آن دخل و تصرف کند و نتایج حاصل از آن را ثبت و ضبط نماید تا از کیفیت آن آگاه شود. در حالی که این امکانات برای جامعهشناس وجود ندارد. زیرا آزمایشگاه جامعه شناس، همان جامعه است و نمیتواند در آن دخل و تصرف کند.
مثلا اگر بخواهد رابطه میان میزان درآمد و بعد خانواده یا تعداد فرزندان خانواده را پیدا کند نمیتواند در آن دخل و تصرف کند. مثلا درآمد را به عنوان یک متغییر مستقل (یا علی) کم یا زیاد کند و تغییر حاصله در بعد خانواده، یا سایر تغییرات را به عنوان متغییر وابسته یا تابع پیدا کند. ثانیا احکام ذهنی یا افکار و فلسفه شخصی محقق، در پژوشگر علوم طبیعی یا بیجان اثر نمیگذارد. در حالی که در تحقیقات جامعهشناختی چون موضوع تحقیق، جامعه انسانی است، احکام ذهنی و فلسفه شخصی، احساسات، تمایلات و عواطف ممکن است به گونههای مختلف او را تحت تاثیر قرار دهد، در نتایج تحقیقات او موثر واقع گردد و به صحت تغییر او لطمه وارد شود و مانع آن گردد که تحقیق با بینظری و صحت کامل انجام پذیرد. (قرائی مقدم، 1388، 113 – 114)
شناخت و شیوه های آن
انسان از آغاز پیدایی، در برابر دنیای پیرامون خود به سوال نشست. از خود پرسید دگرگونیهای طبیعت چیست و ناشی از کدام عامل یا عوامل است؟ چگونه می توان طبیعت را مسخر ساخت و آن را مهار نمود؟ چگونه میتوان بر قوانین هستی اجتماعی دست یافت و آن را به میل و اراده خویش دگرگون نمود؟ اینها و بسیاری دیگر سوالاتی هستند که انسانها در جستوجوی پاسخ بدانها بوده اند. چه، هیچ چیز سخت از ابهام نیست، شناخت حتی به صورت موقت، آرام بخش است و اندیشدن با ذات و سرشت انسانی در انطباق است. اما کسب شناخت شیوه های بسیاری دارد. (ساروخانی،1387، 14)
کاوشگری انسان و علم
مشاهده و تلاش برای تفسیر مشاهدات جزء فعالیتهای فطری انسان است. مشاهده بنیاد بقاء آدمیان به شمار میرود. اما در زندگی روزمره مشاهدات و تفسیرهای ما غالبا اتفاقی و نیمه اگاهانه اند، به طوری که در هر دو مورد مرتکب خطا میشویم. مشاهده و تفسیر پژوهندگان کاملا آگاهانه و دقیق است.
گاهی اوقات محققان اجتماعی در پی درک کلی، ولو ناکامل، درباره الگوهای اجتماعی ناکامل بر میآیند. گاه بیشتر سعی میکنند که عمیقا به کاوش در ویژگیهای فردی یک مورد خاص بپردازند. گاهی محققان با نظریهای گلی شروع میکنند و آن را از طریق مشاهدات کنترل شده میزمایند. گاه با کاوش نامحدودتر و بدون ساخت، الگوهای کلی را از میان چیزهایی که مشاهده کرده اند تشخصی میدهند. در نهایت در حالی که عینت جنبه مهمی از تمام علوم است، متوجه خواهید شد که ذهنیت نیز میتواند ابزار مهمی برای پژوهندگان علوم اجتماعی باشد. (ببی، 1387، 20)
نظریه های شناخت و روش شناسی
علم در پی گفتارهایی درباره واقعیتها است و جریانی را که به دستیابی به این گونه گفتارها منتهی میگردد، جریان شناخت و بررسیهای را که درباره جریانهای شناخت در زمینههای گوناگون تخصصی و علمی انجام میگیرند تئوریها (نظریههای) شناخت مینامند. این نظریههای شناخت در پی بررسی طرق دستیابی به محتواهای شناخت (روشها)، انگیزهها، هدفها، زمینهها و ضوابط حقیقت جوئی هر نوع شناختن هستند و بر مبنای همین نکات (روشها، انگیزه ها، هدفهای ... شناخت) عقاید و دیدگاههای دانشمندان مختلف کم و بیش با یکدیگر متفاوت است. در زمینه جامعه شناسی اختلاف نظرهای موجود از چند منشا سرچشمه میگیرند که هر یک بر روی دیگری تاثیر متقابل دارد:
باید متذکر شد که گرچه این اختلاف نظرها کم و بیش در چند قطب متذکر شدهاند، اما مرز بین این قطبها و یا دیدگاه ها چندان هم که تصور میرود مشخص و قاطع نیست، زیرا تقریبا همه دانشمندان جامعه شناس در مورد روشهای شناخت نظر دادهاند و دانشمندانی نیز هستند که نظرشان در بین این دیدگاهها قرار گرفته است، لذا تقسیمبندی قانعکننده از دیدگاههای به سختی امکانپذیر است؛ خصوصا که در طول زمان در هر یک از دیدگاهها کم و بیش نگرش خاصی نمایان میشود. اما علت متبلور شدن برخی از این دیدگاهها را میتوان ضمن اهمیت اجتماعی و علمی آنها خصوصا در تعداد دانشمندانی که در آن مکتب متمرکز شده اند- و شاید نیز ظاهرا جانبداری و تقویت برخی از جوامع از آنها دانست. (رفیع پور، 1386، 35 – 36)
برای دانلود کل مطلب به لینک زیر مراجعه کنید.