• مقاله با عنوان: تحلیل رفتاری سد خاکی دیریک چای سلماس با استفاده از نتایج ابزار دقیق (طی دوره بهره برداری)
• نویسندگان: آرش چراغی ، محمد مناف پور ، میر علی محمدی
• محل انتشار: هشتمین کنگره ملی مهندسی عمران - دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل - 17 و 18 اردیبهشت 93
• محور: سازه های هیدرولیکی
• فرمت فایل: PDF و شامل 8 صفحه می باشد.
چکیــــده:
ایمنی یک سد نه تنها به طراحی و اجرای دقیق، بلکه به عملکرد صحیح آن بر اساس رفتار نگاری سد طی اولین سالهای آبگیری و مراحل بهره برداری بستگی دارد. از آنجایی که با استفاده از ابزارگذاری و برنامه ریزی رفتار نگاری میتوان بروز پدیدهها و عوامل مخرب سد را شناسایی نمود، لذا ابزار دقیق و سیستم رفتارنگاری در بررسی عملکرد سد در حین ساخت و بهره برداری و همچنین ارزیابی پارامترهای طراحی و به طور کلی کسب اطلاعات و کنترل رفتار سد اهمیت ویژهای را داراست. در این تحقیق ابتدا به آسیب شناسی ابزارهای به کار برده شده در سد خاکی دیریک چای سلماس پرداخته شده است و پس از حصول اطمینان از صحت عملکرد ابزار دقیق، رفتار نگاری سد با استفاده از نتایج ابزار دقیق کار گذاشته شده در پی و بدنه سد، شامل نشستها، فشارهای آب حفرهای و موقعیت خط فریاتیک انجام گردیده است.
________________________________
** توجه: خواهشمندیم در صورت هرگونه مشکل در روند خرید و دریافت فایل از طریق بخش پشتیبانی در سایت مشکل خود را گزارش دهید. **
** توجه: در صورت مشکل در باز شدن فایل PDF مقالات نام فایل را به انگلیسی Rename کنید. **
** درخواست مقالات کنفرانسها و همایشها: با ارسال عنوان مقالات درخواستی خود به ایمیل civil.sellfile.ir@gmail.com پس از قرار گرفتن مقالات در سایت به راحتی اقدام به خرید و دریافت مقالات مورد نظر خود نمایید. **
بررسی پذیرش تکنیکهای کنترل رفتاری از سوی والدین مراجعه کننده به بخش کودکان دانشکده دندانپزشکی قزوین (سال 1386)
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:64
فهرست مطالب :
چکیده:
فرضیات پژوهش عبارتند از:
فصل اول:
مقدمه:
بیان مسئله
اهمیت و ضرورت پژوهش
اهداف تحقیق
فرضیههای اصلی تحقیق:
فرضیه های فرعی پژوهش:
متغیرهای پژوهش
1- متغیر مستقل:
2- متغیرهای وابسته:
3- متغیرهای مداخله گر (تعدیل کننده):
4-متغیرهای کنترل:
تعریف عملیاتی مهارت های زندگی:
تعریف عملیاتی سازگاری اجتماعی:
تعریف عملیاتی پیشرفت تحصیلی:
تعریف عملیاتی اضطراب حالت:
تعریف عملیاتی اضطراب صفت:
فصل دوم: (مروری بر پیشینه پژوهش)
مقدمه:
تعریف عزت نفس
شکل گیری عزت نفس:
اهمیت عزت نفس
تفاوت عزت به نفس با اعتماد به نفس:
تفاوت عزت نفس با خویشتن پذیری:
تفاوت عزت نفس با مفهوم خود پنداره:
زمینه های مختلف عزت نفس
عزت نفس کلی:
عوامل موثر در رشد عزت نفس:
تاثیر جنسیت در رشد عزت نفس:
تعریف اضطراب:
نظریه روانکاوی:
نظریه های شناختی اضطراب:
نظریه یادگیری اجتماعی اضطراب:
نظریه های رفتاری اضطراب:
نظریه زیست شناختی اضطراب:
روش های مختلف اندازه گیری اضطراب:
افتراق بین اضطراب حالت و اضطراب صفت:
پیشرفت تحصیلی:
تعریف پیشرفت تحصیلی
دیدگاه های مختلف درباره پیشرفت تحصیلی:
عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی:
سازگاری اجتماعی:
عوامل موثر بر سازگاری اجتماعی:
شرایط تحصیلی:
هوش:
گروه همسالان:
نظریه ها و دیدگاه های سازگاری اجتماعی:
دیدگاه روان پویایی:
دیدگاه یادگیری اجتماعی:
دیدگاه تحولی:
دیدگاه زیستی:
دیدگاه اجتماعی- فرهنگی:
ارتباط حیطه های مختلف زندگی فرد با مهارتهای زندگی
ارتباط نظریه های مشاوره با مهارت های زندگی
برنامه آموزش مهارت های زندگی:
خود توانمندسازی از طریق آموزش مهارت های زندگی
طبقه بندی مهارت های زندگی
1-مهارت های بین فردی/ روابط انسانی:
2-مهارت های حل مسئله/ تصمیم گیری:
مهارت های مربوط به سلامت جسمانی/ حفظ سلامتی:
اهمیت آموزش مهارت های زندگی در مدارس:
پیشینه تحقیقات پژوهش
فصل سوم:
(روش و تحقیق)
اهمیت آموزش مهارت های زندگی در مدارس:
پیشینه تحقیقات پژوهش
جامعه آماری:
ابزارهای تحقیق:
آزمون عزت نفس کوپراسمیت
آزمون اضطراب- حالت- صفت (STAI)
مقیاس رفتار سازگارانه وایلند
چگونگی اجرای آزمونها
نحوه اجرای آزمایش
نحوه اجرای آزمایش:
روش های آماری پژوهش:
روش های آماری توصیفی:
روشهای آمار استنباطی:
فصل پنجم:
مقدمه:
تبیین یافته های آماری
فرضیه (1)
فرضیه (2):
فرضیه (3):
فرضیه 4:
فرضیه 5:
تبیین یافته های جانبی
بحث ونتیجه گیری کلی:
مشکلات و محدودیت های پژوهش
پیشنهادات:
چکیده :
زمینه: جهت درمان دندانپزشکی کودکانی که با دندانپزشک همکاری نمی کنند،استفاده از تکنیک های کنترل رفتاری اجتناب ناپذیر می باشد.روشهایی هستند که گروه دندانپزشکی با آن به طور موءثر و کارامد کودک را درمان می کند و همزمان نگرش مثبتی نسبت به دندانپزشکی به او القا می کند.
هدف: هدف این مطالعه تعیین کردن پذیرش تکنیکهای کنترل رفتاری از سوی والدین مراجعه کننده به بخش کودکان دانشکده دندانپزشکی قزوین بود.
روش ها: جهت انجام این مطالعه توصیفی-مقطعی،فیلمی حاوی 4 روش کنترل رفتاری جدا کردن کودک از والد،کنترل صدا،گذاشتن دست روی دهان کودک و بیهوشی عمومی ساخته شد.قبل از نمایش هر تکنیک،در فیلم توضیحی مختصر توسط متخصص دندانپزشکی اطفال راجع به ویژگی،روش و هدف هر تکنیک داده شده 50 نفر از مادران مراجعه کننده به بخش کودکان دانشکده دندانپزشکی قزوین این فیلم را مشاهده کردند و پس از مشاهده هر تکنیک ، پرسشنامه ای که در اختیارشان قرار گرفته بود پر کردند.
نتایج: روش جدا کردن کودک از والدین بیشترین تکنیک پذیرفته شده بود.بعد از آن ترتیب پذیرش تکنیکها به صورت (2) کنترل صدا(3) گذاشتن دست روی دهان کودک و (4) بیهوشی عمومی بود. در این مطالعه بین پذیرش تکنیک کنترل صدا و رتبه فرزند ، سن کودک و تعداد فرزندان خانواده همچنین بین پذیرش تکنیک بیهوشی عمومی از سوی مادران و تحصیلات مادر و رتبه فرزند ارتباط آماری معنی داری وجود داشت. (p<0.05)
نتیجه گیری: با توجه به مطالعه حاضر روش جدا کردن کودک از والدین بیشترین تکنیک پذیرفته شده و تکنیک بیهوشی عمومی کمترین تکنیک پذیرفته شده می باشد.
کلید واژه ها: رفتار کودک ، کنترل رفتار ، نگرش والدین
هدف رشته دندانپزشکی اطفال پیشگیری ویابرطرف نمودن مشکلات دندانی ودهانی کودکان میباشد.(1) همانطورکه می دانیم گروهی از مردم از درمان های دندانپزشکی برای خودیاکودکانشان به دلیل ترس آنها از اینکه ملاقات های دندانپزشکی به طور معمول دردناک است دوری می گزینند،بنابراین متخصصان دندانپزشکی از هر فرصتی باید استفاده کنند تابه بیماران یاوالدینشان کمک کنند تا بر این مانع غلبه کرده وبسوی مسیر اصلی مراقبت های دندانپزشکی موءثر هدایت شوند.(2)
خوشبختانه،بیشتر کودکان خیلی راحت و به طور خوشایندی ملاقاتهای دندانپزشکی شان را پیش می برند بدون اینکه هیچگونه فشار ناخواسته ای به خودشان یا گروه دندانپزشکی وارد آورند.این موفقیت ها می تواند به چند عامل نسبت داده شود مانند اعتماد به نفس کودک،آماده سازی مناسب کودک توسط والدین برای ملاقات یا مهارتهای عالی ارتباطی گروه دندانپزشکی.(3)اما درصدی از کودکان غیر همکار هستند و به گونه ای رفتار می کنند که انجام درمان دندانپزشکی آنها بدون استفاده از تکنیک های کنترل رفتاری کودک حین درمان دندانپزشکی امکانپذیر نمی باشد.(1)از این رو جهت درمان دندانپزشکی کودکانی که با دندانپزشک همکاری نمی کنند استفاده از تکنیک های کنترل رفتاری اجتناب ناپذیر می باشد. روشهای کنترل رفتاری روشهایی هستند که گروه دندانپزشکی با آن به طور موءثر و کارامد کودک را درمان می کند و همزمان نگرش مثبتی نسبت به دندانپزشکی به او القا می کند. این روشها پایه و اساس بر قراری ارتباط خوب بین گروه دندانپزشکی و بیمار خردسال است. روشهای کنترل رفتاری یا در جهت برقراری ارتباط مناسب دندانپزشک با کودک است یا در جهت حذف رفتار نامناسب کودک.(3)
جهت به کارگیری این روشهای کنترل رفتاری ابتدا لازم است کودکان را از جهت همکاری به گروههایی تقسیم کنیم و متناسب با هر گروه روش کنترل رفتاری را انتخاب کنیم.Wright اخیرا کودکان را از نظر رفتار حین درمان به سه گروه تقسیم نموده:کودکان همکار[1]،کودکان فاقد توانایی همکاری [2]و کودکان بالقوه همکار[3].برای دستیابی به همکاری در کودکان بالقوه همکار حین درمان دندانپزشکی لازم است تلاش کنیم تا الگوی رفتاری کودکان را تغییر دهیم اما در مورد کودکان فاقد توانایی همکاری باید روشهای کنترل رفتاری ویژه ای را به کار برد و بلافاصله پس از پایان درمان نمی توان انتظار تغییرات رفتاری سریع و زیادی از آنها داشت.گروه کودکان فاقد توانایی همکاری شامل دو زیر گروه می باشد: یکی کودکان خیلی خردسال که به علت سن کم ، ارتباط با آنها مشکل است و نمی توان درک مطلب را از آنها انتظار داشت و دیگری کودکانی که دچار ناتوانی خاص یا معلولیت هستند.(3) به طور کلی تعدادی از این تکنیکهای کنترل رفتاری قابل استفاده توسط دندانپزشک کودکان بر اساس دستورالعمل های AAPD به شرح زیر می باشند:
بگو- نشان بده- انجام بده(Tell-Show-Do)[4]،کنترل صدا(Voice Control)[5]،تشویق و ترغیب کودک (Positive Reinforcement) [6]،پرت کردن حواس کودک (Distraction) [7]،جدا کردن کودک از والدین (Parents Separation) [8]آرام بخشی با نیتروز اکساید(N2O Sedation) [9]،نگهداشتن فیزیکی (Physical Restraint) [10]اعم از نگهداشتن کودک با دستیار (Active Restraint) [11]و یا نگهداشتن کودک با دستگاه یا ابزار (Passive Restraint) [12]،آرام بخشی هشیارانه (Concsious Sedation) [13]،تخت نگهدارنده کودک(Papoose Board) [14]گذاشتن دست روی دهان کودک (Hand-Over-Mouth) [15]،بیهوشی عمومی (General Anesthesia) [16]،پیش دارویی خوراکی(Oral Premedication) [17] و ارتباط غیر کلامی (Non verbal communication) [18].
مسئله مهم دیگر علاوه بر کودک و همکاری او و دندانپزشک و روشهای کنترل رفتاری مورد استفاده توسط او،والدین می باشند.والدین در ایجاد مهارتهای لازم در کودک برای مقابله با استرس نقش مهمی دارند. هر چه نگرش والدین نسبت به تکنیکهای کنترل رفتاری مثبت تر باشد ، استرسی که از جانب والدین به کودک منتقل می شود کمتر بوده و همکاری والدین با دندانپزشک در به کار گیری این تکنیکها بهبود یافته و در زمان استفاده از هر یک از این تکنیکها ، والدین با آرامش خاطر بیشتری رضایت نامه را تکمیل می کنند.
از این رو درمان دندانپزشکی کودکان تفاوت عمده ای با بزرگسالان دارد و آن تفاوت در نوع ارتباط است. درمان بزرگسالان شامل یک ارتباط یک به یک است یعنی ارتباط بیمار و دندانپزشک اما درمان اطفال یک ارتباط یک به دو است یعنی ارتباط بیمار خردسال-دندانپزشک و بیمار خردسال – والدین بیمار.این نوع ارتباط سبب ایجاد مثلثی شده که در دندانپزشکی اطفال به مثلث درمانی بیمار- دندانپزشک و والدین معروف است.بیمار خردسال در راس این مثلث قرار دارد.به تازگی جامعه نیز در مرکز مثلث قرار گرفته است.
جامعه
کودک
ارتباط بین سه گوشه مثلث ساکن و استاتیک
نبوده بلکه پویا و دینامیک است و همه با هم
در این مثلث در ارتباط هستند.زمانی امکان
درمان موفق در کودکان فراهم می شود که
ارتباط مناسبی بین بیمار و دندانپزشک وهمچنین بیمار و والدین او بر قرار شده باشد.(3)
بنابر این هدف از این مطالعه ارزیابی پذیرش و عدم پذیرش هر یک از تکنیکهای کنترل رفتاری P.S،V.C ،HOM و G.Aاز سوی والدین است.
کلیات
پایه و اساس رشته دندانپزشکی کودکان توانایی هدایت کودکان با تجربیات دندانپزشکی آنها است.در کوتاه مدت این مهارت دندانپزشک امتیازی برای تامین نیازمندی های فوری دندانپزشکی کودکان است.بیشتر آثار سودبخش ماندگار نیز ، هنگامی که بذر های سلامت دندانی آینده کودکان در اوایل زندگی کاشته شود،حاصل می شود.اگر هدف حرفه دندانپزشکی را ایجاد نگرشهای مثبت نسبت به این رشته و بهبود سلامت دندانی جامعه بدانیم ، کودکان راه منطقی رسیدن به این هدف در آینده اند.
متغیر های موءثر بر رفتار دندانپزشکی کودکان:
کودک مضطرب و ترسویی که پیش بینی ملاقات ناخوشایندی را می کند،در مقایسه با کودکی که ترس واضطراب کمتری دارد،بیشتر مستعد داشتن چنین تجربه ناخوشایندی است.اضطراب یا ترس بر رفتار کودک و بر موفقیت ملاقات دندانپزشکی تاثیر زیادی می گذارد.مکتبهای مختلف روانشناسی اضطراب را خصوصیتی شخصیتی می دانند،اما عقاید گوناگونی را درباره منشا این ویژگی ابراز می کنند.متغیر های بسیاری را در پیشینه کودکان با این رفتارها ،مربوط دانسته اند: (3)
1-اضطراب مادری:
در سالهای گذشته مرسوم بود که مادران بیشتر از پدران کودک را به مطب دندانپزشکی می آوردند.اضطرابی که مادران در ملاقاتهای دندانپزشکی از خود نشان می دادند،منابع دندانپزشکی را تحت تاثیر خود قرار داده است.اگر چه در آینده نزدیک ممکن است این عنوان به "اضطراب والدین"تغییر نام دهد.در حال حاضر چنین تغییری می تواند زود هنگام باشد.بیشتر تحقیقات نشان دهنده رابطه مهمی بین اضطراب مادر و رفتار کودک از نظر همکاری در اولین ملاقات دندانپزشکی است.اضطراب زیاد والدین بر رفتار کودکان آنها تاثیر منفی دارد.دانسته های علمی نشان می دهد که اضطراب مادران بر کودکان در تمام گروههای سنی تاثیر دارد. بیشترین اثر آن بر کودکان زیر 4 سال است. زیرا همزیستی بین کودک و مادر از نوزادی آغاز می شود و به تدریج رو به کاهش می گذارد.(3)
2-تاریخچه پزشکی:
توافق عمومی وجود دارد که کودکانی که دارای تجربه مثبت پزشکی هستند، همکاری بهتری با دندانپزشکان دارند. کیفیت ملاقاتهای گذشته از نظر احساسی از تعداد ملاقاتها مهم تر است. دردی که کودک در ملاقاتهای پزشکی قبلی تجربه کرده است ، نکته مهم دیگری در تاریخچه پزشکی اوست. این درد ممکن است ، خفیف یا شدید ، حقیقی یا خیالی باشد. با وجود این باور های والدین در مورد درد ملاقاتهای پزشکی گذشته نیز بررفتاروهمکاری کودک درمحیط دندانپزشکی موءثراست.
همچنین مطالعات نشان میدهد که تجربیات بد جراحی گذشته،بر رفتار کودکان در اولین ملاقات دندانپزشکی تأثیر دارد،اما این حالت در ملاقاتهای بعدی دیده نمی شود.(3)
3-آگاهی از مشکلات دندانی:
برخی از کودکان ممکن است از مشکلات دندانی خود آگاه باشند.این مشکل ممکن است وخیم مانند آبسۀ مزمن دندانی ویا ساده مانند رنگ گیری با منشأ خارجی دندانها باشد.با وجود این گرایشی به رفتار در اولین ملاقات دندانپزشکی وجود دارد،زیرا کودک میداند که مشکل دندانی دارد. چنین رفتاری ممکن است از جانب والدین به کودک انتقال یابد.
دندانپزشک با آگاهی از اهمیت این متغیر می تواند والدین را از ارزش اولین ملاقات دندانپزشکی کودک قبل از بروز مشکلات دندانی آگاه سازد.(3)
طبقه بندی رفتار کودکان از نظر همکاری:
در طی معاینۀ کودک میزان همکاری وی مورد توجه قرار می گیرد، زیرا کلیدی برای انجام درمان محسوب می شود.
روشهای گوناگونی برای طبقه بندی رفتار کودکان در محیط دندانپزشکی وجود دارد.
طبقه بندی بالینیWright کودکان را در سه دسته قرار می دهد: 1- همکار 2- فاقد توانایی همکاری 3- بالقوه همکار
مشکل رفتاری ، واژه مشخصی است که می توان به کودکی نسبت داد که با استعداد است ، ولی توانایی همکاری ندارد. رفتار اینها با کودکانی که فاقد توانایی همکاری هستند متفاوت است ، زیرا این کودک توانایی انجام همکاری را دارد.
روش دیگری که در تحقیقات علوم رفتاری به کار می رود سنجش رتبه ای رفتار Frankl است.این معیار رفتار های مشاهده شده را به 4 دسته تقسیم می کند که از کاملا مثبت تا کاملا منفی متغیر است. شرح مقیاس به این گونه است:
رتبه 1 / کاملا منفی: از درمان سر پیچی می کند و به شدت گریه می کند یا تر سو است.
رتبه 2 / منفی: تمایل به قبول درمان ندارد ، همکاری ندارد، شواهدی از رفتار منفی نشان می دهد ولی چشمگیر نیست ( کج خلقی ، کناره گیری )
رتبه 3 / مثبت : درمان را قبول می کند همزمان احتیاط هم دارد،تمایل به موافقت با دندانپزشک را دارد، همزمان شرط می گذارد ولی دستورات دندانپزشک را با همکاری پیروی می کند.
رتبه 4 / کاملا مثبت: رابطه خوبی با دندانپزشک دارد و به اعمال دندانپزشکی علاقه مند است ، می خندد و لذت می برد.
روش طبقه بندی Frankl وسیله تحقیق عمومی است و برای ثبت رفتار های کودکان در مطب دندانپزشکی باید به شکل مختصر در آید.درمانگر می تواند کودکانی را که رفتار همکارانه مثبتی از خود نشان می دهند با علامت + یا ++ مشخص کند . بر عکس رفتار غیر همکارانه را با نشانه های – یا - - یاد داشت نماید. نقص این روش ، کافی نبودن اطلاعات بالینی درباره کودکان غیر همکار است. برای مثال اگر کودکی به عنوان – تلقی شد به کار برنده این روش طبقه بندی مجبور است که کیفیت واکنش را تعریف و درجه بندی کند. با ثبت "- ، گریان " توصیف بهتری از مشکل بالینی حاصل می شود.(3)
والدین بیمار خردسال:
والدین تقریبأ از هنگام تولد فرزندانشان، رفتار آنها را به کمک رفتارهای ویژۀ انتخابی تشویق و تنبیه ،روشهای انظباطی و مقداری آزادی دادن شکل میدهند.حداقل در سالهای اول،اصولاً این والدین هستند که کودکان کارهای خوب وبد را از آنها می آموزند. فرهنگ والدین و وضعیت اجتماعی- اقتصادی والدین تا حدّی در قبول روشهای کنترل رفتاری تأثیر دارد . بعنوان مثال اکثر والدینی که وضعیت اجتماعی- اقتصادی بهتری دارند مخالف روش بیهوشی عمومی هستند. کاهش قبول این روش ممکن است ناشی از این حقیقت باشد که گروه اجتماعی مرفه تر نسبت به خطر های بیهوشی عمومی آگاهتر هستند.
همچنبن اکثر والدین آینده نگر و وظیفه شناس با سطح متوسط ،تمایل به دریافت فوری مراقبتهای دندانپزشکی هستند وآنها مسواک زدن و معاینات دندانپزشکی را به عنوان امری بدیهی می پذیرند.برخی دیگر از والدین هم از نظر اقتصادی- اجتماعی در درجۀ متوسط یا بالا قرار دارند و ممکن است از اهمیت دندانپزشکی به خوبی آگاه باشند ولی به درستی به آن نپردازند. گاهی اوقات این والدین آنقدر گرفتار زندگی روزانه خود هستند که فرصت همکاری با برنامه های بهداشت دهان یا حتی آوردن کودک خود به مطب دندانپزشکی را ندارند. بنابراین قواعد کلی همیشه صادق نخواهد بود. با توجه به درک اهمیّت نقش والدین در مثلث درمانی دندانپزشکی کودکان و لزوم جلب همکاری آنها، اهمیّت گفتگو با والدین آشکار می شود.والدین کودک بیمار اغلب به آگاهی و راهنمایی در مورد درمانهای دندانپزشکی کودکانشان نیاز دارند .ما در جامعه ای پر ادعا زندگی می کنیم و بهبود رابطه با والدین امری حیاتی است.
رفتارهای کودکان در مطب های دندانپزشکی قویاً مرتبط با روش زندگی والدین – ترجیحات و خواسته های آنهاست.(3)
راهبرد های گروه دندانپزشکی:
هدف اصلی در درمانهای دندانپزشکی این است که علاوه بر درمان گام به گام نگرش مثبتی نسبت به دندانپزشکی در کودکان ایجاد شود ،از این رو باید ابتدا رفتار کودکان را قبل از وعده ملاقات تغییر داد. روشهای متعددی در این زمینه وجود دارد :
- فیلم یا نوارهای ویدیوئی برای ایجاد مدل کودکان خردسال تهیه شده،با این هدف که بیمار رفتارهای شبیه مدل از خود نشان دهد.
- همچنین تغییر رفتار قبل از وعده ملاقات می تواند با استفاده از مدلهای زنده مانند خواهر و برادر، کودکان دیگر یا والدین انجام شود در این مواقع بسیاری از کودکان خردسال بعد از معاینۀ والدینشان می خواهند از صندلی دندانپزشکی بالا روند.
- یکی دیگر از روشهای تغییر رفتار فرستادن نامه قبل از وعده ملاقات است. تماس قبلی با والدین می تواند راهی را برای آماده سازی کودک در نخستین ملاقات دندانپزشکی فراهم کند.
و...
از روش تعلیم و تربیت انسان و زیانهایی که بر اثر فقدان یا نقصان آن دامنگیر فرد و جامعه می شود از سویی احتمال انحراف آن از مسیر صحیح در مدت رشد فرد از سوی دیگر ایجاب می کند که فعالیتهای مربوطه مورد توجه خاص و مداوم قرار گیرد و اثرات این فعالیتها جز در رفتار فرد قابل مشاهده نیست .
در عصری که ما زندگی می کنیم بروز مشکلات روانی و اختلالات رفتاری مخصوصاً برای نوجوانان و جوانان امری بدیهی است زیرا در این عصر روابط انسانی جای خود را به ماشین آلات و کامپیوتر داده اند و صمیمیت گذشته از بین رفته و هر کسی به فکر خودش است و نوجوانان بیشتر از همه دست خویش اختلالات رفتاری ناشی از تنهایی و تربیت غلط و عدم توجه می گردند با این وجود شناخت اختلالات و یافتن راه حل مبارزه با آنها چه از طرف اولیاء خانواده ها و چه از طرف مسئولین آموزشی نوجوانان ما و نسل آینده را در مقابل این مشکلات ایمن خواهد کرد و ما جامعه ای سالم با نوجوانانی موفق و سالم خواهیم داشت و در این پژوهش گوشه کوچکی از اختلالات و مشکلات نوجوانا مورد بررسی قرار می گیرد امید است که چراغی باشد سر راه آیندگان ( چکیده ای از مقدمات کتابهای مربوط به اختلالات رفتاری ) .
اصطلاح اختلالات رفتاری، بدون آنکه تعریف شود، تقریبا 85 سال پیش، وارد فرهنگ علم روانشناسی شده است. از آن هنگام معلمان، پزشکان، روانشناسان و افراد دیگری که با مشکلات هیجانی و رفتاری کودکان در ارتباط هستند از این اصطلاح برای بیان مقصود خویش استفاده کردهاند. اما تعریف واحدی که مورد پذیرش همگان باشد، ارائه نشده است.
ردز و پال، معتقدند که تعریف اختلال رفتاری به لحاظ انفجار ایدهها و تعدد نظرات فراوانی که توسط متخصصین رشتههای گوناگون علوم انسانی در این مورد مطرح میباشد، روشنی و صراحت خود را از دست داده است.
بیت، کودک با اختلالات رفتاری را کودکی میداند که رفتارهایش به اندازهای نامناسب است که شرکت او در کلاس درس، باعث از هم گسیختن حواس یا آشفتگی ذهنی سایر همکلاسان باشد و نیز فشاری بیش از حد به معلم وارد کند.
وود، معتقد است که تعریف یک رفتار دشوار و اعمالی که از آن تعریف ناشی میشود باید 4 عامل را دربرگیرد:
قانون آموزش و پرورش برای تمام کودکان معلول، اصطلاح "آشفتگی عاطفی جدی" را پیشنهاد کرده و آن را چنین تعریف میکند: این اصطلاح به معنای حالتی است که در آن کودک، خصوصیاتی را در مدتی طولانی و با درجهای شدید از خود نشان میدهد. بهطوری که آن رفتار تأثیر ناگواری بر پیشرفت تحصیلی او باقی میگذارد. این خصوصیات عبارتنداز:
بیان مسئله :
کودکی را دورهای پیچیده و سراسر مخاطره توصیف کردهاند. گذر از این مرحله، مقارن با دوره بحرانی بلوغ است و روان شناسان تحولی نیز ابعاد گوناگون این دوره را توصیف و همواره توان خود را در چاره جویی برای حل تعارضاتی مصرف نمودند که در واقع برآیند طبیعی این دوران محسوب می شود از سوی دیگر تفاوت میان آراء نسلها (والدین و فرزندان) موجبات تشدید این تعارضات را فراهم میسازد از آنجائیکه نوجوان و جوان، بخش قابل توجهی از اوقات خویش را در مدارس سپری می کنند، می توان چنین انتظار داشت که مشکلات ایشان، به فضای آموزشگاه نیز تسری یابد. یک دسته از این مشکلات به شکل رفتارهایی نمایان می گردند. اصطلاحا آنها را «اختلالات رفتاری» می نامند.
با توجه به اجتماعی بودن آدمی از لحاظ زمینه های بهنجاری و نابهنجاری رفتارها مطاله رفتاری فرد و شناخت اختلالات رفتاری وی بسیار حائز اهمیت است . ساخت جمعیت کشور ما به گونه ای که نوجوانان و جوانان بیشترین قشر آن را تشکیل می دهند که شناخت تنوع و میزان اختلالات دانش آموزان در جهت برنامه ریزی ها و فعالیتهای آموزشی و پرورشی کاری بس مهم است . منظور از اختلاات رفتاری آن دسته از رفتارهایی است که از دیدگاههای روان شناسی و جامعه شناسی بهنجار نمی باشد و مساله مورد تحقیق اختلالات رفتاری عبارتند از : هیجان پذیری وسواس ف تمایل به گوشه گیری ، رفتار و انکارپارانویایی ، افسردگی ، گرایش به پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی ، بی قراری ، گرایش رفتارهای ضد اجتماعی است .
در پژوهش حاضر میزان اختلالات رفتاری بین دانش آموزان دختر و پسر پایه ابتدایی در شهر ............ مورد بررسی قرار می گیرد .
اهمیت و ضرورت تحقیق :
زندگی آدمی به دوره هایی تقسیم می شود یکی از این دوره ها «کودکی » است که به اعتقاد اغلب دانشمنان و روان شناسان دوره مهم و حساس در زندگی هر فرد محسوب می شود حالتهای روانی ، احساسات شدید نودکان یکی از منابع خطرزا برای سلامتی فرد است که اختلالات رفتاری نشانگر نبودن سلامت روانی جسمی فرد است .
اساسی ترین راههای مقابله با مشکلات نوجوانان شناخت اختلاات رایج و شایع بین نوجوانان است . کار برای یافته های این پژوهش می توانند کلیه کسانی باشند که با نوجوانان سروکار دارند از جمله والدین ، مربیان ، مشاوران ، معلمان ، دست اندر کاران نظام آموزش و پرورش و تکوین شخصیت نوجوانا سهیم هستند پس شناخت انواع و میزان اختلالات رفتاری دانش آموزان بسیار مهم است تا در زمینه اطلاعات کافی نباشد تعلیم و تربیت و مجریان بی شک امور محوله موفق نخواهند شد .
تعداد صفحات : 101
فرمت فایل : Word
فایل بصورت ورد (قابل ویرایش) و در 60 صفحه می باشد.
مقدمه
دریافت تربیت حقی است برای فرزندان، و طبعا جهت ما تکلیفی سنگین بهمراه دارد. آنها نیاز دارند که ساخته شوند و بعمل آیند، فردی مفید بحال خود و جامعه و پیرو مکتب اندیشیدهای باشند و بدیهی است که وصول بچنین مقصدی بدون یاری پدر مادر امکانپذیر نیست و آنها برآورده شدن این خواسته و رفع این نیاز را از پدر و مادر خود طلبکارند.
بعنوان اینکه ما پدر یا مادریم تربیت فرزندان مهمترین وظیفه ماست و ما در قبال آن نزد خدا و مردم و نیز از خود طفل و وجدانمان مسولیت داریم. انجام این مسولیت بوجهی نیکو مورد سازش عقل و سستی و سهلانگاری در آن عقوبتآور است. اینکه همه بخواهند پدر و مادر خوبی باشند جای سخنی نیست. ولی اشتباه در این است که برخی خوب بودن را تنها در این امر میبینند که نیازهای بدنی کودکان را برآورده سازند و برای جنبههای روانی و اخلاقی آنان ارج و بهائی قائل نیستند. از سوی دیگر این مساله مطرح است که خیلی از پدر و مادرها فکر نمیکنند برای تعلیم و تربیت فرزندانشان احتیاج به آموزش و آگاهی داشته باشند. گمان دارند در امر تربیتی آگاهی ضروری نیست و یا آنچه ضروری است میدانند و از آن اطلاع دارند. در تربیت این مساله مطرح است که ما میخواهیم سرمایههای مادی و معنوی خود را به او منتقل کنیم، از موجودی که شدیدا وابسته به غرایز است انسانی ایدهآل با اندیشههای عالی فداکاری و ایثار و طالب شهادت بسازیم و این کار هنر و معرفت لازم دارد. بهنگامی که دستهای ما در این زمنیه خالی باشد چگونه از عهده انجام آن برخواهیم آمد.
تربیت چیست:
قبلا ضروری است که بدانیم تربیت چیست و چه ضرورت و اهمیتی دارد؟ دارای چه ابعاد و مسائلی است؟ برای تربیت تعریفهای متعددی شده است از جمله آنکه گفتهاند: تربیت کوشش و تلاش آگاهانه انسان برای ایجاد تغییرات مطلوب است و بدیهی است که معنی مطلوب و طرز برداشت از آن در جوامع مختلف فرق میکند، چه بسا که امری در جامعهای مطلوب بحساب آید و در جامعه دیگر نامطلوب. برخی را فنی میدانند که در سایه آن نشو و نمای قوای انسانی را در دورههای مختلف زندگی به تناسب سن و رشد یاد میدهند و در این انتقال جنبههای علمی و تجربی مورد استفاده قرار میگیرند.
ما از طریق تربیت سعی داریم به کودک را ه تمتع از زندگی را بیاوزیم، قوای جسمی و روحی او را برای وصول به کمال مطلوب مقدر بپرورانیم. تفکر و احساس و عمل اندیشیده را به نسل جدید منتقل سازیم. تمدن بشری را ارزیابی، متراکم و مترقی کرده و به نسل جدید سرایت دهیم، استعدادها و قوای پنهانی طفل را آشکار کرده و بسوی اهداف مورد نظر جهت دهیم.
ضرورت و اهمیت تربیت
تربیت ضروری حیات انسان است. آنکس که تربیت نیافته نه تنها خود را تلف خواهد کرد بلکه از لحاظ اجتماعی زیان عظیمی از او متوجه مردم نیز خواهد شد. کودک چون گیاهی است که برای رشد خود احتیاج به امکانات گوناگون دارد، اگر غذا و هوا به او نرسد تباه خواهد شد. زورگویان، استعمارگران، جنایتکاران و جانیان همه زاده تربیت غلطند، بهمانگونه که پاکان، پرهیزکاران و خادمان حقیقی جامعه از تربیت صحیح به چین موقعیتی رسیدهاند در تجمع اگر تمدن نباشد تربیت نیست.
مقدمه
به طور مطلق بسیاری از رفتارهای گوناگون را می توان رفتار انطباقی نام نهاد هبر (1971) ان را توانائی سازگاری فرد با خواسها و تقاضای محیط خود می داند. بنابر نظر هیرا (1979) رفتار سازگارانه میزان کارامدی و توانایی فرد برای سازگاری با خواستهای طبیعی و اجتماعی پیرامون خود است . رفتار انطباقی یعنی انجام و اجرای کارها و فعالیتهای که در زندگی روزمره برای رسیدن به بسندگیهای شخصی و اجتماعی لازم است . در این توصیف به طور کلی سه اصل نهفته است . یکی اینکه رفتار سازگارانه در بیشتر افراد در ارتباط با (سن )است یعنی همگام با رشد افزایش سن فرد رفتارهای او متنوعتر ئ پیچیدهتر میشوند مثلا برای کودکان در سنین پائینتر کارهایی نظیر لباس پوشیدن و به تنهائی با اسباب بازی مشغول بودن اهمیت دارد در حالیکه برای بزرگترها استفاده از پول و یا انتخاب یک شغل مهم و لازم است . دیگر اینکه رفتار انتباقی به انتظاراتی که ما از دیگران داریم و یا معیارها و استانداردهایی که می خواهیم دیگران از نظر رفتاری داشته باشند تعریف شده است ، بسندگی رفتارهای سازگارانه یک فرد از راه چگونگی زندگی ، آموخته ها ،کار و تعاملی که با افراد دیگر دارد، مورد قضاوت قرار میگیرد . سوم اینکه رفتار بانطباقی به اجرای عادی و شاخص رفتار و نه فقط توانایی آن تعریف می شود . بدین معنی که گر چه داشتن توانایی برای انجام کاری است اما کافی نیست و باید این توانایی به هنگام لزوم به منصه ظهور برسد. بنابراین چنانچه شخص توانایی برای انجام و رعایت مثلا اصول سلامتی و ایمنی و یا بیان کلامی داشته باشد ولی انها را به طور معمولی و دائمی انجام ندهد و یا به ندرت از این قواعد پیروی کند ، رفتار انطباقی او به عنوان یک رفتار ناپسنده تلقی می گردد .(اسپرو ، بلاوسیس چتی 1985) رفتار ناسازگارانه در مقابل عوامل نامطلوب محیط ظاهر میشوند و میتوان گفت عکس العمل یا پاسخی است که کودکان به شرایط نا مطلوب خانوادگی یا اجتماعی نشان میدهد . هرگاه فشار عوامل نامساعد بیش از توانایی و مقاومت یا قدرت سازگاری کودک باشد در او واکنشهای غیر عادی ایجاد کرده و باعث بحرانهای عاطفی حاد ولی گذرا و ناپایدار می شود در اکثر موارد چون عوامل نامطلوب مدت زیادی باقی نمی مانند کودک خود به خود به تدریج تعدیل شده و به رفتار عادی بر می گردد ولی اگر این عوامل پا بر جا باشند کم کم واکنشهای غیر عادی کودک شدت یافته و به صورت ناسازگار شدید بروز میکند .(میلاتی فر، 1370) از ان جا که اختلال رفتار ، غالبا غیر عادی ، عجیب یا ازار دهنده است ، توجه ها را به خود جلب می کند ، امکان دارد واکنش ما نسبت به اختلال رفتار با تاثر ، خشم ،آشفتگی ، تنفر و اکراه ، ترس یا سردرگمی همراه باشد. همچنین امکان دارد در صدد تغییر آن بر آییم ، زیرا انطتاق ان بر اساس زندگی اجتماعی آسان نیست ، اما ترای فهمیدن و چاره کردن مسائل کودکی باید ریشه های ان را در تفاوتهای میان ناراحتیهای رفتاری و تواناییهای بالقوه هر کودک نیز جستجو کرد
طرح مساله
بخش اعظم رفتارهای مورد مطالعه روان شناسی مربوط است به شکستها و بی کفایتی آدمی ، علت عمده این شکستها ناتوانی در انطباق است . انطباق یافتن شامل برقراری توازن است بین آنچه افراد انجام میدهند باآنچه میخواهند انجام دهند و همچنین با آنچه محیط (یعنی جامعه ) طلب میکند . رفتار غیر انتباقی یعنی اینکه آسیب پذیری فرد یا ناتوانی در مقابله و یا فار روانی استثنایی در محیط به مشکلاتی در زندگی منجر ی شده است . رفتار انطباقی با کارها و رفتارهای روزمره سر و کار دارد و به خوبی روشن است که یک رفتار با توجه به هنجارهای یک جامعه می تواند انطباق و یا ناسازگارانه تاقی شود . رفتار انطباقی در حقیقت دارای سازه بسیار جامع و فراگیری است که مولفهای عقلی ، حسی ، حرکتی را در بر می گیرد .(داویسون 1974). همانطور که می دانید یکی از محیطهای بسیار حساس که فرد ممکن است بیشتر دوران جوانی خود را در انجا سپری نماید مدرسه می باشد . وجود رفتار ناسازگارانه در بین دانش اموزان چه دختر و چه پسر باعث بروز مشکلاتی از قبیل اینکه در کلاس درس شلوغ می کنند، به همکلاسیهای خود آزار و اذیت می رساند و کنترل او مشکل است و یا برعکس گوشه گیر و کم حرف می شود، کتابها و تکالیف دیگران را خراب می کند، وسایل آموزگار و شاگردان را می دزدد. نسبت به درس بی علاقه است، فهم و درک او اغلب خوب نیست و پیروی از مقررات مدرسه برایش مشکل است و مواردی از این قبیل. در رساله حاضر سعی گردیده که میزان ناسازگارانه و اختلال رفتاری (عدم اعتماد به نفس) در بین دانش آموزان دختر و پسر بررسی می گردد. بنابراین مسئله پژوهشی را می توان اینگونه مطرح ساخت، آیا میزان رفتار ناسازگارانه در بین دانش آموزان دختر و پسر متفاوت است؟ یا اینکه رفتار ناسازگارانه در بین دانش آموزان دختر بیشتر مشاهده می شود یا دانش آموزان پسر؟ و میزان اعتماد به نفس در پسران بیشتر است یا در دختران؟
اهمیت پژوهش
رفتار ناسازگارانه ( مشکل رفتاری) را به رفتار فردی اطلاق می کنند که بدون پایین بودن بهره هوشی تعادل روانی و رفتاری او از اندازه عمومی اجتماع خود به دور بوده و دارای شدت، تکرار و مداومت در زمانها و مکانهای متعدد می باشد به طوریکه در عملکردهای رفتاری و تحصیلی دچار درماندگی و یا کاهش میزان کارایی فرد می گردد. ( رئیسی، 1379) وجود رفتار ناسازگارنه در بین دانش آموزان دختر و پسر مشکلات زیادی را در بر دارد. اگر سعی شود از میزان رفتار ناسازگارانه در بین دانش آموزان کاسته شود آنوقت می توان از به هدر رفتن سرمایه های زیادی که رفتار ناسازگارانه به همراه دارد جلوگیری نمود. از طرفی رفتار ناسازگارانه می تواند خود زمینه ساز عوامل بسیاری همچون بزهکاری و کشیده شدن به طرف مواد مخدر در نوجوانان و جوانان گردد، لذا با آموزش درمانی به طور صحیح که با آموزگاران با تجربه اجرا می شود می توان حس اعتماد، علاقمندی به شرکت اجتماعات مدرسه، گردش دسته جمعی و بازی ایجاد نمود و راه را بر بزهکاری بست، لذا تحقیق فوق میتواند مورد استفاده مراکز آموزشی قرار گیرد تا با شناسایی افرادی که رفتار ناسازگارانه دارند واندازه گیری میزان رفتار ناساگار در آنها در امر درمان و بهبود عملکرد رفتاری آنها و نهایتا جلوگیری از به هدر رفتن سرمایه های ملی اقدام نمایند و نتیجه این امر می تواند سالم سازی اجتماع و جو حاکم برهر جامعه باشد.
فرمت ورد تعداد صفحات 55