پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی
همراه با پرسش نامه
78 صفحه
چکیده:
در این پژوهش تاثیر آموزشهای شناختی – رفتاری بر میزان رضایت زناشویی والدین دانش آموزان دختر مدارس ابتدایی ناحیه 2 شیراز در سال تحصیلی 87-88 مورد بررسی قرار گرفته است . در این تحقیق از میان 37 مدرسه ناحیه 2 شهر شیراز به روش تصادفی خوشه ای 5 مدرسه انتخاب و سپس از میان این 5 مدرسه30 زوج (60 زن و مرد ) به روش تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند . پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ قبل از شروع آموزش های شناختی و رفتاری در مورد هر دو گروه اجرا شد . سپس گروه آزمایش 15 ساعت ( 5 جلسه سه ساعته ) تحت آموزش های شناختی – رفتاری قرار گرفت . در این مدت به منظور حذف اثر آزماینده ( آموزشهای مربوط به موضوع ) گروه کنترل تحت آموزش های نامربوط قرار داشت ( آموزش هایی غیر از آموزش خانواده ، از قبیل نحوه مشارکت اولیاء در رفع مشکلات مدارس و غیره ). پس از اتمام دوره آموزشی مجدداً پرسشنامه رضایت زناشویی در مورد هر دو گروه اجرا شد , با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس دو طرفه یافته های حاصل از اجرای بار دوم پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . نتایج تحقیق نشان داد که آموزش های شناختی – رفتاری موجب افزایش رضایت زناشویی والدین می گردد و در سطح 0.05 معنی دار است. ( به عبارت دیگر آموزش خانواده به صورت معنی داری موجب افزایش رضایت زناشویی شده است ) ، و از دیگر یافته ها معلوم شد که جنسیت والدین تاثیری بر میزان اثر بخشی آموزش های شناختی ندارد .
کلمات کلیدی : آموزشهای شناختی – رفتاری ، رضایت زناشویی ، کلاسهای آموزشی ، خانواده
چکیده:
به یک سیستم الکتریکی که قادر است سازگار با دیگر سیستم های الکتریکی انجام وظیفه کند و تداخلی در کار آنها ایجاد نکند و یا مستعد چنین وضعیتی نباشد «سازگار الکترومغناطیسی» با محیط اطلاق می شود. سازگاری الکترومغناطیسی یک موتور القایی از دو دیدگاه مطرح است. یکی اثر اختلال زای میدان مغناطیسی ناشی از آن در محیط پیرامون و دیگری سوء عملکرد آن که در اثر وجود منابع اختلالات الکترومغناطیسی ناشی از تجهیزات الکتریکی همچون «هارمونیک ها» ایجاد می شود. با استعمال روزافزون ادوات و تجهیزات الکتریکی و نیز مصرف تصاعدی انرژی الکتریکی این منابع الکترومغناطیسی مزاحم نیز افزایش یافته است. در این پایان نامه سازگاری الکترومغناطیسی موتور القایی، از دو دیدگاه یاد شده با استفاده از تحلیل اجزای محدود مورد بررسی قرار می گیرد. در حوزه دیدگاه اول، میدان های مغناطیسی پیرامون یک موتور القایی با مدلسازی سه بعدی موتور، محاسبه می گردد و با نوع دوبعدی آن مورد مقایسه قرار می گیرد. در حوزه دیدگاه دوم، یک مدل مناسب جهت تحلیل موتور القایی تغذیه شونده از ولتاژ غیر سینوسی معرفی می گردد. مزیت مدل فوق الذکر سادگی و دقت آن است. در انتها پایخ مدل پیشنهاد شده در حالات مختلف مورد بررسی قرار می گیرد.
مقدمه:
سازگاری الکترومغناطیسی یک موتور القایی از دو دیدگاه مطرح است. یکی اثر اختلال زای میدان مغناطیسی ناشی از آن در محیط پیرامون و دیگری سوء عملکرد آن که در اثر وجود منابع اختلالات الکترومغناطیسی ناشی از تجهیزات الکتریکی همچون «هارمونیک ها» ایجاد می شود.
در عمل وجود تجهیزات و عناصر با مشخصه غیرخطی و بخصوص ادوات الکترونیک قدرت در بخش های مختلف تولید، انتقال و مصرف موجب پیدایش اعوجاجات هارمونیکی در شکل موج های سینوسی جریان و ولتاژ در شبکه قدرت می شود و این اعوجاجات متاسفانه اثر نامطلوبی روی موتورهای الکتریکی که در صنایع به طور وسیعی مورد استفاده است، دارد.
نیاز به دقت بیشتر و بیشتر در طراحی و تحلیل ماشین های الکتریکی، استفاده از مدل های عددی جهت تعیین میدان های الکتریکی و مغناطیسی را ترویج داده است. به دلیل ساختار هندسی پیچیده ماشین و مشخصه های غیرخطی مواد بکار رفته در آن در بسیاری از موارد تنها روش حل عددی امکان پذیر است.
فصل اول
کلیات
با استعمال روزافزون ادوات و تجهیزات الکتریکی و نیز مصرف تصاعدی انرژی الکتریکی منابع الکترومغناطیسی مزاحم نیز افزایش یافته است.
بررسی آثار مخرب این منابع بر روی عملکرد تجهیزات الکتریکی مجاور نیز اهمیت بسزایی برخوردار است. ادوات الکترونیکی و کامپیوترهای شخصی امروزه در کلیه کارخانه ها و مجتمع های صنعتی مورد استفاده قرار می گیرد به طوری که سیستم های الکترونیکی اندازه گیری، حفاظتی و کنترلی به سرعت جایگزین تجهیزات مشابه مکانیکی و الکترومکانیکی می شوند. این موضوع تحت عنوان «سازگاری الکترومغناطیسی» که به صورت مختصر شده با EMC نیز بیان می گردد، مورد نظر بوده و ضرورت شناخت چگونگی عملکرد تجهیزات الکتریکی در کنار یکدیگر را بیش از پیش مطرح می سازد.
سازگاری الکترومغناطیسی یک موتور القایی از دو دیدگاه مطرح است. یکی اثر اختلال زای میدان مغناطیسی ناشی از آن در محیط پیرامون و دیگری سوء عملکرد آن که در اثر وجود منابع اختلالات الکترومغناطیسی ناشی از تجهیزات الکتریکی همچون «هارمونیک ها» ایجاد می شود.
در عمل وجود تجهیزات و عناصر با مشخصه غیرخطی و بخصوص ادوات الکترونیک قدرت در بخش های مختلف تولید، انتقال و مصرف موجب پیدایش اعوجاجات هارمونیکی در شکل موج های سینوسی جریان و ولتاژ در شبکه قدرت می شود و این اعوجاجات متاسفانه اثر نامطلوبی روی موتوهای الکتریکی که در صنایع به طور وسیعی مورد استفاده است، دارد.
نیاز به دقت بیشتر و بیشتر در طراحی و تحلیل ماشین های الکتریکی، استفاده از مدل های عددی جهت تعیین میدان الکتریکی و مغناطیسی را ترویج داده است. به دلیل ساختار هندسی پیچیده ماشین و مشخصه های غیرخطی مواد بکار رفته در آن در بسیاری از موارد تنها روش حل عددی امکان پذیر است. روش اجزاء محدود (FEM) روشی عددی است که برای این منظور مناسب است. این روش در سال 1940 پیشنهاد شد، اما برای اولین بار 10 سال بعد در زمینه طراحی های مرتبط با دانش هوانوردی و تحلیل سازه بکار گرفته شد. پس از گذشت سال ها، روش اجزای محدود به طور گسترده ای در تقریبا تمام مسائل فیزیک و ریاضی به کار گرفته شد. این روش قادر است تخمین خوبی از تحلیل عملکردی وسائل الکترومغناطیسی ارائه کند.
شامل 114 صفحه فایل pdf
تقریباً تمام صاحبنظرانی که دربارة انسان و ماهیت وی سخن گفتهاند، به طور ضمنی نوعی بینش یا فرضیه را دربارة طبیعت انسان پذیرفتهاند. فرضیههای آنها به احتمال قوی، ریشه در تجارب شخصیشان دارد و نوع نگرش آنها را نسبت به زندگی نشان میدهد. روانشناسان، به ویژه نظریهپردازان شخصیت نیز از این قاعده مستثنا نیستند.17
برداشتهای متفاوتی که از طبیعت انسان توسط نظریهپردازان ارائه شدهاند، شرایطی را به وجود میآورند که امکان مقایسة معناداری را بین دیدگاههای آنها فراهم میکند. آن برداشتها بیشباهت به نظریههای شخصی نیستند؛ آنها معیارهایی هستند که به کمک آنها نظریهپردازان، خودشان و دیگران را ادراک میکنند و براساس آن، نظریههای خود را بنا مینهند.18 درست همان گونه که رفتار فرد، تحت تأثیر نظریة شخصی دربارة ماهیت انسان قرار دارد، سیر روانشناسی نیز از برداشتهای روانشناسان دربارة ماهیت انسان اثر میپذیرد.19 بدون تردید، این برداشتهایی که نظریهپردازان از ماهیت انسان دارند، در واقع به یک سلسله سؤالهایی بنیادی دربارة سرشت آدمی مربوط میشود که هنوز هم این سؤالها برای متفکران مطرح است و میتوان ادعا کرد این سؤالها با ویژگیهای اصلی انسان ارتباط دارد. به جدول زیر نگاه کنید!
جدول (1) مفروضههای اساسی مربوط به ماهیت انسان را نشان میدهد.
1. آزادی......................................................................................... جبرگرایی
2. منطقیبودن20...................................................................... غیرمنطقی بودن21
3. کل نگری22............................................................................. جزء نگری23
4. سرشتینگری24...................................................................... محیطینگری25
5. تغییرپذیری26......................................................................... تغییرناپذیری27
6. ذهنیت28........................................................................................ عینیت29
7. درونکنشی30............................................................................ برونکنشی31
8. تکامل32............................................................................................ تعادل
9. شناختپذیری33.................................................................... شناختناپذیری34
همان گونه که در جدول (1) مشاهده میشود، این فرضیهها به صورت دوقطبی و در یک خط ممتد یا پیوستار ارائه شدهاند؛ زیرا بیشتر نظریهپردازان، انسان را به طور نسبی و در نقطهای از این پیوستار میبینند. به ندرت پیش میآید که نظریهپردازی، انسانی را در یکی از این دو قطب و به طور مطلق ببیند. البته باید توجه داشت، همة این موضوعها به طور آشکار به هر نظریهپرداز مربوط نمیشوند، بلکه در هر دیدگاهی کوشش شدهاست، حداقل بعضی از این موضوعها مورد بررسی قرارگیرند. در اینجا به بیان دیدگاه روانشناسان دربارة این مفروضههای اساسی میپردازیم.
جبر و اختیار
مسئله جبر و اختیار سابقهای طولانی دارد. در گذشتههای دور این مسئله بیشتر در میان متکلمان و فلاسفه مطرح بود، اما با پیدایش و گسترش علوم انسانی و پیشرفتهایی که در این زمینه، از جمله علوم رفتاری مانند روانشناسی حاصل شد، مسئلة جبر و اختیار وارد حوزههای علوم تجربی، از جمله نظریههای شخصیت در روانشناسی نیز شد. سؤال اساسی در اینجا این است: آیا انسان، آگاهانه اعمال خود را جهت میدهد و یا اینکه به وسیلة نیروهای دیگری هدایت و کنترل میشود؟ افراد تا چه اندازه آزادند و اختیار دارند که رفتارهای روزانة خود را هدایت کنند؟ آیا ما میتوانیم به طور خود انگیخته، جهت اندیشهها و رفتارهایمان را تعیین کنیم و به طور منطقی از راههای موجود دست به انتخاب بزنیم؟ آیا ما در انتخابْ از نوعی آگاهی هشیار برخورداریم و آزادانه دست به انتخاب میزنیم و مسئول رفتار و سرنوشت خود هستیم یا تحت سلطة تجربههای گذشته، عوامل زیستشناختی، نیروهای ناهشیار یا محرکهای بیرونی، که هیچگونه آگاهی نسبت به آنها نداریم، رفتار میکنیم؟ این مسئله را فیلسوفان و دانشمندان در طی قرون و اعصار، مورد مداقه و بحث قراردادهاند. بنابراین، جای هیچگونه تعجب نیست در روانشناسی نوین، که موضوع آن مطالعة علمی رفتار و فرایندهای روانی است، این مسئله مورد توجه روانشناسان قرار گرفته باشد.
به طور کلی میتوان روانشناسان را در ارتباط با مسئله جبر و اختیار، به سه گروه تقسیم کرد؛ گروه اول کسانی هستند که قائل به مختاربودن و آزادی انسان هستند؛ برای مثال، مزلو35 و راجرز36 ـ از روانشناسان انسانگرا37 ـ معتقدند انسان فقط خصوصیات یک ماشین را ندارد که هدایت و کنترل آن در دست انگیزههای ناخودآگاه خود ـ آن طور که فروید میگفت ـ باشد، بلکه موجودی است که تا حدودی آزادی و اختیار دارد و میتواند خود را بسازد و به زندگی خود معنا ببخشد. مزلو از معتقدان سرسخت ارادة آزاد(اختیار) بود. ازدیدگاه او، هر کسی میتواند به طور آگاهانه، بهترین راه ارضای نیازها و چگونگی شکوفاکردن تواناییهای بالقوة خود را انتخاب کند. این انتخاب با ماست تا خویشتن و یا خود خاصی را خلق کنیم که در حال شکوفاشدن باشد یا ما را از بالاترین سطح رشد انسان بازدارد. مردم برای سطحی از رشد که بدان رسیدهاند، مسئولیت دارند.38
راجزر نیز مانند مزلو، در موضوع ارادة آزاد و جبرگرایی، موضع روشنی دارد. انسانهایی با کارکرد کامل در ایجاد خویشتن خود از ارادة آزاد برخوردارند. هیچ وجهی از شخصیت برای آنان از پیش تعیینشده نیست.39
آدلر40 معتقد است که هر فرد یکتاست و دارای ارادة آزاد و امکان گزینش نیز برای خلق «خویشتن» در او وجود دارد، هر چند جنبههایی از سرشت آدمی ذاتی است. وی میگوید: ما انسان را در زندگی آن گونه میبینیم که گویا هیچ چیز به صورت علّی و جبری وجود ندارد و هر چیزی میتواند به صورت متفاوت از چیزهای دیگر رخ دهد. در روانشناسی از علت و جبرگرایی نمیتوان سخن به میان آورد.41-42
گروه دوم، روانشناسانی هستند که انسان را موجودی کاملاً مجبور و فاقد هر گونه اختیار میدانند. از این میان میتوان به فروید43 و اسکینر44 اشارهکرد. فروید معتقد است هرچیزی که ما انجام میدهیم یا میاندیشیم و حتی در رؤیا میبینیم، از پیش به وسیلة نیروهای گریزناپذیر و نامریی درون ما رقم خورده است. ما دائماً در چنگال غریزههای زندگی و مرگ اسیریم. شخصیت بزرگسالی ما به طور کامل در اثر تعاملهایی شکل میگیرد که پیش از پنجسالگیمان ـ سنی که کنترل محدودی بر زندگی خود داشتهایم ـ روی دادهاند. به دلیل این تجربههای نخستین، که حائلی ابدی بر ما افکندهاند، در هر حرکتمان محکوم به جبر هستیم.45
اسکینر براین باور است که افراد به همان طریق رفتار میکنند که ماشینها عمل میکنند. ما به وسیلة نیروهای محیط بیرونی رفتار میکنیم و نه به وسیلة نیروهای درونی. از زمان فروید تا کنون، ما با هیچ نظریهپردازی که در دیدگاههای خود تا این درجه جبرگرا باشد و حتی کوچکترین گمان آزادی، اراده و خودمختاری در رفتار را نفیکند، روبه رو نشدهایم.46
از نوشتههای بسیار فنی اسکینر تا رمانهایی که درباره یک جامعة آرمانی مبتنی بر اصول شرطیشدن کنشگر نوشته است، همواره بر این مطلب تأکید شده که نباید اجازه داد موضوع آزادی شخص با تجزیه و تحلیل علمی رفتار انسان تداخل کند. در جای دیگر میگوید: انسان مختار تصور و برداشتی است که ما در غیاب یک توجیه علمی رفتار انسان به او نسبت میدهیم. به تدریج که دانش ما از انسان بیشتر میشود، این تصورات و پندارهای بیاساس نیز از بین میرود.47
در حال حاضر، هیچکدام از این دو دیدگاه، واقعیت ثابتشدة علمی ندارد، بلکه در حدّ فرضیه باقی ماندهاند. البته هرکدام از این فرضیهها، در نحوة نظریهپردازی و مدلسازی دربارة طبیعت انسان، به طور اساسی تأثیر میگذارند.
کلیات
مقدمه
پیشینه تحقیق
مقیاس های آزمون
روش های آماری
ابزار پژوهشی
توصیف داده ها
خلاصه بحث
نتیجه گیری
شامل 107 صفحه فایل pdf
اقدام پژوهی اقدام پژوهی چگونه می توانم ناهنجاریهای رفتاری دانش آموز طلاقم را کاهش یا از بین ببرم .. تعداد صفحات 17 صفحه - بصورت ورد و قابل ویرایش - قیمت 3000 تومان
فهرست مطالب
چگونه می توانم ناهنجاریهای رفتاری دانش آموز طلاقم را کاهش یا از بین ببرم
چکیده :
مقدمه :
بیان مسأله :
توصیف وضع موجود :
ب- معرّفی آموزشگاه :
ج – مورد مطالعه :
شناسایی علّت :
گردآوری اطلاعات ( شواهد 1 )
پیشنهاد هایی برای ایجاد تغییر :
انتخاب راه حل :
چگونگی کاربرد راه حل : شواهد 2
نتیجه :
منابع :
بررسی کارآمدی بازی درمانی رفتاری - شناختی بر کاهش نشانه های پرخاشگری کودکان پسر 11-8 ساله مبتلا به اختلال سلوک
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:101
فهرست مطالب :
فصل اول
1-1 بیان مسأله
1-2 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
1-3 اهداف تحقیق
1-4 فرضیه تحقیق
1-5 تعریف نظری مفاهیم تحقیق
1-6 تعریف عملیاتی مفاهیم تحقیق
فصل دوم
2-1بازی
2-2 مسأله بازی
2-3 اهمیت بازی
2-4 تبیین بازی
2-5 بازی درمانی
2-6 انواع بازی درمانی
2-7 تحول نظریه های بازی درمانی
2-7-1 بازی درمانی روان پویایی
2-7-2 بازی درمانی تخلیه ای3
2-7-3 بازی درمانی رابطه ای4
2-7-4 بازی درمانی غیر مستقیم
2-7-5 بازی درمانی رفتاری – شناختی
2-8 اختلال سلوک
2-9 علت شناسی
2-9-1 عوامل مربوط به والدین
2-9-2 فرضیه فرهنگی – اجتماعی
2-9-3 عوامل روانشناختی
2-9-4 عوامل عصبی – زیست شناختی
جدول 2-1 عوامل مؤثر در تداوم و تحول اختلال سلوک (اقتباس از گوردون واسکرودر، 2002)
2-10 پرخاشگری
2-11 پیشینه تأثیر بازی درمانی بر پرخاشگری و روابط اجتماعی نامناسب کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری
فصل سوم
3-1 طرح پژوهش
3-2 جامعه آماری
3-3 نمونه آماری
3-4 شیوه نمونه برداری
3-5
3-5-1 پرسشنامه CSI-4
3-5-1-1 چک لیست والدین (سرپرستان کودک)
3-5-1-2 چک لیست معلمان
3-5-1-3 روایی و اعتبار CSI-4
3-5-1-4 محدودیت پرسشنامه CSI-4
3-5-1-5 نمره گذاری CSI-4
3-5-2 سیاهه پرخاشگری
3-6 شیوه انجام تحقیق
جلسه اولارزیابی
جلسه دومشناسایی احساسات اصلی
جلسه سومشناسایی احساسات اصلی
جلسه چهارمآموزش مهارتهای ارتباطی
جلسه پنجم «آموزش مهارتهای ارتباطی»
جلسه ششمآموزش حل مسأله بین فردی
جلسه هفتم و هشتم«آموزش مراحل حل مسأله بین فردی»
جلسه 9ارزیابی
جلسه 10
فصل چهارم
مقدمه
4-1 نتایج مرحله اول تحقیق
جدول 4-1ویژگی های روان شناختی آزمودنی ها بر اساس پرسشنامه CSI-4 بعلاوه وضعیت سنی آنها
4-2 نتایج مرحله دوم تحقیق
الف) مقایسه سن آزمودنی های گروه کنترل و آزمایشی
جدول 4-2شاخصهای توصیفی مربوط به سن آزمودنیهای گروه کنترل و آزمایشی به علاوه میانگین های سنی دو گروه یاد شده
ب) بررسی فرضیه تحقیق
جدول 4-3شاخصهای توصیفی مربوط به پیش آزمون و پس آزمون پرخاشگری در آزمودنی های تحقیق به علاوه مقایسه میانگینهای پرخاشگری گروه کنترل و آزمایشی
4-3 پیوست نتایج
جدول 4-4 شاخصهای توصیفی مر بوط به پیش آزمون و پس آزمون پرخاشگری بر اساس روزهای هفتهدر آزمودنیهای تحقیق به علاوه مقایسه میانگینهای پرخاشگری گروه کنترل و آزمایشی
جدول 4-5شاخص های توصیفی میزان نشانه های مربوط به سیاهه پرخاشگری در گروه کنترل و آزمایش قبل و بعد از مداخله و نیز مقایسه میانگین های تفاضل پیش و پس آزمون گروه های یاد شده
فصل پنجم
1-5 مقدمه
2-5 خلاصه نتایج
3-5 بحث نتایج
محدودیت های تحقیق
پیشنهادات تحقیق
فهرست منابع
الف) فارسی
ب) انگلیسی
چکیده :
بازی وسیله ای طبیعی برای بیان و اظهار خود است، آدلر1 روانشناس معروف در سال 1937 می گوید: هرگز نباید به بازیها به عنوان روشی برای وقت کشی نگاه کرد. لندرث2 در سال 1995 اظهار می دارد که بازی برای کودک مساوی با صحبت کردن برای یک بزرگسال است، بازی و اسباب بازی کلمات کودکان هستند. ابتدا مکاتب مختلف روشهای یکسانی را در درمان کودکان و بزرگسالان در پیش می گرفتند، اما به تدریج دریافتند که نه تنها نمی توان روشهای درمانی مخصوص بزرگسالان را در مورد کودکان اعمال کرد بلکه باید تکنیکهای درمانی را نیز به گونه ای با شرایط کودکان تطبیق داد. از این رو بازی درمانی به عنوان تکنیک درمان مشکلات کودکان در دنیای امروز تجلی پیدا کرده و به طور روزافزونی در دنیای پیشرفته مورد استفاده قرار می گیرد (آرین، 1378).
1- Adler, A
2- Lendreth, G
3- Play therapy
بازی درمانی3، روشی است که به یاری کودکان پرمشکل می شتابد تا آنها بتوانند مسائلشان را حل کنند و در عین حال، نشان دهنده این واقعیت است که بازی برای کودک، همانند یک وسیله طبیعی است، با این هدف که او بتواند، خویشتن و همچنین ویژگیهای درون خود را بشناسد و به آن عمل کند. در این نوع درمان، به کودک فرصت داده می شود تا احساسات آزاردهنده و مشکلات درون خود را از طریق بازی بروز دهد و آنها را به نمایش بگذارد، همانند آن گونه از درمانهایی که افراد بزرگسال از طریق آن با «سخن گفتن» مشکلات خود را بیان می کنند (حجاران، 1375).
بازی درمانی از نقطه نظر روش شناختی موضوع بر دو گونه است: روش مستقیم و غیر مستقیم (حجاران، 1375). بازی درمانی غیر مستقیم1 یا کودک محور در حکم فلسفه ای است که به ایجاد نگرش ها و رفتارهایی برای بقاء و احساس لذت در زندگی فرد در رابطه با کودکان منجر می گردد. بازی درمانی کودک محوراز سویی مبتنی بر استعداد فطری کودک برای کوشش در جهت رشد و بلوغ و از سویی دیگر نگرشی در جهت اعتماد عمیق و پایدار برای توانایی کودک به منظور «خود فرمان بودن» وی به گونه ای سازنده است. بازی درمانگری که بر اساس رویکرد کودک محور به فعالیت می پردازد، دارای باوری عمیق و اعتمادی روشن و آشکار به شخص درونی کودک است. بنابراین هدف او برقراری ارتباط با کودک به شیوه ای است که قدرت کارگردانی، هدایت درونی، سازندگی، حرکت به جلو، خلاقیت و خودشفابخشی او را آزاد سازد تا کودک قادر به آزاد کردن قابلیت های رشدی خود برای خودیابی و شکل گیری شخصیتش شود، که منجر به تغییری سازنده می گردد (محمد اسماعیل، 1383).
1- nondirective play therapy or child centered play therapy
2- cognitive – behavioral play therapy
بازی درمانی رفتاری – شناختی2 که جزء روشهای مستقیم بازی درمانی است، تکنیکهای سنتی بازی درمانی را با تکنیکهای رفتاری – شناختی ترکیب کرده است. ثابت شده است که چنین رویکردهایی در رشد مهارتهای حل مسأله و مهارتهای اجتماعی کودکان و دیگر راهکارهای انطباقی و سازگارانه رفتاری – شناختی مفید و مؤثرند (جرالد، 1999).
به علاوه چنانکه کازدین1 (2000) اشاره کرده است یکی از مهمترین مزایای بازی درمانی شناختی – رفتاری این است که اهداف و روشهای درمانی کاملاً اختصاص یافته دارد. چنین رویکردهایی امکان تعیین اهداف درمانی روشن و واضحی را فراهم می سازد و روشهای خاص دستیابی به این اهداف را پیش بینی می کند.
نل (1999) بر این باور است که تلفیق مداخلات رفتاری و شناختی از روشهای تلفیقی انواع دیگر رویکردها مناسبتر است و نتایج حاصل از این ترکیب را به هیچ طریق دیگری نمی توان بدست آورد.
اکانر (1997، به نقل از جرالد، 1999) بازی درمانی رفتاری – شناختی را بر نظریه های رفتاری – شناختی رشد هیجانی2 و آسیب شناسی روانی3 و مداخلاتی که از این نظریه ها نشأت گرفته است مبتنی می داند. این درمان دارای محدودیت زمانی4، ساختاریافته5، منسجم و مسأله مدار6 است و به برقراری یک رابطه درمانی خوب که نقش اساسی در فرایند درمان دارد منجر می شود.
بر اساس یک مطالعه زمینه یابی که توسط فیلیپس7 و لندرث (1998، به نقل از جرالد، 1999) صورت گرفت، بازی درمانی مناسبترین روش درمان برای کودکان 3 – 11 ساله شناخته شده است. درمانگران زن و مرد مراجعانی از هردو جنس را می توانند درمان کنند. در زمینه موفقیت بازی درمانی رفتاری – شناختی بدون توجه به رویکرد درمانگر، اکثر بازی درمانگران معتقدند که درمانهای آنها در 80 درصد مواقع کاملاً موفقیت آمیزند.
1- Kazdin, A
2- Emotional Development
3- Psychopathology
4- Time-limited
5- Structured
6- Problem-centered
7- Philps
برای اینکه بازی درمانی رفتاری – شناختی، مؤثر واقع شود، باید فعالیتهای معطوف به هدف و سازمان یافته، فراهم شود و این در حالیست که به کودک اجازه داده می شود که فعالیتهای خودکار و خودبخودی هم داشته باشد. تعادل بین فعالیتهای ساختار یافته و خودبخودی یکی از انعطاف پذیریهای بازی درمانی رفتاری – شناختی است. درمانگر باید به اطلاعاتی که از فعالیتهای خودکار و سازمان یافته بدست می آید حساس باشد در غیر اینصورت، منبعی غنی از اطلاعات بالینی را از دست می دهد. از سوی دیگر وقتی درمان کاملاً ساختاریافته یا غیر مستقیم باشد آموزش فعالیتهایی مثل حل مسأله امکان ندارد.
تحقیقات تحولی و بالینی مؤید این نظر است که پاسخهای مناسب به رفتارهای کودک عاملی کلیدی در تحول و تظاهر رفتارهای مثبت کودک است. آموزش مهارتهای اجتماعی به کودک مبتنی بر فرض یادگیری رفتارهای ضد اجتماعی است و این یادگیری اشتباه منجر به نقص مهارتهای اجتماعی می شود که برای تعامل مؤثر و مناسب با دیگران لازم است (کازدین، 2000).
1- Wasil
2- Straiton
3- Webster
4- Homond
5- Waller
تحقیق انجام شده بوسیله کازدین، واسیل1، استریتون2، وبستر3 و هاموند4 (1997، به نقل از کازدین، (2000) مشخص کرد که ترکیب آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان با آموزش والدین موفقتراز آموزش مهارتهای رفتاری – شناختی به تنهایی است. آموزش رفتاری مبتنی بر تعامل والد – کودک، شایعترین و موفقترین رویکرد درمانی برای بچه های مبتلا به اختلالات رفتاری است و بیشتر والدین نسبت به برنامه های مذکور اظهار رضایت کردند. همانطور که ولر5 و همکاران (1999) اشاره کرده اند رفتارهای پرخاشگرانه به وفور در مبتلایان به اختلال سلوک، اختلال بیش فعالی توأم با کمبود
توجه، اختلال نافرمانی مقابله ای و اختلالات نافذ رشد دیده می شود، نظریه های متعددی مدعی شده اند که سبب شناسی پرخاشگری در این اختلالات را تبیین کرده اند، اما تاکنون هیچ نظریه ای نتوانسته است انواع مختلف رفتارهای پرخاشگرانه را تفکیک نماید. از آنجا که رفتارهای پرخاشگرانه، مشخصه اختلال سلوک و از جمله خصوصیات محوری آن محسوب می شود، می توانند تشدید گردند و به رفتارهای ضد اجتماعی شدیدتر تبدیل شوند، شناسایی و درمان به موقع و زودهنگام آن می تواند در پیشگیری از اختلال سلوک مؤثر باشد.
للاند1، والکر2 و تابادا3 (1959، به نقل از اتلاس وسیلورن، 1981) تأثیر مثبت بازی درمانی را روی یک گروه از کودکان 5 – 5/3 ساله بررسی کردند، این گروه از چهار کودک پرخاشگر و متخاصم و چهار کودک کناره جو و عدم مشارکت کننده در فعالیتهای مدرسه تشکیل شده بود.
در تحقیقی که توسط اکسلاین4 (1949، به نقل از برناردت ومکلر، 2001) انجام شد، با سه گروه کودک کار کرد که در دو گروه کودکانی با بهره هوشی پایینتر از متوسط و دارای مشکلات رفتاری قرار داشتند و در گروه سوم کودکانی با بهره هوشی برتر و مشکلات رفتاری وجود داشتند. در پایان درمان و پس از مطالعات پیگیری در گروه یک و دو بهبود اختلالات رفتاری ملاحظه شد.
1- Leland
2- Walker
3- Tabada
4- Axaline
بررسی مطالعاتی از این دست نشان می دهد بازی درمانی رفتاری – شناختی و بازی درمانی سنتی یا غیر مستقیم در درمان اختلالات رفتاری کودکان مثل اختلالات لالی انتخابی، پرخاشگری و سایر اختلالات کودکان مؤثر واقع شده است (لندرث،2002). تحقیقات انجام شده در ایران نیز حاکی از مفید واقع شدن این روش درمانی در مورد کودکان مبتلا به پرخاشگری است. تحقیقات داخلی متمرکز بر رفتارهای پرخاشگرانه است که با توجه به شرایط بومی کشورمان و تعداد کثیر کودکان 11 – 8 ساله انجام شده است (باعدی 1379، قدیری 1375، احمدی 1376، آرزومانیان 1379)، و با توجه به اینکه آمارها نشان می دهد که حدود یک سوم تا نیمی از مراجعین کودک و نوجوان به مراکز روانشناسی و روانپزشکی مشکلات رفتاری و پرخاشگری دارند در صدد بررسی تأثیر بازی درمانی رفتاری – شناختی روی این کودکان برآمده ایم. بدین خاطر و با توجه به تمهیدات یاد شده مسأله اساسی تحقیق حاضر این است که آیا بکارگیری بازی درمانی رفتاری – شناختی باعث کاهش نشانه های پرخاشگری در کودکان 11 – 8 ساله مبتلا به اختلال سلوک می شود.
1-2 اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
مشکلات رفتاری ناشی از اختلال سلوک علت یک سوم مراجعه های بالینی و شایعترین اختلال در کودکان و نوجوانان است. اختلال سلوک با میزان بالای آسیب شناسی روانی رابطه دارد که خودپنداره و عزت نفس پایین، تاریخچه ای از آزارهای جسمانی، داشتن روابط جنسی در سنین پایین، سوء مصرف مواد، بزهکاری و جنایت را شامل می شود (باعدی، 1379).
1- Diagnostic and Statistic manual – 4th
2- Classification of Manual and Behavioral Disorders
پرخاشگری و ناسازگاری در روابط بین فردی از عمده ترین ملاکهای تشخیص اختلال سلوک به شمار می رود به گونه ای که بر اساس فهرست ملاکهای تشخیصی اختلال یاد شده در سیستمهای طبقه بندی چهارمین ویرایش راهنمای آماری و تشخیصی اختلالهای روانی (DSM-IV)1 و دهمین چاپ طبقه بندی بین المللی بیماریها و مسائل بهداشتی وابسته (ICD-10)2 می توان نشانه های یاد شده را جزء ملاکهای محوری این اختلال دانست. پرخاشگری اغلب یک الگوی رفتاری ثابت و مقاوم است و قسمتی از الگوی علامتی در بسیاری از انواع آسیب شناسی های کودکان مانند اختلال بی اعتنایی مقابله ای، اختلال سلوک، تحریک پذیریهای ناشی از استرس پس از سانحه و اختلال خلق می باشد. بررسیها و پژوهشهای مستمر نشان دهنده این امر است که چنین الگوی رفتاری در رشد اجتماعی و روابط رضایت بخش با همسالان مداخله می کند، ناسازگاری ضعیف اجتماعی در نوجوانی و بزرگسالی را پیش بینی می کند و با بازده آموزشی ضعیف، مشکلات یادگیری، بزهکاری در مدرسه، مردودی و اخراج شدن از مدرسه در ارتباط است. به نظر می رشد کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری بر اساس تجارب خود در موقعیتهای اجتماعی و روابط بین فردی سوگیریهای رفتاری – شناختی1 خشونت آمیز داشته و از ایجاد روابط مبتنی بر احترام و اعتماد ناتوان می مانند (لاچمن و لنهارت، 1993).
ناتوانی کودکان مبتلا به اختلال سلوک در پردازش واقع بینانه اطلاعات اجتماعی و نیز کمبود مهارتهای اجتماعی به عنوان مهمترین عوامل بروز رفتارهای ناسازگارانه این کودکان برشمرده شده است (لاچمن و لنهارت، 1993).
البته این نظریه که کودکان پرخاشگر از نوعی نارسایی در شناخت اجتماعی رنج می برند دیدگاه تازه ای نیست. حجم عظیمی از پژوهشهای انجام شده در زمینه شناسایی شاخصهای شناختی – اجتماعی کودکان پرخاشگر انجام شده است که از وجود نارساییهای شناختی2 این کودکان در موقعیت اجتماعی حمایت می کنند. به عنوان مثال مدل پردازش اطلاعات داچ (1989، به نقل از لاچمن و لنهارت، 1993) جهت تبیین این نارساییهای شناختی – اجتماعی از سوی وی ارائه گردیده است. در گام پنجم این مدل
فرض شده است که مشکلات کودکان پرخاشگر عبارتند از: الف) نارسایی در کدگذاری شاخصهای اجتماعی، ب) تفسیرها و اسنادهای نادرست در مورد رویدادهای اجتماعی، ج) ناتوانی در طرح راه حلهای سازگارانه متنوع برای مشکلاتی که با آنها مواجه می شوند، د) عجز در تصمیم گیری در مورد انتخاب هر یک از راه حلها بر اساس پیامدهای احتمالی هر راه حل، ه) ناتوانی در عمل کردن به راهکار انتخاب شده به شکل ماهرانه و یا مسلط.
پژوهش هایی که در مورد تأثیر بازی درمانی بر کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری انجام شده نشانگر تأثیر مثبت و بهبود مشکلات کودکان است و تقریباً در تمام طبقات تشخیصی کاربرد دارد. تحقیقاتی که در ایران در خصوص تأثیر بازی درمانی بر کودکان پرخاشگر انجام شده است، نشان دهنده نتایج مثبت است (آرزومانیان 1379، احمدی 1376، باعدی 1379، قدیری 1375).
تحقیقات زیادی نشان دهنده این است که کارآمدی بازی درمانی رفتاری – شناختی بدون توجه به رویکرد درمانگر، در 80٪ موارد ثابت شده است (جرالد،1999). بر اساس یک مطالعه زمینه یابی که توسط لندرث و همکاران(1998، به نقل از لندرث،2002) صورت گرفته بازی درمانی مناسبترین روش درمانی برای کودکان 11 – 3 ساله شناخته شده است. با توجه به جنسیت، بازی درمانی برای پسران 65٪ و دختران 41٪ کارآمدی داشته است.
1- Cognitive-Behavioral Biases
2- Cognitive Deficits
با توجه به تأثیر بازی درمانی در مورد اختلالات رفتاری کودکان، به نظر می رسد که پژوهش حاضر از یک بعد می تواند بر مجموعه تحقیقات مربوط به این گستره بپیوندد، از سوی دیگر می تواند کارایی آن را در کودکان مبتلا نشان دهد و به لحاظ عملی و کاربردی نیز نتایج این تحقیق می تواند یاری دهنده درمانهای دوران کودکی باشد. از سویی دیگر هنگام رویارویی با پرخاشگری در کودکان و نیز مواجهه خانواده ها با چنین مشکلاتی نیاز به استناد به روش هایی است که می تواند باعث کاهش این نشانه شود. همچنین روش مورد توجه این مطالعه بدون دخالت والدین طراحی شده است بنابراین در نوع خود به مشکل خاص ترمیم پرخاشگری می پردازد که در صورت بدست آمدن نتایج مثبت می تواند زمینه مناسبی در مورد درمانگری کودکان باشد.
1-3 اهداف تحقیق
هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی کارآمدی بازی درمانی رفتاری – شناختی بر کاهش نشانه های پرخاشگری کودکان پسر 11 – 8 ساله مبتلا به اختلال سلوک می باشد.
1-4 فرضیه تحقیق
به کارگیری شیوه بازی درمانی رفتاری – شناختی باعث کاهش نشانه های پرخاشگری کودکان پسر 11 – 8 ساله مبتلا به اختلال سلوک می شود.
1-5 تعریف نظری مفاهیم تحقیق
بازی درمانی: کورسینی1 (2001) بازی درمانی را به عنوان یک رویکرد درمانی چنین تعریف می کند؛ استفاده از بازی و نیز اشیایی مثل عروسک، آب، جعبه ها، حیوانات عروسکی، طراحی، نقاشی و خاک بازی در روان درمانی کودک و بهداشت روانی.
1- Corsini
تکنیک های بازی درمانی بر پایه این نظرگاه است که چنین فعالیتهایی آینه زندگی عاطفی و تخیلات کودک هستند و کودک را قادر می سازند که احساساتش را در قالب بازی نشان دهد و نگرشها و روابط تازه ای را در فعالیت هایش آزمایش و تجربه کند. این فرم درمان معمولاً غیر مستقیم و بر اساس رویکرد روان پویایی است، اما ممکن است در شرایطی مستقیم تر یا در سطحی تحلیلی تر انجام بگیرد. هر از چندی به آن اصطلاح Ludotherapy هم داده می شود (کورسینی، 2001).
به عقیده وب1 (1999) بازی درمانی عبارت است از ارتباط مددکارانه یک بزرگسال آموزش دیده با یک کودک به منظور رها ساختن کودک از مشکلات هیجانی، از طریق زبان نمادین بازی. وی بازی درمانی را یک رویکرد خلاق در روان درمانی کودک می داند که طی آن از جذابیت بازی جهت برقراری ارتباط با کودک و درمان او استفاده می شود.
بازی درمانی رفتاری – شناختی بر نظریه های رفتاری – شناختی رشد هیجانی و آسیب شناسی روانی و مداخلاتی که از این نظریه ها نشأت گرفته مبتنی است. این درمان کوتاه2 دارای محدودیت زمانی، ساختار یافته و مسأله مدار است (وب، 1999 ؛ جرالد،1999).
در این رویکرد به برقراری ارتباط درمانی مبتنی بر اعتماد بین درمانگر و کودک، به عنوان یک عنصر اساسی در موفقیت درمان تأکید می شود. زمان بازی، نوع اسباب بازی ها، میزان برون ریزی عاطفی و رفتاری در این رویکرد ساختاریافته تحت کنترل درمانگر است. در عین حال درمانگر به کودک اطمینان می دهد و اعتماد او را جلب می کند (جرالد، 1999).
وب (1999) معتقد است که بسیاری از اصول درمانهای رفتاری و شناختی برای بزرگسالان را با کمی تغییر و اصلاح می توان جهت درمان کودکان در بازی درمانی نیز به کار برد. رایج ترین تکنیکهای رفتاری – شناختی مورد استفاده در بازی درمانی رفتاری – شناختی عبارتند از کنترل وابستگی، شکل دهی، ایفای نقش، تعیین و اصلاح باورهای ناسازگارانه، ایجاد و آموزش راهکارهای مقابله ای، آموزش حل مسأله، آموزش خودگوییهای مثبت و آموزش مهارتهای اجتماعی؛ بازی درمانی رفتاری – شناختی نوعی مداخله فعال است که طی آن کودک و درمانگر جهت دستیابی به اهداف درمان با یکدیگر همکاری می کنند (وب،1999).
1-5-2 پرخاشگری: رفتار آشفته و طاقت فرسا که علیه اشیاء و اشخاص صورت می گیرد. جنبه ای از شخصیت که باعث می شود این افراد با دیگران به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهدافشان برخورد کنند ( کورسینی، 2001).
1-5-3 اختلال سلوک: رفتاری تکراری که مردم را آزار می دهد و زندگی روانی و فیزیکی دیگران را تحت تأثیر منفی قرار می دهد (کورسینی، 2001). اصطلاح اختلال سلوک معمولاً به الگوی رفتار ضد اجتماعی غیر قابل کنترل کودک یا نوجوان اطلاق می شود که با آسیب قابل ملاحظه در کارکرد روزمره در خانه یا مدرسه و نگرانی زیاد سایر افراد همراه است. اختلال سلوک طیف وسیعی از رفتارهای ضد اجتماعی چون اعمال پرخاشگرانه، سرقت، خرابکاری، حریق عمدی، دروغگویی، ولگردی و فرار را در بر می گیرد. نزاع، دستبرد، تخریب اموال و نافرمانی نیز در این اختلال شایع است (پورافکاری، 1383).
1-6 تعریف عملیاتی مفاهیم تحقیق
1-6-1 بازی درمانی شناختی – رفتاری: بازی درمانی که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته، از نوع رفتاری – شناختی است که در طی فرایند ده جلسه ای بازیهای مختلف مثل آموزش حل مسأله ایفای نقش و بازی تجسمی با کودکان و با دو کمک درمانگر انجام شد که در شیوه انجام تحقیق توضیحات بیشتر داده خواهد شد.
1-6-2 اختلال سلوک: در این پژوهش معیار غربال کودکان مبتلا به اختلال سلوک بر اساس پرسشنامه علایم رفتاری کودکان (CSI-4) بخش C که حاوی 15 سؤال است تعیین می شود و معیار غربال نمره 3 است که توضیحات بیشتر در بخش ابزار تحقیق ارائه خواهد گردید.
1-6-3 پرخاشگری: میزان پرخاشگری کودکان مبتلا به اختلال سلوک از طریق چک لیست دوازده آیتمی پرخاشگری اندازه گیری شد که توسط مربیان کودکان ساکن بهزیستی پر می شد.
1-6-4 کودکان: در این تحقیق منظور از کودکان، آزمودنی های پسر 11 – 8 ساله ساکن بهزیستی تهران می باشد.
و...