فرمت فایل : WORD ( قابل ویرایش ) تعداد صفحات:53
چکیده :
این پژوهش باهدف بررسی روابط زوجین با والدین خود و تاثیراتی که این روابط بر روابط بین زوجین می گزارد و مشکلاتی که طی آن به وجود می اید در بین زنان و مردان متاهل شهر کاشمر انجام گرفته است
این تحقیق دارای یک پیشینه داخلی ، مقاله و مطالعات اکتشافی است .
نمونه گیری به صورت تصادفی صورت گرفته ، داده ها از طریق پرسشنامه جمع اوری و تحلیل شده است و نتایج آن به این شرح است :
زوجین به دلیل عدم آشنایی با خصوصیات رفتاری همسر خود و همچنین عدم استقلال فکری ، فضای پدر سالارانه و مادر سالارانه خانواده از والدین خود در بروز مشکلات ناشی از آن خط میگیرند و تحت تاثیر والدین خود قرار میگیرند .
مقدمه :
والر در این باب اشاره دارد به گرایش ناآگاهانه ای که در افراد وجود دارد، میل به این باشد که در زندگی زناشویی خویش تصویر دوست داشتنی والدین خود را جستجو می کنند (همان) با این نکته در حقیقت می توان این پرسش را مطرح کرد که آیا فرد در انتخاب همسر خود آزاد است گاه ندانسته انتخاب می کند که همسان والدین خود باشد؟ آیا پدر و مادر علی رغم آزادگذاردن فرزندان خود را در این امر، در واقع نفوذ گاه کاملاً ناآگاهانه ای برایشان اعمال نمی کنند.
جامعه شناسان در تشریح رفتار انسان به وسیله محیط پیرامون برای تبیین حال، به تعمق در گذشته نمی پردازند که این کار روانکاوان است.
ترمان عقیده داردکه مرد خواستار ازدواج با دختری است که مادرش را در خاطره او زنده می کند پاتریک نیز بر شباهت خصوصیات ظاهر زن با خصایص مادر تکیه می کند.
نتیجه گیری استروس مبنی بر اینکه هر یک از والدین در موضعی قرار می گیرند که از آن بر فرزندان خود تاثیر گذارند، می تواند به ما نشان دهد که در حقیقت بنیان تصویر آرمانی زناشویی در واکنش غریزی فرزند نسبت به مادر یا پدر خویش قرار ندارد بلکه بر اساس این تصویر مبتنی بر رفتارهای عاطفی آنهاست . نظریه همسان همسری به معنای این اصل است که در زندگی به ویژه آن کسانی که با هم ازدواج می کنند که مانند هم هستند به عقیده بسیاری از دانش پژوان شباهات و همسانی از نظر فردی یا اجتماعی، فرهنگی و ... نخست اشخاص را به سمت خود جلب می کند و آنگاه پس از آن که وصلت کردند خوشبختی خانوادگی آنها را تامین می کند (همان) فرضیه هایی که از این نظریه استخراج می شود:
فهرست مطالب
فصل اول ---------------------------------------------------
مقدمه -----------------------------------------------------
بیان مسئله --------------------------------------------------
اهمیت و ضرورت ---------------------------------------------
فصل دوم---------------------------------------------------
پیشینه داخلی ------------------------------------------------
مقاله ------------------------------------------------------
مصاحبه اکتشافی و مصاحبه کارشناسی -----------------------------
فصل سوم---------------------------------------------------
تحلیل نظری -------------------------------------------------
مدل نظری --------------------------------------------------
فصل چهارم-------------------------------------------------
روش شناسی تحلیل -------------------------------------------
روش تحقیق -------------------------------------------------
جامعه آماری ------------------------------------------------
شیوه انتخاب واحد نمونه-----------------------------------------
روش گردآوری ----------------------------------------------
سئوالات و فرضیات تحقیق ---------------------------------------
تعریف عملیاتی -----------------------------------------------
فصل پنجم---------------------------------------------------
یافته ها-----------------------------------------------------
فصل ششم--------------------------------------------------
نتیجه گیری--------------------------------------------------
محدودیت ها-------------------------------------------------
فصل هفتم --------------------------------------------------
ضمایم-----------------------------------------------------
پرسشنامه---------------------------------------------------
آراء صاحبنظران----------------------------------------------
منابع ------------------------------------------------------
این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 88 صفحه می باشد.
پایان نامه جهت اخذ مدرک کارشناسی رشتة مشاوره
فهرست
عنوان صفحه
چکیده 2
مقدمه 3
بیان مسئله 4
سؤال مسئله 5
اهمیت و ضرورت تحقیق 5
اهداف تحقیق 6
فرضیه تحقیق 6
متغیرهای تحقیق 7
تعاریف عملیاتی واژه ها و مفاهیم 7 فصل دوم پیشینه ادبیات تحقیق
روانشناسی اجتماهی و رفتار اجتماعی 10
رفتار اجتماعی 12
رشد رفتار اجتماعی 13
انواع رفتار اجتماعی 14
تفاوتهای فرهنگی در رفتارهای اجتماعی 15
خانواده 16
کنوانسیون حقوق کودک ویونیسف دیباچه 30
فهرست
عنوان صفحه
این حکومتها 42
سبکهای فرزندپروری 57
پیشینة تحقیق 63
فصل سوم روش تحقیق
جامعه مورد مطالعه 66
حجم نمونه 66
روش نمونه گیری 66
ابزار اندازه گیری در تحقیق حاضر 67
پرسش نامه پذیرش اجتماعی 67
روش تحقیق 68
روش آماری مربوط به فرضیه 68
روش جمع آوری اوری اطلاعات 70
فصل چهارم یافته ها
مقدمه فصل چهارم 72
نمونه گیری و داده های مورد استفاده ازآزمون 73
جدول بررسی رابطه بین شیوه های فرزند پروری والدین و پذیرش اجتماعی کودکان 75
مقایسه پذیرش اجنماعی در بین دختران و پسران 75
مقایسه شیوه فرزند پدری والدین در بین دختران وپسران 76
فهرست
عنوان صفحه
فصل پنجم بحث و نتیجه گیری
بحث و نتیجه گیری 79
مقیاس شیوه های فرزند پروری 81
پیشنهادات 83
محدودیت ها 84
منابع 85
چکیده:
هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه بین شیوه های فرزندپروری والدین و پذیرش اجتماعی کودکان مقطع ابتدائی شهر رشت است که فرضیه های تحقیق عبارتند از اینکه:
مقدمه :
روان شناسان ؛ جامعه پذیری و پذیرش اجتماعی را به عنوان مبارزه ای فرد و جامعه تلقی می کنند و می گویند فرد مدام در حال گرایش به دور افکندن قید وبندهای اجتماعی و هنجارهای جامعه است و آنها کسب شناخت(دانش ) را نیز نتیجه رویارویی و مجادله فرد ( ذهن ) و محیط می دانند . پذیرش اجتماعی را روان شناسان فرایندی می داند که طریق آن کودک هنجارهای والدین را صورت عمقی می پذیرد و به سبک من برتر را ، محیط تهیه می بیند، عوامل اجتماعی با تشکیل این در پدیده به عنوان فرد منتقل می شوند و بدین شکل فرد جامعه پذیر می گردد. بدون تردید رفتار انسان تا حدود زیاد بستگی به عوامل ارثی زیست شناختی (بیولوژیکی ) دارد. کودک فقط به علت انسان بودن ، می تواند اعمال و رفتاری را انجام دهد که از عهده حیوانات پست در نمی آید از جمله اینکه مغز بزرگ و پیچیده انسان ، او را قادر می سازد تا معانی را به کارگیرد و با استفاده از زبان و قدرت کلامی ارتباط برقرار کند. اساس و مبنای رفتار عوامل تن کارشناختی (فیزیولوژیکی ) و عوامل محیطی هستند ویژگیهای جسمانی مانند رنگ چشم و پوست و... از قوانین ارثی تبعیت می کنند به طور کلی نوع محیط بزرگ شده کودک و عوامل موجود در آن می تواند در نوع جامعه پذیری و پذیرش اجتماعی آن نقش بسزایی داشته باشد به صورتی که نوع تربیت والدین و برخورد درست آنها با کودکشان می توان تأثیرات منفی و یا مثبتی بر روی آن بگذارند که هر کدام می تواند تأثیر مخرب یا مفیدی بر روی جامعه داشته باشد. رفتار غیر اکتسابی و آموزش آن توسط والدین به فرزند نتیجه و حاصل اثرات متقابل عوامل ساختی و محیطی است هر چند که ماهیت این در هم ورزی به گونه ای متفاوت و احتمالا" کمتر آشکار می شود و به نظر می رسد کودک زندگی را با نیازها و سائقه های بنیادی جسمانی و نیز یکی شروع می کند. در عین حال نیز از آغاز دارای بازتاب ها در رفتارهایی چون بلعیدن و مکیدن و.... است. اگر والدین بتوانند درک و شناخت عمیق و دقیق تری از رفتار فرزند را به خود او بفهمانند درپذیرش فرد و کودک در امعه کمک بالایی داشته و با شنا سایی طبقه اجتماعی خانواده به آسانی می توان به ارزشهای خانواده پی برد زیرا هر طبقه اجتماعی ارزشهای خاص و مربوط به خود را داراست و هدف از شیوه های تربیت پذیری کودک به والدین تغییر ارزش ها و رفتارهای نامطلوب والدین نسبت به کودکان می باشد تا بتواند با پذیرش اجتماعی در جامعه آشنا گردد ( کریمی – 1385 – ص 04 )
بیان مسئله :
غالبا" شخصیت کودک به رنگ ، محیط عاطفی خانه در می آید و این حقیقت را متخصصین تعلیم و تربیت کودک طی بررسی های درباره ارتباط بین خوی پدر و مادر و رفتار کودک به اثبات رسانده و ثابت کرده اند که برخی از حرکات پدر ومادر و رفتار کودک به اثبات رسانده و ثابت کرده انی که برخی از حرکات پدر ومادر کودکان از راه مشاهده و برخی را نیز از طریق استنباط و تصور سرمشق قرار می دهند. بدین ترتیب والدینی که خود دچار مشکل هستند هرگز نمونه مطلوبی برای فرزندان خود نبوده و پیوسته انگاره های رفتاری منفی آن ها در زندگی کودک ادامه دارد. و این گونه والدین که از نوع شیوه های فرزند پروری درست استفاده نکنند به فرزندان خود آسیب می رسانند به ده گره تقسیم می شوند که در کل می توان آن را والدین مسموم نادید و این نوع والدین نمی گذارند که فزندان به طور عادی پذیرا در جامعه باشند و پذیرش اجتماعی آنها هم دچار مشکل می شود. که این مسئله از زمان تولد کودک تا بزرگسالی آن مورد توجه قرار می گیرد.
دانلود روش تحقیق بررسی رابطه کمالگرایی والدین با عزتنفس، جرأتورزی و خودکارآمدی فرزندان آنها در بین دانشآموزان دختر با فرمت ورد و قابل ویرایش تعدادصفحات 122
اهمیت و ضرورت مسأله:
اکثر ما دوست داریم کارمان را عالی و بدون نقص و در حد تمام و کمال انجام دهیم و اگر مرتکب کوچکترین اشتباهی شویم دچار یأس و ناامیدی شده و کار را رها میکنیم و زبان به خود سرزنشگری و خود انتقادگری و ارزیابی منفی از خود میگشاییم. امروز موانع فراوانی در فرایندهای روانشناختی بهنجار افراد وجود دارد که هر کدام میتواند مشکلاتی را در روند پیشرفت آنها به وجود آورند. کمالگرایی را میتوان یکی از این موانع در نظر گرفت. کمالگرایی به عنوان یک مفهوم روانشناختی، در واقع یک سازه شخصیتی همواره در محاق فراموشی است.
با نظر اجمالی و از منظری روانشناختی، مشاهده میشود که متأسفانه در جامعه ما دو وجه مثبت و منفی کمالگرایی به گونهای در هم تنیده شده که تمایز آن دو دشوار است. ما در جامعهمان کمتر خانوادهای مییابیم که به دلیل اشتباه کوچکی که فرزندش مرتکب شده، زبان به انتقاد از وی نگشاید و یا با سپردن مسئولیت به او بدون توجه به توانمندیهایش انتظار دارند که وی از عهده آن مسئولیتها کاملاً برآید. اگر به درد دل خانوادهها درباره وضعیت تحصیلی فرزندانشان گوش دهیم بیشتر از این که فرزندانشان نتوانستهاند نمره بیست بگیرند شکایت میکنند.
گاهی اوقات همین حساسیت و توجه بیش از حد والدین نسبت به عملکرد تحصیلی یا توقعات بالای آنها میتواند بر برخی عوامل شخصیتی و روانشناختی فرزندان آنها ( از جمله عزتنفس، جرأتورزی و خودکارآمدی) اثر بگذارد.
در کشور ما آن چنان که شایسته است به کمالگرایی پرداخته نشده و شمار پژوهشها و بررسیهای انجام شده در این زمینه محدود است. از آنجایی که این ویژگی با تمام دشواریهایی که برای افراد به وجود میآورد در جامعه کنونی روز به روز در حال رشد و گسترش است و با توجه به اهمیت نقش والدین، محقق در این پژوهش به بررسی رابطه کمالگرایی والدین با عزتنفس، جرأتورزی و خودکارآمدی فرزندانشان پرداخته است که با حصول نتایج میتوان الگوهای مناسب تربیتی و روابط سالم با فرزندان را معرفی و پیشنهاد نمود.
اهداف پژوهش:
هدف کلی: هدف کلی پژوهش حاضر بررسی رابطه کمالگرایی والدین با عزتنفس، جرأتورزی و خودکارآمدی فرزندان میباشد.
اهداف جزئی: هدفهای جزئی پژوهش عبارتند از:
- شناسایی و ارزیابی کمالگرایی والدین
- شناسایی و ارزیابی عزتنفس، جرأتورزی و خودکارآمدی فرزندان
فرضیههای پژوهش:
1- بین کمالگرایی والدین و عزتنفس فرزندان رابطه وجود دارد
1-1) بین کمالگرایی پدران و عزتنفس فرزندان رابطه وجود دارد
2-1) بین کمالگرایی مادران و عزتنفس فرزندان رابطه وجود دارد
2- بین کمالگرایی والدین و جرأتورزی فرزندان رابطه وجود دارد
1-2) بین کمالگرایی پدران و جرأتورزی فرزندان رابطه وجود دارد
2-2) بین کمالگرایی مادران و جرأتورزی فرزندان رابطه وجود دارد
3- بین کمالگرایی والدین و خودکارآمدی فرزندان رابطه وجود دارد
1-3) بین کمالگرایی پدران و خودکارآمدی فرزندان رابطه وجود دارد
2-3) بین کمالگرایی مادران و خودکارآمدی فرزندان رابطه وجود دارد
متغیرهای پژوهش:
در این تحقیق متغیرهای زیر به کار میروند:
متغیر پیش بین: متغیر مستقل (پیشبین) هر متغیری است که به منظور تعیین این مطلب که آیا در رفتار نفوذ میکند یا نه مورد پژوهش قرار میگیرد. در پژوهشهای تجربی، متغیر مستقل، متغیری است که به وسیله آزمایشگر و به منظور تعیین رابطه آن با پدیده مورد مشاهده، دستکاری، کنترل یا انتخاب میشود. در پژوهشهای غیرتجربی و همبستگی که امکان دستکاری آن وجود ندارد متغیر مستقل (پیشبین) متغیری است که فرض میشود قبلاً دستکاری شده است (هومن، 1380)
این پرسشنامه شامل سوالات متعددی بوده و با هدف تاثیر اشتغال والدین بر وضعیت تحصیلی فرزندان طراحی شده است.
تعریف مفهومی و عملیاتی: دارد
منبع: دارد
تفسیر و نمره گذاری: دارد
دانلود روش تحقیق بررسی تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانشآموزان مقطع راهنمایی شهرستان ایلام با فرمت ورد و قابل ویرایش تعدادصفحات 62
مقدمه
مطالعه پیرامون نحوه رفتار والدین و ویژگیهای فرزندان موضوع بسیاری از تحقیقات علمی در کشورهای مختلف جهان بوده است از جمله موارد مهم و اساسی در این تحقیق ویژگی عزت نفس کودکان در رابطه با بدرفتاری والدین آنها است.
بدون تردید خانواده عمدهترین و مؤثرترین نقش را در فرایند شکلگیری شخصیت برای ایجاد حس عزت نفس در کودکان دارد. در خانوادهای که صمیمیت، محبت، مهربانی وجود دارد کودک میتواند هم عزت نفس بالایی داشته باشد و هم تغییرات مطلوب در شخصیت او ایجاد گردد. از یک سو کودک میتواند با اطمینان به شخصیت خود با مشکلات روبرو شود و از سوی دیگر، بدون داشتن اضطراب و تشویش رفتارهای نامناسب خود را مورد تردید قرار داده و سعی میکند آنها را به نحو مطلوب تغییر دهد. شکلگیری بنیادین عزت نفس در کودکان متأثر از فضای کلی خانواده است.
میدانیم که اگر گویا فضای کل خانواده هر حرکت و رفتار کودک را علیرغم نادرست بودن پذیرا باشند، کودک به احتمال زیاد دچار اختلال رفتار میگردد زیرا تفاوت بین رفتارهای درست و غلط را نمیداند و از دیگران نیز انتظار دارد که همچون مادر و پدر هرگونه رفتار او را به گرمی و صمیمیت بپذیرد و چون چنین چیزی مقدور نیست مشکلات و درگیریهای اجتماعی او آغاز میگردد. در نقطه مقابل خانوادههایی وجود دارند که رفتارهای کودک را نمیپذیرند و در حقیقت دائماً در حال طرد کودک خود هستند در چنین فضای خانوادگی کودک نمیداند چه چیزی باعث قبول و تشویق از طرف دیگران میگردد و کودک در هر امری دچار بلاتکلیفی است.
عزت نفس مبتنی بر ارزیابی قضاوتهایی است که شخص درباره خصوصیات خود به عمل میآورد. روانشناسان و جامعهشناسان عزت نفس را از شخصیت و هسته مرکزی سازگاری اجتماعی میدانند «اسلامی نسب، 1373».
تحقیقات انجام شده بر ارتباط متقابل بین عزت نفس فرد و تصور فرد از توانائیهای خود تأکید دارد بدین معنا که اگر عزت نفس کاهش یابد، احساس ضعف و ناتوانی در فرد ایجاد میشود و بالعکس با افزایش اعتماد به نفس احساس توانمندی به وجود میآید.
خانوادهها یا والدینی که بطور مستمر کودکان خود را مورد حمایت قرار میدهند، با آنها گرم و صمیمیاند و کنترل منطقی و متعادل را اعمال میکنند، در فرزندان خود اشتیاق ابراز رفتارهای اجتماعی قابل قبول را ایجاد میکنند و زمینه را برای بروز استعدادها و توانائیهای کودکان و نوجوانان خود فراهم میآورند. برعکس والدین آسان گیر که از کنترل کودکان خود پرهیز میکنند، کودکان آنها اشتیاقی ندارند که از رفتارهای قابل قبول و معیارهای تعریف شده گروههای مختلف جامعه اطاعت کنند.
والدینی وجود دارند که کارهای کودکان خود را در دوره طفولیت و کودکی به گونه صحیح کنترل نمیکنند، در نتیجه در دوره نوجوانی و جوانی از درونی ساختن اخلاقیات و ارزشها در آنها عاجز میمانند. این گروه دیر دست به کار میشوند و فقط در دوره جوانی اقدام به کنترل جوانان خود میکنند، دورهای که مداخلات دیروقت والدین و اختلافات ایجاد شده جوانان را به سوی کژرفتاری اجتماعی و انحرافات اخلاقی سوق میدهد.
بیان مسأله
یکی از نیازهای اصلی و اساسی انسان احساس ارزش نسبت به خود و یا بطور کلی عزت نفس (self esteem) میباشد در واقع برخوردار از این احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس است که برای انسان به مانند یک سرمایه و ارزش حیاتی به حساب آمده و از جمله عوامل مهم و عمده در امر شکوفایی استعدادها و خلاقیت در انسانها محسوب میگردد این احساس ارزش بخشی از خودپنداره (self concept) انسان میباشد که شامل تصویر خود از خود و احساسی که او نسبت به خویشتن دارد و درجه پذیرش و تأیید شخص نسبت به خویش میباشد. نوع نگرش انسان نسبت به خودش، براساس تجربیاتی است که از نگرش دیگران و ارزیابی آنها نسبت به شخصیت خودش دارد (میرزابیگی، 1373).
توجه پژوهشگران به عامل عزت نفس تا آنجا که مورد تحقیق قرار گرفته که بسیاری آن را به عنوان یک نیازمهم و اساسی در وجود افراد با ابعاد فردی و اجتماعی تلقی نمودهاند در این زمینه میتوان به افرادی چون: آدلر 1930، آلپورت 1937، مورفی 1947. مزلو 1970، راجرز و سالیوان 1959 اشاره نمود. (بیابانگرد، 1373، ص 11)
نقش خانواده در میزان عزت نفس براساس تحقیقات انجام شده قبلی اثبات شده است حال اگر والدین به گونهای رفتار کنند که کودک آزرده خاطر شود در این صورت عزت نفس کودک پایین میآید. زیرا یکی از راههای ارضای نفس، تکریم افراد و توجه به شخصیت آنهاست.
فردی که در محیط خانواده به اندازه کافی مورد احترام و پذیرش واقع شود و عزت نفس وی بطور مطلوب ارضاء گردد روحیهای طبیعی و روان و معتدل خواهد داشت. برعکس فردی که از پدر و مادر احترام و تکریم ندیده و والدین با او بدرفتاری داشتهاند عزت نفس او پایین شکل میگیرد و کودک در خود احساس پستی و حقارت کرده و شکست خورده و افسرده خواهد شد و به صورت مستقیم و غیرمستقیم دچار مشکلات و اختلالات رفتاری و شخصیتی میگردد هیلز و کوپر اسمیت گزارش میدهد دختران و پسرانی که از عزت نفس بالایی برخوردار بودند والدین پذیرنده، خوش برخورد، بامحبت و خونگرم داشتهاند. (بوشهری، 1373، ص 23).
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس کودکان دختر و پسر میباشد و قصد بر آن است که آیا رابطهی بین این دو وجود دارد یا نه. در مکتب اعتقادی اسلام نیز توجه بارزی به ارزشمند بودن انسان و ایجاد یک تصور مطلوب و ارزشمند در انسان نسبت به خودش و دیگر انسانها وجود دارد چنانکه در یک دیدگاه کلی و اساسی انسان به عنوان موجودی در نظر گرفته شده است که دارای ارزش و کرامت است که لازم است درک و احساس عمیق نسبت به عزت و کرامت خود و دیگران داشته باشد در این تحقیق برآنیم که روشن کنیم بدرفتاری والدین به خصوص در دوران کودکی به چه میزانی بر عزت نفس آنها در آینده تأثیر میگذارد.
احساس ارزش درجه تصویب، تأیید، پذیرش و ارزشمندی است که شخص نسبت به خویشتن احساس میکند (شاملو، 1372، ص 137).
اهمیت و ضرورت مسئله
عزت نفس از نظر روانشناسان به میزان ارزشی که فرد برای کفایت و صلاحیت خود در رابطه با اهداف کلی و ایدهآلهای خود در نظر میگیرد برمیگردد.
بنابراین ممکن است فردی از نظر دیگران بسیار موفق ارزیابی شود ولی هنوز در نظر خود او فردی ناموفق باشد. البته زیربنای این نوع تصور به خود پنداشت فرد مربوط است. قضاوت دیگران او را به احساس رضایت از خود نمیرساند. البته دیگران در شکلگیری این احساس در کودکی مؤثرند. پایین بودن عزت نفس همواره با تعریف بنیادی ناروشن فرد از آینده خود همراه است. برای مثال کسی که دارای عزت نفس پایینی است برای توصیف خود از اصلاحات دوسوگرایانه یا دوگانه استفاده میکند بنابراین خود را هم کمرو و بزدل و هم بیباک و جسور هم سرسخت و نامنعطف و هم انعطافپذیر و ملایم توصیف میکند. این درهم شدگی قضاوت با فقدان پایداری بیثباتی و بیاعتمادی نسبت به سرشت و سرنوشت بنیادین خود پیوند مییابد بر همین اساس این افراد احتمالاً نمیتوانند تصمیم بگیرند که در چه موقعیت اجتماعی شرکت کنند آنها حتی ممکن است خود رادر موقعیتهایی قرار دهند که پیامهای اجتماعی ضد و نقیض و منفی درباره ارزشمندی خود دریافت میکنند و بنابراین خود را در معرض در همشدگی بیشتر قرار میدهند.
داشتن عزت نفس برای همه انسانها یک ضرورت است. در واقع چیزی است که همیشه در جستجوی آن هستیم با این حال و با همه تلاشها، بعضی از افراد انسانی هرگز به آنچنان اعتماد به نفسی که بتواند احساس واقعی و شادی کنند نمیرسند و همیشه در ناراحتی و شک و تردید زندگی میکنند و هیچ وقت به موفقیت در زندگی دست پیدا نمیکنند.