کوشا فایل

کوشا فایل بانک فایل ایران ، دانلود فایل و پروژه

کوشا فایل

کوشا فایل بانک فایل ایران ، دانلود فایل و پروژه

مقاله کتاب داستان راستان

اختصاصی از کوشا فایل مقاله کتاب داستان راستان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

فرمت فایل:  ورد ( قابلیت ویرایش ) 


قسمتی از محتوی متن ...

 

تعداد صفحات : 13 صفحه

مقدمه. پروژه ای که مشاهده می کنید ازکتاب داستان راستان است که در جلد2 نوشته شده است. این کتاب اثر مرتضی است که در مرداد ماه 1339 جلد اول این کتاب منتشر شد . در زندگی انسانتعقل و خرد ورزی و سپس انتخاب دوست بسیار مهم است زیرا که انتخاب هر اعتقاد و تفکری قطعا" در سرنوشت و اعمال انسان اثر میگذارد و می توان گفت که رفتارآدمی –جلوه بیرونی همان باورهاست اصولا" تفاوت اساسی بین افراد صالح و نیکوکار وعادل و.....
افراد ظالم وتبهکار .به اعتقاد و تفکر بر انها می گردد . از این رو است که قران انسان رابسیار به اندیشه ورزی و انتخاب راه و اعتقاد صحیح و احسن و التزام دعوت می کند .
به گونه ای که بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی هستند که کر و لال هستند و اصلا" تعقل نمی کنند0 بنابراین قبل از هر چیز انسان باید درباره اموری که در زندگی اش سرنوشت از استبه تفکر بپردازد از مسائل بسیار مهم و سرنوشت در سعادت آدمی تفکر در باب انسان خدا معاد است 0 آدمی اگر به درستی خود را بشناسد و توانایی ها و گنجینه های فطری خود را کشف کند میتواندبه سعادت و کامیابی نائل گردد0 بنابراین وظیفه انسان این است که خود را نیک بشناسد اسلام نسبت به اخلاق عنایت خاصی داشته است وبه همین جهت در قران ایات اخلاقی بمراتب بیشتر از ایات احکام دیده می شود0 از مسائل بسیار مهم و شاید مهمترین انها شناخت خود انسان است 0آدمی قبل از اینکه به شناخت جهان پیرا مون خود ونیک بد آن بپردازد باید خود را بشناسد و گنجینه های فطرت ونهاد خود را کشف کند و انها را به کمال خود برساند و امیال نفسانی و شهوانی خود را تعدیل کند . دراین صورت است که به بزرگترین سعادت نائل میشوود .اما اگر غفلت بورزد و استعدادهای خود را نیابد و شکوفا نسازد و فقط نیازهای مادی و امیال نفسانی و حیوانی خود را براورد گرفتار خسران می گردد و از مرتبه انسانیت به حیوانیت تنزل میکند . دعوت به شناخت انسان از توصیه های مهم پیامبران الهی.عالمان اخلاق.عارفان وفیلسوفان است وانسان خود نیز اهمیت آن را احساس می کند. البته آدمی را از جهات مختلف موضوع شناخت وعلوم گوناگون است.روانشناسی و جامعه شناسی وتاریخ واخلاق و پزشکی واندام شناسی و زیست شناسی وبیوشیمی و...
هر کدام از نظرگاه خاصی انسان رامورد مطالعه قرار می دهند.
اما منظور از شناخت انسان دراین مبحث آن است که او دارای استعدادها نیرو هایی برای فهم خود وجهان وتکامل انسانی است0اگر انسان با تامل و تفکرامکانات استعداد هایی که برای رشد و تکامل در او افریده شده است بشناسد بهتر می تواندسرمایه های وجودی خود را به کمال برساند 0 اگر ادمی قبل از هر چیز خود را بشنناسد بهتر می تواند از سرمایه های وجودی خود بهره ببردو آنها را شکوفا سازد زیرا نقطه آغاز همان شناخت سرمایه های وجودی است او میتواند ار خود بپرسد ایا حد وجودی انسان در حد سایر حیوانات است یا قدرت تعا لی و رشد و پرواز کردن دارد؟
اگر قدرت تعالی و پرواز به علم ملکوت دارداز ان استفاده نکند واز سرمایه وجودی خود بهره نبرد آیا شایسته مزمت نیست؟
آیا انسان غیر از این بدن مادی حقیقت دیگری بنام روح دارد ؟
اگر انسان دارای روح است نیاز های آن چیست و چگونه باید بر آورده شود و چگونه باید تکامل پیدا کند ؟
پاسخ به این


دانلود با لینک مستقیم


مقاله کتاب داستان راستان

دانلود تحقیق کامل درباره داستانی از کتاب داستان راستان

اختصاصی از کوشا فایل دانلود تحقیق کامل درباره داستانی از کتاب داستان راستان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 2

 

داستانی از کتاب داستان راستان

مردی که کمک خواست

مردی که کمک خواست...به گذشته پرمشقت خویش می‏اندیشید ، به یادش می‏افتاد که چه روزهای تلخ و پر مرارتی را پشت سر گذاشته ، روزهایی که حتی قادر نبود قوت روزانه‏ زن و کودکان معصومش را فراهم نماید . با خود فکر می‏کرد که چگونه یک‏ جمله کوتاه - فقط یک جمله - که در سه نوبت پرده گوشش را نواخت ، بهروحش نیرو داد و مسیر زندگانیش را عوض کرد ، و او و خانواده‏اش را از فقر و نکبتی که گرفتار آن بودند نجات داد . او یکی از صحابه رسول اکرم بود . فقر و تنگدستی براو چیره شده بود . دریک روز که حس کرد دیگر کارد به استخوانش رسیده ، با مشورت و پیشنهاد زنش تصمیم گرفت برود ، و وضع خود را برای رسول اکرم شرح دهد ، و از آن حضرت استمداد مالی کند . با همین نیت رفت ، ولی قبل از آنکه حاجت خود را بگوید این جمله اززبان رسول اکرم به گوشش خورد : " هرکس از ما کمکی بخواهد ما به اوکمک می‏کنیم ، ولی اگر کسی بی‏نیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی درازنکند ، خداوند او را بی‏نیاز می‏کند " . آن روز چیزی نگفت ، و به خانه خویش برگشت . باز با هیولای مهیب فقر که همچنان بر خانه‏اش سایه افکنده‏ بود روبرو شد ، ناچار روز دیگر به همان نیت به مجلس رسول اکرم حاضر شد ، آن روز هم همان جمله را از رسول اکرم شنید : " هرکس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می‏کنیم ، ولی اگر کسی بی نیازی بورزد خداوند او را بی‏نیاز می‏کند " . این دفعه نیز بدون اینکه حاجت خود را بگوید ، به خانه خویش برگشت . و چون خود را همچنان در چنگال فقر ضعیف و بیچاره و ناتوان می‏دید ، برای سومین بار به همان نیت به مجلس رسول اکرم رفت ، باز هم لبهای رسول اکرم به حرکت آمد ، و با همان آهنگ - که به دل قوت و به روح اطمینانمی‏بخشید - همان جمله را تکرار کرد . این بار که آن جمله را شنید ، اطمینان بیشتری در قلب خود احساس کرد .حس کرد که کلید مشکل خویش را در همین جمله یافته است . وقتی که خارج‏ شد با قدمهای مطمئنتری راه می‏رفت . با خود فکر می‏کرد که دیگر هرگز به دنبال کمک و مساعدت بندگان نخواهم رفت . به خدا تکیه می‏کنم و از نیرو و استعدادی که در وجود خودم به ودیعت گذاشته شده استفاده می‏کنم ، و از او می‏خواهم که مرا در کاری که پیش می‏گیرم موفق گرداند و مرا بی نیاز سازد .

با خودش فکر کرد که از من چه کاری ساخته است ؟ به نظرش رسید عجالتا این قدر از او ساخته هست که برود به صحرا و هیزمی جمع کند و بیاورد و بفروشد . رفت و تیشه‏ای عاریه کرد و به صحرا رفت ، هیزمی جمع کرد و فروخت . لذت حاصل دسترنج خویش را چشید . روزهای دیگر به اینکار ادامه داد ، تا تدریجا توانست از همین پول برای خود تیشه و حیوان و سایر لوازم کار را بخرد .

باز هم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمایه و غلامانی شد . روزی رسول اکرم به او رسید و تبسم کنان فرمود : " نگفتم ، هرکس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می‏دهیم ، ولی اگر بی‏نیازی بورزد خداوند او را بی‏نیاز می‏کند " ( 1 )


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درباره داستانی از کتاب داستان راستان