کوشا فایل

کوشا فایل بانک فایل ایران ، دانلود فایل و پروژه

کوشا فایل

کوشا فایل بانک فایل ایران ، دانلود فایل و پروژه

تحقیق درمورد ساختارهای جنبشی در مسیریابی شبکههای حسگر متحرک 5 ص

اختصاصی از کوشا فایل تحقیق درمورد ساختارهای جنبشی در مسیریابی شبکههای حسگر متحرک 5 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

کاربرد داده ساختارهای جنبشی در مسیریابی شبکه‌های حسگر متحرک

کامیار رفعتی، نعیم اصفهانی، محمد قدسی

چکیده

یکی از موضوعات مطرح در طراحی الگوریتم‌ها بحث شبکه‌های حسگر می‌باشد. این شبکه‌ها متشکل از مجموعه‌ای از واحدهای متحرک و مستقل از هم با توان مصرفی و پردازشی محدود است که از طریق فرستنده‌های رادیویی با یکدیگر در ارتباطند و اقدام به جمع‌آوری اطلاعات می‌نمایند. مساله‌ی مسیریابی در این شبکه‌ها به گونه‌ای که حداقل انرژی مصرف شود، از دسته مسائل غیر چند جمله‌ای سخت می‌باشد که ارائه راه حل‌های تقریبی مناسب موضوع برخی از تحقیقات در این زمینه است. در بیشتر مدل‌های ارائه شده فرض بر ثابت بودن حسگرها است؛ در این مقاله سعی می‌شود الگوریتمی برای مسیریابی در شبکه‌ی حسگرهای متحرک ارائه شود. با توجه به ماهیت جنبشی این شبکه‌ها ، استفاده از داده ساختارهایی که بتواند ساختار زیر درخت فراگیر را به صورت بهینه نگاهداری نمایند بسیار سودمند است. در این تحقیق از داده ساختار جنبشی برای نگاهداری زیر درخت فراگیر استفاده شده است. در این مقاله این روش ارایه و بررسی می‌شود و نشان می‌دهیم‌ که باعث کاهش پیچیدگی محاسباتی مسیریابی در این شبکه‌ها می‌شود.

کلمات کلیدی

الگوریتم، شبکه‌های حسگر، مسیریابی، داده ساختارهای جنبشی، کوچکترین زیر درخت فراگیر محلی

Kinetic Data Structures for Routing Problem in Mobile Sensor Networks

Kamyar Rafati, Naeem Esfahani, Mohammad Ghodsi

Abstract

“Sensor networks” is an important topic in computer science and algorithm design. These networks are constructed from a set of independent mobile units with limited power and process capability. These units communicate and gather information using radio transmitters. The problem of routing in these networks with minimum power consumption is a NP-hard problem. Therefore, many researches use approximation algorithms for this problem. Most of the proposed models work with fixed sensors. In this paper, we propose an algorithm for routing in mobile sensor networks. According to the inherent kinetic structure of such networks, the use of a kinetic data structure which efficiently maintains minimum spanning tree (MST) is useful. In this paper, we present such structure for our problem and show that this method reduces the time complexity of routing in sensor networks.

Keywords

Algorithm, Sensor Networks, Routing, Kinetic Data Structures, Minimum Spanning Trees

مقدمه

با ظهور ارتباطات بیسیم بین عناصر مختلف و به دنبال آن مسئله شبکههای بی سیم و متحرک، توجه بسیاری از اندیشمندان رشته علوم کامپیوتر به مسائل موجود در این شبکه از قبیل مسیریابی معطوف شد. اما این شبکهها پاسخگوی تمام نیازها در زمینه ارتباطات بی سیم نبودند. به همین منظور مدل شبکههای ویژه ارائه شد که در آنها ارتباطات از طریق فرستندهها و گیرندههای رادیویی با فاصله ارتباطی محدود انجام میگرفت و در ضمن ساختار یکپارچه مرکزی برای مسیریابی و مدیریت ندارند. در قدم بعدی محدودیت توان مصرفی و عملیاتی نیز به مدل فوق افزوده شد و مدل شبکه حسگر معرفی شد.

شبکه های حسگر کاربرد بسیار وسیعی دارند. مثلا حسگرهای تشخیص آتش سوزی در یک جنگل و یا شهر همچنین حسگرهای تشخیص تشعشعات هستهای در یک رآکتور هستهای، نمونههایی از این کاربردها هستند.

ویژگیهای شبکههای حسگر را میتوان به اجمال به این موارد تقسیم نمود: 1. انرژی محدود عناصر .2. پهنای باند محدود .3. شبکه بدون ساختار و متغیر با زمان .4. کیفیت پایین ارتباطات .5. قدرت محاسبات محدود در عناصر.

از جمله مسائل مطرح در زمینه شبکههای حسگر، بحث مسیریابی در این شبکهها است. الگوریتمهای متفاوتی برای این مسئله ارائه شده است. الگوریتمهای ارائه شده را میتوان به دو دسته همگن و ناهمگن تقسیم نمود. الگوریتمهای همگن فرض را بر یکسان بودن عناصر شبکه (از نظر برد فرستنده) میگذارند. الگوریتمهای ناهمگن از انعطافپذیری بیشتری برخوردار هستند. الگوریتمهای ناهمگن با توجه به اطلاعاتی استفاده میکنند به سه دسته تقسیم میشوند. 1- بر مبنای محل : در آنها محل دقیق عناصر مشخص میباشد. 2- بر مبنای جهت : در آنها فرض میشود که هر کس جهت نسبی همسایگانش را نسبت به خود میداند. 3- بر مبنای همسایه : در آنها فرض میشود که شناسه همسایهها در اختیار است.

الگوریتمهای ارائه شده را از یک منظر دیگر میتوان به دو دسته متمرکز و نامتمرکز نیز تقسیم نمود. در الگوریتمهای متمرکز، یک ناظر خارجی در سیستم وجود دارد که مسئولیت مسیریابی را به عهده دارد. البته فرض وجود چنین ناظری اولا با ماهیت شبکههای حسگر سازگار نیست در ضمن قابلیت مقیاسپذیری ندارد.

از جمله روشهای رایج در زمینه مسیریابی استفاده از درخت فراگیر کمینه است. اما به دو دلیل که در ادامه خواهیم دید، استفاده از آنها در این شبکهها محبوبیت پیدا نکرده است. اولا پیدا کردن کوچکترین درخت فراگیر یک الگوریتم ماهیتا متمرکز است و دوما به علت آنکه هزینه ساخت آن بالاست و در این شبکهها - به علت متحرک بودن عناصر - نیاز است که مرتبا این درخت ساخته شود.

در این مقاله یک الگوریتم برای مسیریابی در شبکههای حسگر بر مبنای کوچکترین درخت فراگیر ارائه میشود ولی سعی شده که مشکلات ذکر شده در بالا در آن پاسخ داده شود. برای این منظور اولا از کوچکترین درخت فراگیر محلی استفاده شده است که نیاز ناظر را از بین میبرد و همچنین از یک ساختار جنبشی برای نگهداری آن استفاده میشود که مشکل هزینه تغییرات را از بین میبرد.

در زمینه مسیریابی در شبکههای حسگر کارهای گوناگونی انجام شده است ولی در تمام آنها فرض بر ثابت بودن ساختار شبکه در طول حیات شبکه است. همچنین داده ساختارهای گوناگونی برای نگاهداری اجزای شبکه مطرح شده است ولی اکثر آنها هزینه به روز رسانی بالایی دارند و همچنین برای مسئله مسیریابی مناسب نیستند. لذا در این مقاله تلاش شد تا فرضهای مطرح شده بسیار به محیط واقعی شبیه باشند که تا زمان نوشتن این مقاله کاری با این درجه شباهت با محیط واقعی پیدا نکردیم. نتیجه حاصل نیز هزینه نگاهداری و به روز رسانی کمینهای دارد که برای حسگر های با انرژی محدود مناسب است.

در بخشهای بعدی ابتدا یک الگوریتم برای کوچکترین درخت فراگیر محلی ارائه میشود. سپس یک روش جنبشی برای نگهداری کوچکترین درخت فراگیر ارائه میشود. در ادامه الگوریتم اصلی که ترکیبی از این دو روش است معرفی میشود و بعضی خواص آن اثبات میشود . در انتها پیچیدگی الگوریتم و نتیجهگیری آورده شده است.

کوچکترین درخت فراگیر محلی

در این قسمت روشی برای ساخت کوچکترین زیر درخت فراگیر به صورت محلی ارائه میشود. ایده اصلی از روش ارائه شده توسط لی و همکارانش [1] گرفته شده است.

الگوریتم ساخت این درخت در دو فاز انجام میشود. در مرحله اول اطلاعات بین عناصر شبکه تبادل میشود و در مرحله دوم هر عنصر به صورت مجزا کوچکترین زیر درخت فراگیر را برای خود میسازد. در ادامه هر یک از دو فاز را به تفضیل شرح میدهیم.

فاز تبادل اطلاعات : در این فاز همانند مدل بردار فاصله در مسیریابی درون دامنهای عمل میشود. به این صورت که هر عنصر در شبکه اطلاعات خود را از تمام عناصر شبکه به صورت یک بردار فاصله به همسایگانش می فرستد. به علت اینکه عناصر از وجود تمام عناصر دیگر آگاه نیستند استفاده از شناسه الزامی است. پس از اتمام این فاز ، تمام عناصر و یا گره‌های شبکه ، اطلاعات کل شبکه را در اختیار دارند.

فاز ساخت کوچکترین زیر درخت فراگیر : در این فاز ، همانند فاز دوم در روش ارائه شده توسط لی و همکارانش [1] ، هر گره با استفاده از الگوریتمی مانند پریم [4] کوچکترین زیر درخت فراگیر را می سازد. در الگوریتم پریم درخت حاصل یکتا نیست زیرا در مواردی که فاصله دو گره از یک گره یکسان باشد به صورت اتفاقی یکی از آنها انتخاب میشود. ولی به منظور اینکه تمام عناصر دید یکسانی از این درخت داشته باشند ، ما تابع فاصله را به صورت زیر تغییر دادهایم تا همیشه درخت یکتایی تولید شود.

 

که در آن برابر فاصله راس از راس است. در انتهای این فاز هر عنصر یک درخت فراگیر دارد که در تمام گرههای مختلف شبکه یکسان هستند و در حقیقت روی آن توافق شده است. در صورتی که عناصر شبکه در یک صفحه باشند اثبات می شود که بزرگترین درجه راسهای درخت حداکثر 6 میشود. این نکته باعث کاهش قابل توجهی از انرژی مصرفی هر گره میشود.

تا این مرحله هر گره ، کوچکترین زیر درخت فراگیر لازم برای مسیریابی را ساخته است. در بخش بعد روشی برای نگهداری بهینه این درخت در موارد وجود حرکت و یا حذف و ایجاد گرههای جدید با کمک یک داده ساختار جنبشی ارائه میشود.

کوچکترین درخت فراگیر پارامتری و جنبشی

برای مدل کردن ساختار جنبشی گره‌ها می‌توان روش‌های مختلفی را پیش گرفت. در ابتدایی‌ترین حالت می‌توان فرض کرد معادله‌ی حرکت گره‌ها دقیقا مشخص است و بر پایه‌ی آن داده ساختار مساله را حل کرد. مشکل این روش این است که اولا معادله‌ی حرکت یک گره ممکن است بسیار پیچیده باشد و بدست آوردن اطلاعات لازم از آن کار ساده‌ای نباشد؛ دوما ماهیت معادله‌ی حرکت یک گره یک مفهوم پیوسته است و برای ما مناسب‌تر است اگر بتوانیم آن را به صورت یک مفهوم گسسته مدل کنیم. بنابراین از مدل معرفی شده توسط آگاروال و همکارانش [2] استفاده می‌کنیم که در آن به جای در نظر گرفتن معادله‌ی حرکت یک گره، تغییرات وزن یک یال را داریم و آن را یک تابع خطی در نظر می‌گیریم و برای گسسته کردن این تابع از رابطه‌ی برای یال استفاده می‌کنیم. در این تابع دو عدد و دو عدد حقیقی هستند و به عنوان یک پارامتر گسسته تغییر کرده و باعث تغییر وزن یال‌ها می‌شود. به طور کلی دو دسته الگوریتم جنبشی برای حل مساله‌ی کوچکترین درخت فراگیر داریم که هر کدام را می‌توان با دیگری شبیه‌سازی نمود:

الگوریتم جنبشی ساختاری: که در آن یال‌ها اضافه و حذف می‌شوند و تغییر وزن را با حذف و اضافه کردن یال شبیه‌سازی می‌کنیم.

الگوریتم جنبشی تابعی: که توانایی تغییر وزن یال‌ها را دارد و اضافه و حذف یال‌ها را با استفاده از یک عدد بسیار بزرگ به عنوان وزن یال حذف شده شبیه‌سازی می‌کند.

یکی از تکنیک‌هایی که در این روش استفاده می‌شود روش تنک کردن است که عملا روش تقسیم و حل می‌باشد. در این روش گراف را به صورت بازگشتی به تعدادی دسته تقسیم می‌کنیم. نکته‌ای این تقسیم بندی‌ها دارند این است که درخت نهایی حاصل از گراف به راحتی از کنار هم قرار دادن جواب‌های زیر درخت‌ها حاصل از زیر گراف‌ها بدست می‌آید. اپستین و همکارانش [7] نشان دادند که این عمل نتیجه‌ی درستی می‌دهد. فرناندز و همکارانش [8] نیز نشان دادند که این روش برای مساله‌ی پارامتری نیز درست کار می‌کند و هزینه‌ی آن را نیز محاسبه کردند.

نقطه‌ی عطف این روش مطرح کردن ایده‌های هندسه‌ی محاسباتی در کاربرد تئوری گراف‌هاست؛ نشان داده می‌شود که می‌توان اطلاعات مربوط به گره‌ها را توسط پوش محدب نگهداری کرد؛ به این ترتیب که با توجه به دسته‌بندی که انجام می‌شود، مجموعه‌هایی داریم که برای داشتن درخت فراگیر باید یکی از یال‌ها را انتخاب و حذف کرد. اگر در این انتخاب بزرگترین عنصر مجموعه را حذف کنیم درخت ما کمینه خواهد بود. در این‌جا جنبش باعث می‌شود که این بزرگ‌ترین عنصر با تغییر که حاصل از جنبش است عوض شود و برای داشتن کوچکترین درخت فراگیر مجبور به تعویض یال شویم. با استفاده از پوش محدب می‌توانیم در زمان بزرگ‌ترین یال جدید را پیدا کنیم و جای یال قبلی را با آن عوض کنیم. روند کار به این ترتیب است که با استفاده از تبدیل هو [Hough59] معادله‌ی وزن یال‌ها بر اساس را تبدیل به نقاط می‌کنیم. در مساله‌ی دوگان بدست آمده خطی که بر دو پوش محدب مماس می‌شود مشخص می‌کند کدام دو خط باید جابجا شوند. این دو نقطه‌ی پیدا شده در عمل نشان دهنده‌ی بیش‌ترین رشد وزن در یال‌هایی که در درخت هستند و بیش‌ترین کاهش وزن در یال‌هایی که در درخت نیستند می‌باشند و اگر قرار باشد جای دو یال عوض شود باید این دو یال باشند. دو یال می‌توانند در جابجایی روابط زیر را با هم داشته باشند:

جابجایی درون افرازی: هر دو در یک افراز هستند.

جابجایی افراز دوگان: یالی که روی درخت فراگیر کمینه بود -باید حذف شود- در یکی از افرازهایی است که یک سر یال دیگر در آن است.

جابجایی بین افرازی: دو یال رابطه‌های بالا را با هم ندارند.

به طور کلی با اضافه کردن راس می‌توانیم کاری کنیم که یک گراف فقط شامل راس‌هایی با درجه‌ی 3 یا 1 باشد و عملا حالت دودویی داشته باشد. برای گراف داده شده هم این کار را انجام می‌دهیم . سپس برای جلوگیری از گسترش اطلاعات مربوط به تغییر مکان یک گره در کل گراف، اقدام به افراز گره‌ها می‌کنیم. و با توجه به رابطه‌ی دو یال که با هم عوض می‌شوند، اقدام در جهت بروز رسانی درخت می‌نماییم. افراز انجام شده باعث می‌شود که تغییرات حتی‌الامکان محلی باقی بمانند و از حدی که لازم نیست فراتر نروند.

کوچکترین درخت فراگیر محلی با نگهداری به کمک داده ساختار جنبشی

در دو بخش قبل ، روشهایی برای ساخت کوچکترین زیر درخت فراگیر محلی و همچنین ساختاری جنبشی برای نگاهداری کوچکترین زیر درخت فراگیر آشنا معرفی شدند. متاسفانه هیچ کدام از این روشها برای شبکههای حسگر مناسب نیستند. کوچکترین زیر درخت فراگیر محلی به علت تغییرات زیاد در محل عناصر شبکه حسگر هزینه بسیار بالایی را ، هم از نظر انرژی و هم از نظر پیغامهای رد و بدل شده ، دارد. در مقابل داده ساختار جنبشی ارائه شده نیز با وجود اینکه هزینه به روز رسانی مناسبی دارد ولی به علت اینکه محلی نیست لذا بایستی که تغییرات آن در همه سیستم منعکس شود که نیازمند ارتباطات بسیار زیادی در شبکه میباشد.

در این بخش مدلی ارائه میشود که در آن سعی شده است که از مزایای هر دو روش فوق استفاده شود و مدلی مناسب برای ساخت و نگاهداری کوچکترین زیر درخت فراگیر در شبکههای حسگر ارائه شود.

این الگوریتم در دو مرحله انجام می شود. در مرحله اول به کمک الگوریتم محلی داده شده در بخش 2 تمام گرههای شبکه یک زیر درخت فراگیر ایجاد میکنند. نکته قابل توجه این است که در پایان این مرحله تمام عناصر شبکه دید یکسانی از شبکه دارند. در مرحله دوم هر گره به کمک داده ساختار ارائه شده در بخش 3 ، این درخت ایجاد شده را در صورت بروز تغییرات به روز میکند. سپس تغییرات


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمورد ساختارهای جنبشی در مسیریابی شبکههای حسگر متحرک 5 ص

انتخاب سرخوشه مبتنی بر الگوریتم کلونی زنبور عسل در مسیریابی شبکه حسگر بیسیم

اختصاصی از کوشا فایل انتخاب سرخوشه مبتنی بر الگوریتم کلونی زنبور عسل در مسیریابی شبکه حسگر بیسیم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

انتخاب سرخوشه مبتنی بر الگوریتم کلونی زنبور عسل در مسیریابی شبکه حسگر بیسیم


انتخاب سرخوشه مبتنی بر الگوریتم کلونی زنبور عسل در مسیریابی شبکه حسگر بیسیم

مقالات علمی پژوهشی کامپیوتر با فرمت    Pdf       صفحات      12

چکیده :
شبکهی حسگرهای بیسیم شبکهای متشکل از تعداد بسیار زیادی از حسگرهای بیسیم که دارای منبع انعر ی موعدود قیرلابعل زعایگ ین
هستند، میباشد. یکی از مسائل مهم در شبکههای حسگر بیسیم، اف ایش طول عمر شبکه است. فاصله ارتباطی طولانی بین سنسورها و گره
مرک ی در این شبکهها، انر ی زیادی را مصرف میکند و همچنین طول عمر شبکه را نی کاهش میدهد. بنابراین یکی از پارامترهای بسیار
مهم در این نوع شبکهها، مصرف بهینه انر ی است. یکی از روشهای کاهش مصرف انر ی، خوشهبندی گرههای شبکه است. در این مقاله
یک روش تعیین سرخوشه و تعیین گرههای عضو هر سرخوشعه بعا اسعتفاده از الگعور یتمهعا ی کلعونی زنبورعسعل پیشعنهاد معی گعردد . نتعای
آزمایشات نشان داد که الگوریتم پیشنهادی در مقایسه با روشهای پیشین بهبود لابل توزه در مصرف انر ی گعره هعا و افع ایش طعول عمعر
شبکه دارد.
واژگان کلیدی:

 


دانلود با لینک مستقیم


انتخاب سرخوشه مبتنی بر الگوریتم کلونی زنبور عسل در مسیریابی شبکه حسگر بیسیم

دانلود فایل ورد Word ارزیابی پروتکل های مسیریابی شبکه های مش بی سیم در محیط های امن و ناامن

اختصاصی از کوشا فایل دانلود فایل ورد Word ارزیابی پروتکل های مسیریابی شبکه های مش بی سیم در محیط های امن و ناامن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود فایل ورد Word ارزیابی پروتکل های مسیریابی شبکه های مش بی سیم در محیط های امن و ناامن


دانلود فایل ورد Word ارزیابی پروتکل های مسیریابی شبکه های مش بی سیم در محیط های امن و ناامن

چکیده :

ویژگی های قابل توجه شبکه های مش بی سیم از قبیل انعطاف ، سهولت استقرار و هزینه پائین ، راه اندازی این شبکه ها را آسان نموده و در نتیجه برای کاربران جذاب ساخته است. محیط عملیاتی باز و پویا شبکه های مش بی سیم آن را در برابر حملات شبکه های مختلف آسیب پذیر می سازد. نوع شایع از اهداف حملات در زمینه پروتکل های مسیریابی می باشد. گره های مخرب از فرصت برای تغییر یا دور انداختن اطلاعات مسیریابی استفاده می کنند و یا برای بدست آوردن اطلاعات کاربران از طریق خود با مسیرهای های جعلی به این شبکه ها حمله می کنند. برخی ویژگی ها جهت پروتکل های مسیریابی ، برای تأمین امنیت اطلاعات مسیریابی پیشنهاد شده اند. با این حال، یک پروتکل مسیریابی به تنهایی نمی تواند امنیت شبکه را درهرشرایطی تضمین نماید. طراحی یک پروتکل مسیریابی که واقعا از ویژگی های خاص شبکه مش بی سیم مش بهره برداری کند هنوز هم یک چالش باقی مانده است.

دراین پروژهعلاوه بر مطالعه عملکرد پروتکل های مسیریابی در شبکه های مش بی سیم جهت انتخاب پروتکل های مسیریابی مناسب در محیط های امن و ناامن و تعیین پارامترهایی که در انتخاب پروتکل های مسیریابی در محیط های امن و نا امن اهمیت دارند ، سناریوهای مختلفی ازحملات در شبکه های مش بی سیم شبیه سازی شده وکارایی برخی از پروتکل های مسیریابی در این سناریوهای مخرب مورد بررسی قرار خواهد گرفت .

فـرمت: DOC
تعداد صفحات: ۱۵۱ صفحه
رشتــه : کامپیوتر

 

 فهرست مطالب

 چکیده

مقدمه

فصل اول:مروری بر تحقیقات انجام شده

فصل دوم:معرفی شبکه های مش بی سیم وپروتکل های مسیریابی مورد مطالعه

شبکه های بی سیم

معرفی

ساختار شبکه های بی سیم

تعریف شبکه بندی مش

گره ها و لینک ها

شبکه های مش بی سیم

مزایای استفاده از WMN

محدودیت های فاصله انتقال

اهمیت پروتکل ها

مسیریابی در شبکه

معیارهای انتخاب مسیر

پروتکل های مسیریابی

پیش شرط و یا چشم انداز عمومی برای مسیریابی WMNs

پروتکل های مسیریابی شبکه های مش بی سیم

پروتکل مسیریابی کیفیت پیوند بهینه سازی شده (OLSR)

مسیریابی جهت توالی مسافت‌های مقصد(DSDV )

پروتکل مسیریابی منبع پویا (DSR)

۱-کشف مسیر

۲-نگه داری مسیر

پروتکل مسیریابی جهت‌های مسافت برای تقاضاهای تک کاره (AODV)

۱-کشف مسیر

۲-نگه داری مسیر

خلاصه فصل

فصل سوم:امنیت در شبکه های مش بی سیم و معرفی برخی حملات در این شبکه ها                       

امنیت در WMNs

مدل امنیتی برای WMNs

امنیت پروتکل های مسیریابی آگاه

حمله و استفاده ناصحیح از پروتکل های موجود

حمله با استفاده از تغییر جزئی

حمله با استفاده از جعل هویت

حمله با استفاده از تغییر ساخت

حملات خاص

خلاصه فصل

فصل چهارم:ابزارهای شبیه سازی مورد استفاده و شیوه مدل سازی

ابزارهای شبیه سازی

معماری NS-2

معماری OPNET

پشتیبانی بی سیم مدل ساز OPNET

پیاده سازی مدل های حمله در مدل ساز OPNET

مدل های حمله

۱- حمله از بین بردن مسیر

۲- حمله تغییر مسیر

۳- حمله به ساخت

۴-حمله جعل هویت

اضافه کردن ویژگی حملات در OPNET

ایجاد گره مخرب در پروتکل AODV

ایجاد گره مخرب در پروتکل DSR

اجرای شبیه سازی در مدل ساز OPNET و جمع آوری نتایج آزمایش

معیارهای ارزیابی

۱- درصدتحویل بسته (PDF)

۲- بار مسیریابی نرمال (NRL)

آزمایشات در NS-2

سناریو شماره ۱

سناریوی شماره ۲

سناریوی شماره ۳

راه اندازی سناریو در OPNET

خلاصه فصل

فصل پنجم:نتایج آزمایشات

آزمایش در محیط امن

آزمایش در محیط های مخرب

۱- حمله از بین بردن مسیر

۲- حمله تغییر مسیر

۳- حمله ساخت مسیر

۴- حمله جعل هویت

نتیجه

خلاصه فصل

فصل ششم:نتیجه گیری و کار آینده

نتیجه گیری

کار آینده

منابع و مآخذ

فـرمت: DOC
تعداد صفحات: ۱۵۱ صفحه
رشتــه : کامپیوتر

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود فایل ورد Word ارزیابی پروتکل های مسیریابی شبکه های مش بی سیم در محیط های امن و ناامن

دانلود پایان نامه برق درمورد پروتکل های مسیریابی و درجه مشارکت نودها در مسیریابی

اختصاصی از کوشا فایل دانلود پایان نامه برق درمورد پروتکل های مسیریابی و درجه مشارکت نودها در مسیریابی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود پایان نامه برق درمورد پروتکل های مسیریابی و درجه مشارکت نودها در مسیریابی


دانلود پایان نامه برق درمورد پروتکل های مسیریابی و درجه مشارکت نودها در مسیریابی

پروتکل های مسیریابی و درجه مشارکت نودها در مسیریابی

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه:81

چکیده :

امروزه تمایل به استفاده از شبکه های بی سیم روز به روز در حال افزایش است ،‌ چون هر شخصی،‌ هر جایی و در هر زمانی می تواند از آنها استفاده نماید . در سالهای اخیر رشد شگرفی در فروش کامپیوترهای laptop و کامپیوترهای قابل حمل بوجود آمده است . این کامپیوترهای کوچک،‌به چندین گیگا بایت حافظه روی دیسک ،‌ نمایش رنگی با کیفیت بالا و کارتهای شبکه بی سیم مجهز هستند . علاوه بر این ،‌ این کامپیوترهای کوچک می توانند چندین ساعت فقط با نیروی باتری کار کنند و کاربران آزادند براحتی آنها را به هر طرف که می خواهند منتقل نمایند . زمانی که کاربران شروع به استفاده از کامپیوترهای متحرک نمودند ،‌ به اشتراک گذاشتن اطلاعات بین کامپیوترها یک نیاز طبیعی را بوجود آورد . از جمله کاربردهای به اشتراک گذاری اطلاعات در مکانهایی نظیر سالن کنفرانس ،‌کلاس درس ‌،‌ ترمینالهای فرودگاه و همچنین در محیط های نظامی است .

دوروش برای ارتباط بی سیم بین کامپیوترهای متحرک وجود دارد .

  • استفاده از یک زیر ساخت ثابت که توسط یک Acces point خارج شد آنگاه در محدوده رادیویی Wireless Access point ها فراهم می آید . که در این گونه شبکه ها ،‌ نودهای متحرک از طریق Access Point ها با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و هنگامیکه یک نود از محدوده رادیویی Access Pointدیگری قرار می گیرد . مشکل اصلی در اینجا هنگامی است که یک اتصال باید از یک Access Point به Access Point دیگری تحویل داده شود ،‌ بدون آنکه تاخیر قابل توجهی به وجود آید ویا بسته ای گم شود .
  • شکل دادن یک شبکه بی سیم Adhoc در بین کاربرانی است که می خواهند با هم ارتباط داشته باشند . این گونه شبکه ها زیر ساخت ثابتی ندارند و کنترل کننده و مرکزی نیز برای آنها وجود ندارد .

شبکه های بی سیم Adhoc از مجموعه ای از نودهای متحرک تشکیل شده اند که این نودها قادرند به طور آزادانه و مداوم مکانشان را در شبکه تغییر دهند . نودهای موجود در شبکه Adhoc همزمان به عنوان client و مسیریاب عمل می کنند و با توجه به عدم وجود ساختار ثابت در این گونه شبکه‎ها ،‌ نودها مسئولیت مسیریابی را برای بسته هایی که می خواهند در شبکه ارسال شوند بر عهده دارند و در انجام این امر با یکدیگر همکاری می کنند .

هدف ما نیز در اینجا بررسی و مطالعه بر روی خصوصیات و ویژگی های این تکنیکهای مسیر یابی است . لازم بذکر است پروتکل های مسیریابی متفاوتی برای استفاده در شبکه های Adhoc پیشنهاد شده اند که پس از مطالعه اجمالی برروی نحوه عملکرد هر یک از آنها ،‌ قادر خواهیم بود آنها را بر طبق خصوصیاتشان قسمت بندی نمائیم .

چرا نیاز به طراحی پروتکلهای مسیر یابی جدیدی برای شبکه های Adhoc وجود دارد ؟‌

در شبکه های سیم دار تغییرات در توپولوژی شبکه بندرت اتفاق می افتد . بیشتر host ها و نودهای دیگر در یک جای مشخصی در شبکه قرار دارند ویک شکستگی در لینک زمانی اتفاق می‎افتد که یک قطع فیزیکی نظیر fail‌ شدن host و یا خسارت فیزیکی کامل اتفاق بیفتد . برای این نوع شبکه های سیم دار با ساختار ثابت یک الگوریتم مسیریابی کلاسیک به خوبی کار می کند.

برای اینکه اطلاعات جداول مسیریابی بروز باشند ،‌مسیریابها به صورت دوره ای اطلاعاتشان را با یکدیگر مبادله می کنند و در حالتی که یک failure‌ ی در لینکی اتفاق بیفتد مسیرها باید مجدداً محاسبه شوند ودر شبکه منتشر گردند. این پروسه یک مدت زمانی طول می کشد که چنین چیزی در شبکه های سیم دار طبیعی است و آشکار است که چنین روشی در شبکه های Adhoc کار نخواهد کرد . در این شبکه ها از آنجایی که نودها مرتباً در حال حرکت هستند ،‌ تغییراتی که در لینکها به وجود می آید نیز بسیار مداوم خواهد بود . به عنوان مثال زمانی را در نظر بگیرید که 2 تا نود در حالی با هم ارتباط برقرار کرده اند که مدام از همدیگر فاصله می گیرند . تا زمانی که هردوی آنها در محدوده ارتباطی همدیگر باشند این ارتباط می تواند حفظ گردد. ولی هنگامیکه فاصله بین نودها بیشتر شود دیگر این ارتباط نیز میسر نخواهد بود . حال تصور کنید که تعداد زیادی از نودها مطابق این سناریو رفتار نمایند ،‌ در این حالت لینکهای زیادی شکل خواهند گرفت ومسیرهای جدیدی به سمت مقصدها محاسبه خواهد شد و در مقابل لینکهای بسیاری نیز شکسته خواهند شد و مسیرهای بسیاری نیز از بین خواهند رفت .

از دیگر مواردی که می توان به عنوان دلایل نیاز به طراحی پروتکلهای مسیریابی جدید برای شبکه‎های Adhoc به آنها اشاره کرد عبارتند از :‌

  • پروتکلهای مسیریابی شبکه های سیم دار بار محاسباتی بسیار زیادی را به صورت مصرف زیاد حافظه و همچنین مصرف زیاد انرژی بر روی هر کامپیوتر قرار می دهند .
  • پروتکلهای مسیریابی مورد استفاده در شبکه های سیم دار از مشکلات به وجود آوردن حلقه‎های کوتاه مدت وبلند مدت رنج می برند .
  • متدهایی که برای حل مشکلات ناشی از بوجود آوردن حلقه ها در پروتکلهای مسیریابی سنتی استفاده می شوند در شبکه های Adhoc عملی نیستند .

این تفاوتها بین شبکه های سیم دار و بی سیم به راحتی آشکار می کند که یک پروتکل مسیریابی برای شبکه های Adhoc باید یکسری از مشکلات اضافه تری را حل نماید که این مشکلات در شبکه های سیم دار وجود نداشته است .

در زیر لیستی از مواردی را که یک پروتکل مسیریابی باید آنها را مدنظر قرار دهد ذکر گردیده که بعضی از این خصوصیات مهمتر از خصوصیات دیگر هستند .

به طور کلی اهداف طراحی پروتکلهای مسیریابی این است که پروتکلی ساخته شود که :‌

  • وقتی که توپولوژی شبکه گسترش می یابد این پروتکل نیز بتواند همچنان مسیریابی را انجام دهد .
  • زمانی که تغییراتی در توپولوژی شبکه به وجود می آید این پروتکل سریعاً قادر به پاسخگویی باشد .
  • مسیرهایی را فراهم کند که بدون حلقه باشد .
  • تاخیر را به حداقل رساند (‌باانتخاب مسیرهای کوتاه )‌
  • برای اجتناب از تراکم چندین مسیر را از مبدأ به مقصد فراهم نماید .

پروتکل طراحی شده برای مسیریابی در یک شبکه Adhoc باید خصوصیات زیررا دارا باشد .

  • اجرای غیر مرکزی داشته باشد ،‌ به این معنی که نباید به یک نود مرکزی وابسته باشد .
  • استفاده از پهنای باند را کار اگرداند (overhead مسیریابی را می نیمم کند )
  • هم از لینکهای یکطرفه و هم از لینکهای دو طرفه استفاده کند .

تقسیم بندی پروتکلهای مسیریابی در شبکه های Adhoc

چندین معیار متفاوت برای طراحی و کلاس بندی پروتکلهای مسیر یابی در شبکه های Adhoc وجود دارد . به عنوان مثال اینکه چه اطلاعات مسیریابی مبادله می شوند ؟ چه زمانی و چگونه این اطلاعات مبادله می‎شوند ؟‌ چه زمانی و چگونه مسیرها محاسبه می شوند .

که ما در این بخش در مورد هر یک از این معیارها مطالبی را بیان خواهیم کرد .

  • مسیریابی Link State در مقابل مسیریابی DisTance Vector

همانند شبکه های سیم دار عرف ،‌ LSR و DVR مکانیزم های زیرین برای مسیریابی در شبکه‎های Adhoc بی سیم می باشند . در LSR‌ اطلاعات مسیریابی به شکل بسته های Link State
(Link State Packets) مبادله می شوند . LSP یک نود شامل اطلاعات لینکهای همسایگانش است . هرنود زمانی که تغییری را در لینکی شناسایی کند LSP‌ هایش را فوراً در کل شبکه جاری می کند . نودهای دیگر بر اساس اطلاعاتی که از LSP های دریافتی شان بدست می آورند ‌، توپولوژی کل شبکه را ترسیم می کنند و برای ساختن مسیرهای لازم از یک الگوریتم کوتاهترین مسیر نظیردایجکسترا استفاده می کنند .

لازم به ذکر است تعدادی از هزینه های لینکها از دید یک نود می توانند غیر صحیح باشند واین بدلیل تاخیر زیاد انتشار و قسمت بندی بودن شبکه است . این دیدهای ناسازگار از توپولوژی شبکه می تواند مارا به سمت تشکیل مسیرهایی دارای حلقه سوق دهد . اگرچه این حلقه ها عمرشان کوتاه است وبعد از گذشت مدت زمانی (‌مدت زمانی که طول می کشد تا یک Message‌ قطر شبکه را بپیماید ) ناپدید می شوند . مشکلی که در LSR‌ وجود دارد overhead‌ بالای مسیریابی است که بدلیل حرکت سریع نودها در شبکه و در نتیجه تغییرات سریع در توپولوژی شبکه اتفاق می افتد .

در مکانیزم DVR ،‌ هر نود یک بردار فاصله که شامل شناسه مقصد ،‌ آدرس hop‌ بعدی ،‌ کوتاهترین مسیر. می باشد را برای هر مقصدی نگهداری می کند . هر نود بصورت دوره ای بردارهای فاصله را با همسایگانش مبادله می کند . هنگامیکه نودی بردارهای فاصله را از همسایگانش دریافت می کند ،‌ مسیرهای جدید را محاسبه می کند و بردار فاصله اش را نیز Update‌ می کند و یک مسیر کاملی را از مبدأ تا مقصد شکل می دهد . مشکلی که در مکانیزم DVR وجود دارد همگرایی کند آن وتمایلش به تولید مسیرهای دارای حلقه است .

Event – driven Update در مقابل Periodical Update

برای تضمین اینکه اطلاعات مربوط به موقعیت لینکها و توپولوژی شبکه بروز باشد ،‌ اطلاعات مسیریابی باید در شبکه منتشر شوند . براساس اینکه چه زمانی اطلاعات مسیریابی منتشر خواهند شد قادر خواهیم بود که پروتکلهای مسیریابی را به 2 دسته تقسیم بندی نمائیم . دسته اول پروتکلهایی هستند که به صورت دوره ای اطلاعات مسیریابی را منتشر می کنند و دسته دوم مربوط به پروتکلهایی است که در زمان وقوع تغییری در توپولوژی شبکه اطلاعات مسیریابی را انتشار می‎دهند .

پروتکلهای Periodical Update ،‌ اطلاعات مسیریابی را بصورت دوره ای پخش می کنند . این پروتکلها ،پروتکلهای ساده ای هستند و پایداری شبکه ها را حفظ می کنند و مهم تر از همه این است که به نودهای جدید امکان می دهند که اطلاعات مربوط به توپولوژی و موقعیت لینکها را درشبکه بدست آورند. اگرچه ،در صورتی که مدت زمان بین این بروز رسانی های دوره ای طولانی باشد آنگاه این پروتکلها نمی توانند اطلاعات بروز ر انگه دارند . از طرف دیگر ،‌ در صورتی که این مدت زمان کوتاه باشد ،‌ تعداد بسیار زیادی از بسته های مسیریابی منتشر خواهند شد که در نتیجه پهنای باند زیادی را از یک شبکه بی سیم مصرف خواهد کرد .

در یک پروتکل بروز رسانی Event – Driven‌ ،‌ هنگامیکه یک حادثه ای اتفاق می افتد ،‌ ( نظیر اینکه یک لینک fail‌ می شود و یا اینکه یک لینک جدیدی بوجود می آید )،‌ یک بسته مسیریابی جهت بروزرسانی نمودن اطلاعات مسیریابی موجود در نودهای دیگر ،‌ broadkact‌ می شود . مشکل زمانی بوجود خواهد آمد که توپولوژی شبکه بسیار سریع تغییر کند ، که در آن هنگام تعداد زیادی از بسته های بروز رسانی تولید و در شبکه پخش خواهند شد که این موجب مصرف مقدار زیادی از پهنای باند ونیز تولید نوسانات بسیاری در مسیرها می گردد .

مکانیزم های بروز رسانی دوره ای و بروز رسانی Event Driven‌ می توانند با یکدیگر استفاده شوند و یک مکانیزمی به نام مکانیزم بروز رسانی ترکیبی (‌Hybrid Update ) را به وجود آورند .

  • ساختارهای مسطح (Flat ) در مقابل ساختارهای سلسله مراتبی (‌Hierarchical‌)

دریک ساختار مسطح همه نودها در شبکه در یک سطح قرار دارند و دارای عملکرد مسیریابی مشابهی می باشند ،‌ مسیریابی مسطح برای استفاده در شبکه های کوچک ،‌ ساده وکارا است .

در مسیریابی سلسله مراتبی نودها به صورت دینامیک در شبکه به قسمتهایی که clustor‌‌ نامیده می‎شوند سازماندهی می گردند ،‌ سپس مجدداً این clustor‌ هادر کنار یکدیگر تجمع می کنند وSuperclustor‌ ها را می سازند وبه همین ترتیب ادامه می یابد .

سازماندهی یک شبکه به clustor‌ به نگهداری توپولوژی یک شبکه نسبتاً پایدار کمک می کند .

در شبکه هایی که عضویت در آنها و همچنین تغییرات در توپولوژی بسیار داینامیک باشد استفاده از cluster‌ ها کارایی چندانی نخواهد داشت .

  • محاسبات غیر متمرکز(Decentralizad) در مقابل محاسبات توزیع شده (Distributed)

براساس اینکه چگونه و در کجا یک مسیر محاسبه می شود 2 بخش برای پروتکلهای مسیریابی به وجود می آید . محاسبات Decentralized و محاسبات توزیع شده .

در یک پروتکلی که بر اساس محاسبات Decentralized باشد ،‌ هرنود در شبکه از اطلاعات کاملی راجع به توپولوژی شبکه نگهداری می کند بطوریکه هر زمان که مایل باشد بتواند خودش یک مسیری را به سمت مقصد مورد نظر محاسبه کند . برخلاف آن ،‌ در پروتکلی که بر اساس محاسبات توزیع شده باشد هر نود در شبکه فقط قسمتی از اطلاعات مربوط به توپولوژی شبکه را نگهداری می کند . هنگامیکه یک مسیری نیاز به محاسبه داشته باشد ،‌ تعداد زیادی از نودها با هم همکاری می کنند تا آن مسیررا محاسبه کنند .

  • Source Routing درمقابل hop- by-hop Routing

بعضی از پروتکلهای مسیریابی کل مسیر را در header‌ مربوط به بسته های اطلاعاتی قرار می دهند بنابراین نودهای میانی فقط این بسته ها را بر طبق مسیری که در header‌ شان وجود دارد forward‌ می‎کنند . به چنین مسیریابی ،‌ مسیریابی از مبدأ یا Source Routing گفته می شود . مزیت این گونه مسیریابی ها در این است که نودهای میانی نیازی ندارند که اطلاعات مسیریابی بروز شده را نگهداری کنند چون خود بسته ها شامل تمام تصمیمات مسیریابی می باشند . بزرگترین مشکل این مسیریابی، زمانی است که شبکه بزرگ باشد ومسیرها طولانی باشند در این حالت قرار دادن کل مسیر در header هر بسته مقدار زیادی از پهنای باند را مصرف خواهد کرد . لازم بذکر است که مسیریابی Source Route ،‌ امکان تولید چندین مسیر را به سمت یک مقصد خاص فراهم می کند . در مسیریابی hop- by- hop ‌،‌ هنگامیکه یک نود بسته ای را برای یک مقصدی دریافت می کند ،‌ بر طبق آن مقصد بسته را به hop بعدی forward خواهد کرد . مشکل این است که همه نودها نیاز دارند که اطلاعات مسیریابی را نگهداری کنند وبنابراین این امکان وجود دارد که مسیرهای دارای حلقه شکل بگیرند .

-مسیرهای منفرد در مقابل مسیرهای چندگانه

بعضی از پروتکلهای مسیریابی یک مسیر منفرد را از مبدأ به مقصد پیدا می کنند که این گونه پروتکلها معمولاً عملکرد ساده ای دارند . پروتکلهای مسیریابی دیگری نیز هستند که چندین مسیر را به سمت یک مقصد معین پیدا می کنند که مزیت آن قابلیت اطمینان بالاتر و همچنین بهبودی راحتتر در هنگام وقوع failure می باشد . علاوه بر این ،‌ نود مبدأ می تواند بهترین مسیر را از میان مسیرهای در دسترس انتخاب نماید .

مسیریابی ProActive در مقابل مسیریابی ReAvtive

بسته به اینکه چه زمانی مسیرها محاسبه می شوند ،‌ پروتکلهای مسیریابی می توانند به 2 بخش تقسیم شوند . مسیریابی ProActive و مسیریابی ReActive .

مسیریابی ProActive ،‌ مسیریابی Precomputed‌ و یا Table-Driven نیز نامیده می شود . دراین متد ،‌ مسیرها از قبل به سمت تمام مقصدها محاسبه می شوند . برای محاسبه مسیرها ،‌ نودها نیاز دارند که تمام ویا قسمتی از اطلاعات را در مورد موقعیت های لینکها و توپولوژی شبکه نگهداری کنند و برای اینکه این اطلاعات را بروز رسانی نمایند ،‌ احتیاج دارند که بصورت دوره ای ویا در زمانی که موقعیت لینکی یا توپولوژی شبکه ای تغییر کرد اطلاعاتشان را منتشر نموده و براساس اطلاعات بدست آمده جداولشان را نیز Update‌ نمایند . مزیت مسیریابی ProActive‌ این است که زمانی که یک مبدأ نیازمند ارسال بسته ای به مقصدی باشد ،‌ مسیر مورد نظر در دسترس است و هیچ اتلاف زمانی صورت نمی پذیرد . عیبی که برای این گونه مسیریابی ها مطرح می باشد این است که بعضی از مسیرهای تولید شده ممکن است هیچ گاه استفاده نشوند و همچنین اینکه در هنگامیکه تغییرات در توپولوژی شبکه سریع باشد ،‌ انتشار اطلاعات مسیریابی ممکن است مقدار زیادی از پهنای باند را مصرف نماید .

مسیریابی ReActive ،‌ مسیریابی On-Demand نیز نامیده می شود . دراین متد ،‌ مسیر به سمت یک مقصد وجود ندارد و فقط هنگامیکه آن مسیر مورد نیاز باشد اقدامات لازم جهت محاسبه آن صورت می پذیرد . ایده اصلی این نوع مسیریابی به صورت زیر است :‌

هنگامیکه یک مبدأ نیاز دارد که بسته ای را به سمت یک مقصدی بفرستد ،‌ ابتدا یک یا چند مسیر را به سمت آن مقصد شناسایی می کند که به این پروسه ‌، پروسه کشف مسیر و (‌Route Discovery) گفته می شود . بعد از اینکه آن مسیر یا مسیرها بدست آمدند ،‌ مبدأ بسته مورد نظر را از طریق یکی از آنها ارسال می کند . در طول انتقال بسته ها ،‌ ممکن است که بدلیل حرکت مداوم نودها در شبکه ،‌ مسیرها شکسته شوند .

مسیر های شکسته شده نیازمند بازسازی هستند . پروسه شناسایی شکست مسیرها و بازسازی آنها نگهداری مسیر و (‌Route maintenance) نام دارد .

و...

NikoFile


دانلود با لینک مستقیم