کوشا فایل

کوشا فایل بانک فایل ایران ، دانلود فایل و پروژه

کوشا فایل

کوشا فایل بانک فایل ایران ، دانلود فایل و پروژه

داستان خانم هاشمی

اختصاصی از کوشا فایل داستان خانم هاشمی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 16

 

هوا گرم بود و من بدون توجه به این همه گرما خودکار را در دست گرفته بودم و مدام زیر مطالب مهم کتاب خط می کشیدم تنها امیدم این بود که بتوانم در کنکور رتبه ی خوبی به دست بیاورم و بعد هم در بهترین دانشگاه درس بخوانم و همیشه به این حرف مادرم که می گفت تو آینده ی روشنی را در پیش داری دلگرم می شدم درخت گردو با سخاوت سایه اش را به رو سرم انداخته بود من روی تخت چوبی که با هر حرکت جیرجیرش درآمد و تمرکزم را به هم می زد نشسته بودم این امکان روزی محل بازی های کودکانه ام بود ولی هم اکنون جایی بود برای پیدایش آینده ای زیبا . آخرین صفحه از عربی را هم به پایان رسانیدم و دراز کشیدم تمام کتاب ها را حداقل دو سه بار دوره کرده بودم و هنوز یک هفته ی دیگر تا کنکور مانده بود تصمیم گرفتم دو روز استراحت کنم و بقیه ی ایام را به دوره ی جزوه های زبان اختصاص دهم هر وقت بیکار بودم در ذهنم برنامه ریزی می کردم و از این خصلت خودم خیلی خوشم می آمد چون با این کار هیچ مشکلی برایم به وجود نمی آمد . حس کردم قلبم مرا به یاد آوری کسی می خواند . آری، او نیز با چشمان از حدقه درآمده منتظر بود که ببیند آیا من قله های رفیع پیروزی را فتح خواهم کرد احسان را می گویم ، پسر خاله اعظم ، همیشه در دروس با من رقابت می کرد و کافی بود که معدل من از او کمتر شود تمام دنیا را خبردار می کرد و به همه شیرینی می داد . در همین افکار بودم که مادرم صدایم زد از تخت چوبی پایین آمدم موهایم را از روی پیشانی به کناری زدم و دمپایی هایم را به پا کردم و به طرف صدا رفتم مادرم دستکش هایش را به دست کرده بود و مشغول درست کردن باغچة قدیمی بود دیشب گفته بود که می خواهد کمی سبزی خوردن بکارد تا مجبور نباشد برای یک کیلو سبزی تازه تمام بازار را زیر پا بگذارد . نگاهی به سر تا پایم انداخت و گفت : درس می خواندی؟

گفتم : بله مگر در این چند وقت کار دیگه ای هم دارم فقط درس کارم داشتی ؟

مادرم پوزخندی زد و گفت : به به عجب دختری برو حمام یک دوش بگیر شب میهمان داریم گفتند : درس و دانشگاه نه اینکه . . . و بعد سرش را با تأسف تکان داد . بدون اینکه بپرسم چه کسانی هستند با غرولند گفتم : هزار بار تأکید کرده ام من درس دارم و به این جور میهمانی ها نمی رسم فقط چند روز دیگر تحمل می کردید و کسی را دعوت نمی

کردید و بعد هم پاهایم را با عصبانیت به زمین کوبیدم و به طرف درب ورودی حال رفتم به اطاقم سرکی کشیدم تمیز و مرتب مادرم دکراسیون اتاق را عوض کرده بود پرده های رنگ و رو رفته جای خود را به حریرهای سبز رنگی داده بودند میز کامپیوتر و در کنار کتابخانه قرار داده شده بود و تمام عروسک هایم از سقف آویزان بود فقط یکی از آنها که لباس سبز فسفری داشت رومیزی تلفن گذاشته شده بود میز آرایش پر از عطر و ادکلن با مارک های مختلف بود روی تختی هم عوض شده بود نمی دانم مقصود مادرم از این تغییر و تحول ناگهانی چه بود شاید می خواسته روحیه ی مرا عوض کنه خودم را به خاطر عکس العملی که در مقابل میهمان دعوت کردن مادر انجام داده بودم سرزنش کردم و از آینه نگاهی به خودم انداختم . موهای بلند و مشکی ام پر از خاک و برگ درخت گردو شده بود رنگم پریده بود و چشمانم به خاطر نخوابیدن پف کرده بود یک مقدار از غذای ظهر هم روی لباسم ریخته بود ناخن هایم بلند و زیرشان کثیف بود از خودم بدم آمد اگر میهمان ها می آمدند و مرا با این وضع می دیدند . . . چه افتضاحی باید از نگاه های تمسخر آمیز مادرم می فهیدم بدوم معطلی یک دامن هشت ترک آبی و یک بلوز فیروزه ای برداشتم و راهی حمام شدم بعد از آن هم مادرم برایم یک لیوان شیر و کیک آورد آن وقت بود که فهمیدم آه از نهاد معده ام برآمد . ناخن هایم را گرفتم و سوهان کشیدم به اتاقم رفتم و دوباره به خودم نگاهی کردم من واقعا زیبا بودم موهای مشکی و بلندی که تا کمر می رسید با هر لبخندی رو گونه ام چال می رفت ابروهای پر و چشم هایی که مژه های بلند و فر آنها را در بر می گرفت همچون جاده ای رؤیایی که توسط درختان احاطه گشته کمی رژ صورتی روی لب هایم زدم و جلوی موهایم را توسط دو سنجاق آبی که پر از اکلیل بود بالا بردم و پشت موهایم را شانه زدم وقتی از اتاق بیرون آمدم مادرم لبخندی زد و گفت حالا شدی یک دانشجوی تمیز و مرتب راستی نمی خواهی بپرسی کی مهمونمونه ؟ کنترل تلویزیون را برداشتم و همانطور که خودم را رو مبل رها می کردم گفتم من قدرت حدس زنی ام زیاد جالب نیست خودت بگو ؟

مادرم : خوب خاله اعظم

من : اَه کی حوصله ی خاله اعظم را دارد الان از سفرهای اروپائی اش می گوید تا دوران طفولیت .

مادرم پشت چشمی نازک کرد و گفت : دستت درد نکنه ، خوب هر کس یک اخلاقی داره .

وقتی دلخوری او را دیدم بوسه ای بر روی گونه هایش نهادم و گفتم : ببخشید منظوری نداشتم حالا چکار داری کمکت انجام بدم ؟

مادر : بی زحمت تو برنج را درست کن .

بلند شدم و به طرف آشپزخانه رفتم و گفتم : چند تا پیمانه خیس کنم ؟

مادرم خیلی آهسته با انگشتان پیر و فرسوده اش شمارش می کرد : اعظم ، مرتضی ، احسان ، صفورا نمی دانم که چرا یکبار دلم فرو ریخت نهیبی به خودم زدم : خوب به تو چه که احسان هم می آید فورا بلند شدم و از روی تخت چوبی داخل حیاط کتاب هایم را جمع کردم و آنها را زیر تخت گذاشتم از فضولی هایش خوشم نمی آمد مدام می گفت اگر کمکی لازم داری به من بگو . دلم نمی خواست او به من کمک کند من همیشه روی پاهای خودم ایستاده بودم صدای اذان در دل شهر پیچید نیمی از کارها را انجام داده بود وضو گرفتم و نماز خواندم و از خداوند کمک خواستم و برای همه دعا کردم بعد هم به آشپزخانه برگشتم مادرم داشت سبزی پاک می کرد به من هم اشاره کرد که میوه ها را بشویم و داخل ظرف بچینم چند تا چاقاله داشتم و لا به لای میوه ها گذاشتم زنگ زدند ناقوس قلبم لرزید و نوید داد مجید برادر کوچکم پرید جلوی آیفن و در را باز کرد و فریاد زد مامان اومدند روسری ام را مرتب کردم خاله اعظم همراه با احسان و صفورا به داخل آمدند .

صفورا جلو آمد و با من روبوسی کرد و گفت : مینو چقدر خوشگل شدی ؟

دستانش را فشردم و گفتم : چه عجب یادی از ما کردی .

در همین لحظه خاله اعظم هم مرا بوسید و گفت : مینو جان ما که همیشه مزاحم شما هستیم مگر نه آقا مرتضی ؟

آقا مرتضی : نه خانم چرا دروغ می گویی ما الان چند وقت است که به خانه ی خواهرت نیامده ایم امشب هم معجزه و ما به ضیافت آمدیم .

هر چیزی را بهانه می کردند و با آن می خندیدند تنها کسی که چیزی نمی گفت احسان بود چقدر تغییر کرده بود تنها 3 ماه بود که او را ندیده بودم بلوز سفید با شلوار مشکی

پوشیده بود موهای براقش را نیز با ژل حالت داده بود . لیوان های شربت را داخل سینی نقره ای رنگ گذاشتم سرم پایین بود و به شربت ها نگاه می کردم یک آن چشمانم را به طرف احسان هدایت کردم او سراسیمه نگاهش را از من دزدید و با مجید مشغول بازی شد سینی را به طرفش گرفتم او بدون اینکه تشکر کند لیوان را برداشت و روی عسلی گذاشت یک صندلی بین احسان و صفورا خالی بود با جسارت رفتم و روی آن نشستم و با صفورا مشغول صحبت شدم : صفورا جون دعا کن من موفق بشم حالا که دارم حسابی می خونم . نمی دانم مادرم چطور در آن بین صحبت های ما را شنیده بود که گفت : راستی مینو جان چند وقت پیش روی یکی از مسائل آمار مشکل داشتم خوب از احسان بپرس . هر چه چشم غره می رفتم لبم را گاز می گرفتم فایده نداشت همانطور به حرف هایش ادامه می داد . احسان به طرف من برگشت و گفت : مینو خانم من که گفتم خوشحال می شم از اینکه بتونم کمکتون کنم . نمی دانم چرا نتوانستم چیزی بگویم بلند شدم و داخل حیاط روی تخت چوبی نشستم داشتم دنبال دفتر آمار می گشتم که صدای کشیده شدن پای یک نفر روی زمین توی دلم را خالی کرد می خواستم جیغ بکشم که چهره ی احسان در تاریک روشن مهتاب معلوم شد .

احسان گفت : نترسید مینو خانم .

چرا می گفت خانم ؟ همیشه اسم مرا مسخره می کرد مثلا می گفت آیدین یا مشکلات آرام روی تخت نشست پاهایش را جمع کرد و به ماه خیر شد .

من : آقا احسان بریم تو من دفتر را برداشتم .

فرزاد نیم نگاهی به من انداخت دلم فرو ریخت چقدر نیم رخش در آن شب مهتابی پیدا بود خیلی آهسته گفت : نظر من هم همین بود ولی مامان و خاله گفتند مجید اذیت می کنه و اجازه غیر شما درست اشکالتون رو بفهمید دست هایش را به هم مالید و ادامه داد از کجا شروع کنیم ؟

من با عصبانیت گفتم : من خیلی وقته شروع کردم فقط یک مسأله ی کوچک بود دفتر را از دستم گرفت من هم با انگشت مسأله ی مورد نظر را نشانش دادم

با دقت و آرام و شمرده برایم توضیح می داد به دور از هرگونه حسادت و غرور می توانم بگویم او از معلم ها هم قشنگ تر مسائل را شرح می داد دفتر را بست و گفت همین بود


دانلود با لینک مستقیم


داستان خانم هاشمی

چگونه درس تلخ ریاضی شیرین می شود

اختصاصی از کوشا فایل چگونه درس تلخ ریاضی شیرین می شود دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 7

 

با توجه به اینکه تقریباً یک ماه است از شروع کلاسها می گذرد ، سواد آموزان بنده هنوز حاضر به پذیرفتن درس ریاضی به عنوان یک درس مهم و ضروری نمی باشند و همواره از یادگیری آن کناره می گیرند .

علل و فرضیات موجود از نظر اینجانب :

ریاضیات درسی سخت و غیر قابل فهم است

ریاضیات در زندگی آنها کاربرد ندارد

شاید از کاربرد درس ریاضیات در زندگی آگاهی ندارند

ریاضیات درس خسته کننده و یکنواخت است

علل و عوامل موجود از نظر سواد آموزان :

ریاضیات یک درس بی مصرف و بلافایده است و معتقدند که در زندگی آنها هیچگونه کاربردی ندارد .

آنها بدون خواندن ریاضیات قادر به حساب و کتاب مسائل روزمره زندگی خود به صورت ذهنی می باشند

در موقع خواندن درس ریاضی گیج و سردرگم می شوند

بعضی از آنها بعد از ساعت ریاضی سردرد می شوند به طوری که بعد از آمدن به کلاس درس صرفنظر کرده بیزاری نشان می دهند

طراحی و صفحه بندی کتاب ها ازنظر آنها شلوغ و آشفته است

می خواهم از درد های کهنه و زخم های التیام نیافته آموزش و پرورش و آموختن بگویم . درد هایی که از اولین سالهای دبستان شروع و معضل ضعف و ناتوانی در سالهای بعدی زندگیم را به دنبال داشت و هرگز نگذاشت آنگونه که باید وشاید موفق باشم . وقتی که کوچکتر بودم نمی توانستم بفهمم که چه چیز باعث عدم یادگیری عمیق و ضعف و نقصان اساس یادگیری و پایه تحصیلی من بوده است .

ولی هم اکنون که خود را در جایگاه یک آموزشیار یافتم توانستم بفهمم آنچه باعث عدم یادگیری ، و ضعف و ناتوانی خیلی از دوستانم بوده است مشکلات آموزشی و پرورشی عمیقی بوده است که سیستم تعلیم و تربیتی ما کما کان با آن دست به گریبان بوده و هنوز همانگونه که باید و شاید ، از این سیستم رفع و رجوع نشده است .

از جمله آن مشکلات قالب بندی غیر استاندارد کتب درسی و مهمتر از همه به کار گماردن معلمانی که متأسفانه به نحو مطلوب تعلیم و تربیت داده نشده بودند و بدون اینکه از فنون معلمی چیزی بدانند مشغول به کار میشدند و از بار علمی بسیار اندک و ناچیزی برخوردار بودند و از روانشناسی کودکان چیزی نمی دانستند و بسیاری از دانش آموزان را با چوب تحقیر و تنبیه خرد کرده و کنار می زدند و روحیه اعتماد به نفس را که از همان اوان کودکی و دبستانی شکل می گرفت درهم می شکستند و مجال رشد و نمو به آنها نمی دادند .

هرگز از خاطرم نمی رود روزی را که معلم من در حل یکی از مسائل ریاضی عاجز ماند و حل آن را به روز بعد موکول کرد . آنوقت چگونه می توان از شاگردان انتظار داشت که ریاضی را خوب بفهمند و درک کنند .

ولی بسیار خوشحال و خرسندم که طی چند سال اخیر کتب درسی به نحو مطلوب و جالبی تغییر و تحول یافت و این تحول بسیار عمیق به یادگیری عمیق تر و ماندگارتر دانش آموزان کمک شایانی کرده و می کند . معلمانی کارآزموده و تعلیم یافته که بیشتر فنون معلمی را در نظر گرفته و روحیات شاگردانشان را در نظر می گیرند و این گامی بزرگ در راه موفقیت فردای نو آموزان ماست .

از جمله آموزش به طریق روش مجسم و نیمه مجسم و مجرد که بسیار مفید و جذاب است . در صورتی که در سیستم آموزشی قدیم ما به هیچ عنوان از روش مجسم استفاده نمی شده است .

ولی با این حال اینکه به طور تئوری و سمبولیک به آموزشیاران و مربیان بگوئیم که از روش مجسم استفاده کنید و دروس را برای نوآموزان عینی و ملموس نمائید به تنهایی و به خودی خود کفایت نمی کند بلکه می بایست تمامی امکانات برای آموزش به طریق مجسم فراهم آمده و در اختیار آموزشیار قرار گیرد ، از جمله کیت های آموزشی و ....

هم چنین استفاده از رسانه در امر آموزش انواع دروس بالاخص درس ریاضیات بسیار مفید فایده است و در این راستا لازم است که درس ریاضیات را در قالب شعر و بازی به صورتی منظم و مدون تهیه و برنامه ریزی کرد و آن را در قالب نوارها و CD ها ی آموزشی ثبت و ضبط نمود و به نوآموزان ارائه داد و خوبست که این نوارها به گونه ای تهیه شود که برای آنها ملموس و قابل درک و فهم باشد .

مثلاً برای سواد آموزان روستائی مثالهایی از تعداد گوسفندان ، تعداد نان هایی که آنها می پزند ، و از محصولات کشاورزی که با آن سر و کار دارند و یا مقدار پول مثال زد


دانلود با لینک مستقیم


چگونه درس تلخ ریاضی شیرین می شود

مقاله توجه بیش از پیش به برنامه‌های استراتژیک

اختصاصی از کوشا فایل مقاله توجه بیش از پیش به برنامه‌های استراتژیک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله توجه بیش از پیش به برنامه‌های استراتژیک


 مقاله توجه بیش از پیش به برنامه‌های استراتژیک

 

لینک پرداخت و دانلود در "پایین مطلب"

 

 فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

 تعداد صفحات:3

 نخستین همایش ملی مدیریت استراتژیک در سازمانهای استراتژی محور با تلاش شرکتهایی چون، مهندسین مشاور مادسیستم، مشاورین کیفیت‌ساز و شرکت بین المللی مدیریت نوآوردرحالی برگزار می گردد که برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی کشور اولین سال خود را با رویکرد «توسعه مبتنی بر دانایی» پشت سر می‌گذارد. تحولات سیاسی، اقتصادی، ازجمله ورود رقبای تازه نفس برخوردار از نانوتکنولوژی و تحولات زیست محیطی، همگی باعث شده اند تا توجه سازمانهای ایرانی به برنامه ریزی استراتژیک بیش از پیش جلب شود. در شکل گیری تفکر استراتژیک، عده ای بر این باورند که برنامه ریزی مدیریت استراتژیک در شرایط فعلی امکان پذیر نیست اما برعکس عده ای دیگر معتقدند که برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک اتفاقا مناسب با شرایط و اوضاع و احوال فعلی است. دراین باره باید دیدگاههای موجود در زمینه مدیریت استراتژیک و ضرورت انجام آن توسط شرکتها بررسی شده و دیدگاههای موافق و مخالف موردنقد و بررسی قرار گیرد.

یکی از سخنرانان این همایش آقای دکتر تقی ترابی، معاون پژوهشی دانشگاه ازاد واحد علوم و تحقیقات تاثیر متغیرهای کلان اقتصادی را بر جهت گیری استراتژیک بنگاهها مورد مطالعه قرار داد و چنین گفت؛ در بحث برنامه ریزی استراتژیک بررسی محیط و عوامل بیرونی بخصوص نقش متغیرهای کلان اقتصادی بسیار مهم است. در محیط بیرون عواملی همچون عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی موردبحث و بررسی قرار می گیرد. استفاده از یافته های علم اقتصاد و به کارگیری متغیرهای کلان اقتصادی بنگاهها را در بعضی زمینه ها بی نیاز نموده و این بنگاهها با درک شرایط اقتصادی بهتر می توانند نسبت به استراتژی های مناسب تصمیم گیری نمایند.
وی افزود، بنگاهها می بایست به عوامل اقتصادی و آمارهایی که در کشور وجود دارند با دیده تأمل بنگرند زیرا هریک از عوامل در تصمیم‌گیری می تواند بسیار مفید و اثربخش باشد. آگاهی از تحلیل های تجاری، شناخت و دنبال کردن متغیرهای کلان اقتصادی، شناخت از فعالیتهای اقتصادی و نوع کالا و خدمتی که تولید می نمایند، جایگاه بنگاه و... در تصمیم گیریهای بنگاه موثرند. بنابراین مهمترین پرسش هایی که یک بنگاه تجاری باید از خودش بپرسد این است که ذینفعان چه کسانی هستند، مأموریت و چشم انداز ما چیست، ما به کجا می خواهیم برویم. ارزیابی از وضعیت داخلی، اندازه گیری شاخصها، گروه بندی شاخصها، تدوین و اجرای استراتژی ها، انتخاب ساختار استراتژی از مسایل مهمی هستند که بنگاه اقتصادی و تجاری باید به طور مستمر آنها را مدنظر قرار دهد.


دانلود با لینک مستقیم


مقاله توجه بیش از پیش به برنامه‌های استراتژیک

نمونه پرسشنامه کانرز معلمان (اختلال نقص توجه و بیش فعالی در کودکان)

اختصاصی از کوشا فایل نمونه پرسشنامه کانرز معلمان (اختلال نقص توجه و بیش فعالی در کودکان) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

نمونه پرسشنامه کانرز معلمان (اختلال نقص توجه و بیش فعالی در کودکان)


نمونه پرسشنامه کانرز معلمان (اختلال نقص توجه و بیش فعالی در کودکان)

پرسشنامه حاضر با هدف تشخیص کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعال توسط معلمان، طراحی شده که به صورت فرمت PDF در 38 سوال در اختیار شما عزیزان قرار گرفته است، لازم به ذکر است این پرسشنامه کاملا استاندارد بوده و همراه با پایایی و شیوه نمره گذاری سوالات ارائه شده است در صورت تمایل می توانید این محصول را از فروشگاه خریداری و دانلود نمایید.

 


دانلود با لینک مستقیم


نمونه پرسشنامه کانرز معلمان (اختلال نقص توجه و بیش فعالی در کودکان)

بررسی میزان مشارکت و محرومیت زنان به نحو تاریخی و با توجه به تعالیم و فرصت‌های موجود در حوزة هنرهای مختلف

اختصاصی از کوشا فایل بررسی میزان مشارکت و محرومیت زنان به نحو تاریخی و با توجه به تعالیم و فرصت‌های موجود در حوزة هنرهای مختلف دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 55

 

موضوع :

بررسی میزان مشارکت و محرومیت زنان به نحو تاریخی و با توجه به تعالیم و فرصت‌های موجود در حوزة هنرهای مختلف

آماتورها و حرفه ای‌ها

دو فصل اول ریشه‌های فلسفی مفاهیم جنسی شده را حول تصورات هنرمند، هنر، و واکنش زیبایی شناسانه نشان دادند؛ این فصل به بعضی از آن مفاهیمی می‌پردازد که بر فرصت‌های زنان شاغل در برخی از هنرها تأثیر گذاشتند. از آنجا که ما تحلیلی از سنت هنر- زیبا را دنبال می‌کنیم، جایگاه تاریخی این بحث قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم خواهد بود. چنین تمرکزی ما را به مطالعة یک عامل مهم سوق می‌دهد که اغلب زنان و مردان شاغل در هنرهای زیبا را حین پیشرفتشان در دوره مدرن، از یکدیگر جدا می کند: هویت هنرمند به عنوان یک «آماتور» یا به عنوان یک «حرفه‌ای» همانطور که خواهیم دید، شأن حرفه‌ای یا آماتور [بودن]، صرفاً مسأله انتخاب یا رضایت شخصی نیست. این مسأله نتایجی اساسی در مورد سهمی که هنرمندان قادرند در هنرشان داشته باشند به بار می‌آورد، چرا که مبتدیان اشخاص دنباله‌رویی هستند که در حاشیة شکل‌گیری قوانین کلی هنری که نمونه‌های مختلف هنر را تجهیز می‌کند، قرار دارند.

آموزش و پرورش: چه کسی می‌آموزد؟

مفهوم نبوغ، همانطور که دیدیم، مقوله‌ای بحث برانگیز است که برای تکریم استعدادهای افراد مستعد و استثنایی و جهت ترفیع [شأن] ایشان نسبت به آن کسانی که تقدیرشان [کسب] مشاغل معمولی بوده ، ایجاد شده است. پژوهش‌گران فمینیست به نحو شکاکانه‌ای مشاهده کرده‌اند که نقش عوامل اجتماعی به اندازة‌ استعداد فطری در ورود بیشتر هنرمندان مذکر به صف نوابغ مؤثر بوده است.

این یک ایده جدید نیست؛ ویرجینیا ولف در [سال] 1929 اشاره کرده است که زنان از لحاظ تاریخی در موقعیت هایی نبوده‌اند که امکان پیشرفت و استفادة از استعدادهایشان را داشته باشند. صرف نظر اینکه چه موهباتی از جانب طبیعت به هنرمندان اعطا شده باشد، آن‌ها می‌بایست که پرورش یابند [تعلیم بگیرند]؛ بدون آموزش، نبوغ صرفاً یک قابلیت است. اشکال مشخصی از هنر موانع دشواری را پیش می‌آورند، نه فقط در مسیر فرصت‌های شناخت بلکه همچنین برای تعالیم مبنایی مورد نیاز جهت کشف استعداد و زایش هنر.

ایده‌های خردمندانه و فلسفی در مورد فرد نابغه‌ای که اثر وی محصول یگانه‌ای از تلاشهای خلاقانة‌او است، در زمینه‌اجتماعی و اقتصادی ویژة اروپای مدرن پیشرفت کردند، و در جریان ممارست[های] هنری و استفادة‌ بیشتر از همکاری ها جهت جنسی کردن ایدة هنرمند، تغییر کردند.

ولیکن مشارکت یا محرومیت زنان در هنرها به هیچ وسیله‌ای متحد الشکل نشده است. این مسأله [مشارکت یا محرومیت زنان] تا حد زیادی بسته به اینکه چه شکلی از هنر را مورد توجه قرار دهیم، تفاوت می‌کند. در این فصل مختصراً به مرور سه قسم از هنرها- موسیقی ، ادبیات و نقاشی به عنوان نمونه‌هایی از طرق مختلف مجاز یا محروم بودن زنان از مشارکت کامل در هنرها خواهیم پرداخت . این سه [موسیقی، ادبیات و نقاشی] را مخصوصاً انتخاب کرده‌ام چرا که هر قسم [از آن ها] روشنگر خصوصیات متفاوتی از چهارچوب های مفهومی حاکم بر هنر و ایدة‌ هنرمند، می‌باشد.

موسیقی، که وجود برخی از سخت‌ترین موانع را در مسیر زنان علاقه‌مند [سهیم در این رشتة هنری] نشان داده است، ظرایفی را در مورد مفاهیم حساسیت هنری، عاطفه و ذهنیت، توضیح می‌دهد. این [موسیقی] همچنین آغازی است برای بحث از محدودیت‌هایی که اجرا و حضور عمومی [اجتماعی] هنرمند را در برگرفته اند. ادبیات منثور، مشخصاً رمان، نشانگر جنبة‌دیگری از طیف فرصت‌ها می‌‌باشد، چرا که زمان – نویسی در حقیقت به عنوان یک نوع [کار] زنانه آغاز شد، و رمان همواره بیشترین شرکت کنندگان در این شکل از هنر بوده‌اند، گر چه پذیرش انتقادی رمان هایشان ، نشانه وحشت


دانلود با لینک مستقیم


بررسی میزان مشارکت و محرومیت زنان به نحو تاریخی و با توجه به تعالیم و فرصت‌های موجود در حوزة هنرهای مختلف