
جایگاه و ضوابط قانونی مربوط به حفظ میراث فرهنگی در ایران با نگاهی بر تمهیدات جهانی
182 صفحه در قالب word
فهرست مطالب
مقدمه
الف) طرح موضوع
ب) اهداف و فرضیات
ج) روش تحقیق
بخش اول: مفاهیم، مبانی و تاریخچه حقوق میراث فرهنگی
1ـ مفهوم فیلولوژیک (زبان شناسانه) 2
2ـ میراث فرهنگی به مفهوم عام 4
3ـ میراث فرهنگی به مفهوم خاص (میراث فرهنگی معنوی) 8
4ـ تعریف میراث فرهنگی در قوانین ایران 11
5ـ تعریف میراث فرهنگی در کنوانسیونهای بینالمللی 13
1ـ مبانی ارزشی 18
2ـ مبانی قانونی 24
3ـ مبانی حفظ، پژوهش و معرفی میراث فرهنگی 26
1ـ پیشینه قراردادی 31
2ـ پیشینه سازمانی 36
1ـ حمایت از میراث فرهنگی در ایران قبل از انقلاب اسلامی 41
2ـ حمایت از میراث فرهنگی در ایران پس از انقلاب اسلامی 50
1ـ میراث فرهنگی در قانون اساسی 61
2ـ میراث فرهنگی در قانون برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی 65
3ـ میراث فرهنگی در قوانین شهری 68
4ـ میراث فرهنگی در قوانین و مقررات مالی 75
1ـ حفاری 82
2ـ ورود و صدور 87
3ـ خرید و فروش 92
1ـ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری 98
2ـ پژوهشگاه میراث فرهنگی 101
3ـ مرکز آموزش عالی 103
4ـ انجمنهای میراث فرهنگی 105
1ـ ثبت آثار غیر منقول 108
2ـ ثبت آثار منقول 114
1ـ الحاق به معاهدات بین المللی 117
2ـ عضویت در سازمانهای بینالملی 120
1ـ موضوع و دامنة شمول 123
2ـ روشهای حمایت از اموال فرهنگی 125
3ـ قلمرو اجرایی کنوانسیون 130
4ـ تشکیل کمیته مشورتی ملی 133
1ـ موضوع و دامنة شمول 134
2ـ مقررات شکلی و اجرایی 136
3- تعهدات دول عضو کنوانسیون 138
1ـ موضوع و دامنة شمول 142
2ـ ابعاد حمایت از میراث فرهنگی 145
3ـ مقررات شکلی و اجرایی 150
1ـ تعریف و اهداف 152
2ـ عضویت در ایکوم 154
3ـ ارکان ایکوم 155
1ـ تعریف و اهداف 163
2ـ عضویت در ایکروم 163
3ـ ارکان ایکروم 164
1ـ تعریف و اهداف 168
2ـ عضویت در ایکوموس 169
3ـ ارکان ایکوموس 170
نتیجهگیری 176
کتابنامه 182
مقدمه
الف ـ طرح موضوع:
میراث فرهنگ هر کشور، یکی از اساسیترین ارکان تحکیم هویت، ایجاد خلاقیت و خودباوری ملی است. پژوهش در زمینههای مختلف آن موجب روشن شدن ابهامات تاریخی، شناخت ارزشهای حاصل از حیات طولانی جامعه و تسری ارزشهای اصیل نهفته در میراث فرهنگی، به حیات امروزین جامعه میشود و بالقوه قادر به تعیین مرزهای فرهنگی جوامع بشری بوده و حداقل یکی از عوامل اصلی بازشناسی ملتها و کشورها از یکدیگر است.
هنر و فرهنگ ایرانی به دلیل ویژگیهای خاص آن و موقعیت ژئوپلتیک کشور، همواره در هنر و فرهنگ جهان معاصر خود تأثیری شایسته و به سزا داشته است که امروزه میتواند از جمله زمینههای مساعد همکاریهای بینالمللی باشد.
هزاران محوطه باستانشناسی به جا مانده از دورههای مختلف پیش از تاریخ و تاریخی، دهها شهر زنده و فعال که دارای هسته مرکزی یا بافت تاریخی ارزشمند میباشند، هزاران بنا و مجموعه تاریخی واجد ارزشهای نفیس فرهنگی ـ تاریخی و صدها هزار قطعه اثر منقول تاریخی موجود در موزهها، هنرهای اصیل سنتی با ریشههای چند صد ساله در تاریخ و فرهنگ این ملت و جامعه ای با آداب و سنن منحصر به فرد ، یادگارهای گرانقدر تمدن و فرهنگ غنی، اصیل و بینظیر ایران است.
سرمایه عظیم معنوی و فرهنگی ناشی از این تاریخ و تمدن بینظیر که ممالکت مختلف از آن الهام گرفتهاند، توجهی جدی، درخور، عمیق و همهجانبه را میطلبد.
اما رابطه علم حقوق با میراث فرهنگی، رابطهای یکسویه نیست بلکه توجه به مفاهیم و ارزشهای نهفته در میراث فرهنگی که حاصل حیات طولانی ملتی در طول تاریخ است، نشان میدهد که در طول تاریخ، زندگی هر نسلی متناسب با شرایط زمان و مکان، تجارب نسلهای پیشین را دریافت و تکمیل کرده یا عیناً و یا به صورتی متکاملتر در حیات جاری خود جریان داده است. از این رو در حقیقت در حیطه حقوق عرفی، وظیفه قانونگذار کشف سیر تحولات روابط اجتماعی و قانونمند ساختن آن است.اهمیت فوقالعاده توجه به پژوهش. حفاظت، احیاء و معرفی میراث فرهنگی در تبیین، تحکیم و اقتدار فرهنگ خودی، با توجه به گستردگی و تنوع کیفی و کمی موضوعات، به نحوی است که پرداختن دقیق و درخور را از عهده دستگاههای اجرایی مکلف، خارج ساخته و آن را وظیفهای ملی و همگانی جلوه میدهد.
دقت در رعایت عوامل مذکور در تقنین قوانین، امکان قبول و پذیرش آن را از سوی جامعه و در نهایت شرایط اجرای صحیح آن را فراهم میآورد. قوانینی که با طی همه تشریفات قانونی به تصویب رسیدهاند ولی در مرحله اجراء متروک ماندهاند، حداقل یکی از عوامل عدم اجرای آن، عدم انطباق آن با ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی و مذهبی جامعه بوده است.
توجه جدی به اهمیت فوقالعاده تجارب تاریخی، آداب، سنن، عرف و باورهای جامعه در وضع قوانین و برنامهریزی متناسب برای حرکت صحیح و دقیق برای ساختن حال و آیندهای متکی بر تجارب تاریخی، ضروری و حتمی به نظر میرسد.
بدیهی است بررسی تجارب تاریخی کشور، در امر سازماندهی فعالیتهای مربوط به میراث فرهنگی در قالب تشکیلات اداری و قوانین ناظر به وجوه گوناگون فعالیتهای مربوط به آن، میتواند در تبیین وظایف متقابل دولت و مردم در قبال این «ودیعه ملی» و همچنین اصلاح روشها و قوانین مؤثر واقع شود.
ب ـ اهداف و فرضیات
هدف اصلی این تحقیق هموار نمودن راه برای وضع سیاستهای مناسبتری برای میراث فرهنگی در ایران و جهان است. اصولاً سیاستها برای انتقال از وضع موجود به وضع مطلوب تنظیم میگردند. لذا در وضع هر سیاستی، شناخت وضع موجود و جهتگیریها برای نیل به وضع مطلوب (موردنظر) ضرورت دارد. از اینروست که سیاستهای میراث فرهنگی در ایران وقتی واقعگرایانه و قابل اجرا خواهد بود که ؛ اولاً بر شناختی تحلیلی از وضع موجود متکی بوده و ثانیاً نوع ارزیابی و انتظاراتی را که نظام ارزشی جامعه از آثار تاریخی خود دارد مورد توجه قرار داده باشد. بدین ترتیب طرح پژوهشی حاضر بر پایه این فرض که مجموعه ضوابط موجود در ایران در جهت حمایت و حفاظت از میراث فرهنگی ناکافی بوده و دارای نواقصی است که با توجه به رشد روز افزون عوامل خطرزا و تهدید کننده میراث فرهنگی، پاسخگوی نیازهای امروز نمیباشد، شکل گرفته است.
در صحنه بینالمللی نیز فقدان انسجام و اتحاد بینالمللی در جهت لازمالاجرا کردن تمهیدات بینالمللی حفاظت از میراث فرهنگی کاملاً محسوس است.
با عنایت به این مسئله مقاصد اصلی تحقیق در پاسخ به نیازهای و سؤالات ذیل شکل گرفته است:
1ـ دلایل لزوم حفاظت از میراث فرهنگی چیست؟
2ـ میراث فرهنگی در ضوابط ایران چه جایگاهی دارد؟
3ـ با عنایت به باستانی بودن کشور ایران آیا قوانین و تشکیلات سازمانی پاسخگوی نیازهای امروز میراث فرهنگی میباشد؟
4ـ آیا در بعد بینالمللی حمایت های لازم برای میراث فرهنگی به وجود آمده است؟
ج) روش تحقیق:
در این پژوهش، از روش کتابخانهای و منابع اینترنتی استفاده شده است.
قوانین و مقررات داخلی و معاهدات بین المللی که اختصاصاً در زمینه حفاظت از مواریث فرهنگی بودهاند ، بعنوان مهمترین ابزار کار تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است.
فصل اول: مفاهیم ومبانی
از آنجا که هر سیاستی با تکیه بر تعاریف شکل می گیرد برداشتن گامی در جهت قبول تعریفی برای میراث فرهنگی ضروری بنظر میرسد.
انتخاب کلمات یک تعریف، کار حساس وقابل تأملی است زیرا هر کلمه یا عبارت میتواند عاملی تعیین کننده درشناسایی، ارزیابی وحفاظت از بقایای تاریخی باشد. همچنین عوامل مهمی در هر تعریف وجود دارد که کلمات کلیدی انتخابی برای آن باید توانایی پاسخگویی به جنبههای مختلف آن را داشته و حتی المقدور متضمن آگاهیهای لازم در آن وجه باشند. در این مبحث برآنیم تا با شناخت مفاهیم مربوطه، تعاریف ارائه شده ازمیراث فرهنگی را مورد مطالعه قرار دهیم.
از سوی دیگر با توجه به نقش اساسی وفزایندهای که شناخت مبانی هر پدیده یا رویدادی دردرک ماهیت و سیرتکاملی آن دارد، مبحث دوم به بررسی این موضوع اختصاص یافته است.
1- معنی زبان شناسانه ( فیلولوژیک)
از آنجا که انتخاب واستفاده از لغات نقش مهمی در بیان مفاهیم پنهانشان دارد،ابتدا معنی زبان شناسانه لغات مربوط به میراث فرهنگی را که در انگلیسی،فرانسه،عربی وفارسی مورد استفاده قرار می گیرد بررسی مینماییم.
در انگلیسی،اصطلاحاتی چون Heritage، Cultural Heritage، Relics، Remains، Patrimony و Property به کار میآیند. بر طبق فرهنگ لغات Historical Principles (آکسفورد ،1888) Heritage در قرون گذشته به اشکال متفاوتی چون: heritage، eritage،
erytage و غیره بکار می رفته است.که همگی از ریشه لاتین Hereditagium می باشند به معنی :«.. آنچه به ارث رسیده یا ممکن است برسد،هر مال یا خصوصاً ملک که براساس حق وراثت واگذار گردد» آنچه در این اصطلاح واضح به نظرمیرسد، آن است که مال از گذشته به ارث رسیده است.
کلمة Relic که از Reliquias در لاتین بدست میآید،به معنی :«در موارد استفاده مذهبی، بخصوص در کلیساهای یونان وکاتولیک روم :برخی اشیاء همچون قسمتی ازبدن یا لباس،یک قطعه موردمصرف شخصی یا نظایر آن که به عنوان یادبود از یک قدیس، شهید یا فرد روحانی دیگری باقی مانده و به دقت از آن نگهداری کرده و محترم ومقدس داشته میشود»، ونیز «چیزی نفیس یا قیمتی» و «هر چه که به عنوان یادگاری یا یادبود از یک شخص، یک چیز، یک مکان نگه داشته شود؛یک یادمان.»
remains یعنی:«آنان که از میان تعدادی از اشخاص باز مانده،نجات یافته یا باقی مانده اند؛باقیمانده یا الباقی» و «یک اثر مادی (عتیقه یا غیرآن )، یک بنا یا ساختمان قدیمی یا ساختهای دیگر؛ وشیئی که از زمانهای گذشته به دست آمده است.»
Patrimony یعنی :دارایی یا یک ملک که از پدر یا جد شخصی به اورسیده؛ میراث، وراثت.
Property یعنی: وضعیتی ازتعلق یا متعلق به بعضی اشخاص بودن و «مالک چیزی بودن، چیزی را تملک کردن،حق(بخصوص حق انحصاری) تصرف، استفاده ،یا در اختیار گرفتن هر چیز (معمولاً شیئی مادی و محسوس) ، دارندگی ،مالکیت.»
در فرانسه کلمات مشابهی با همان ریشة مشترک انگلیسی وجود دارد، به استثناء (Cultorel)Bien که ترجمه آن به انگلیسی Property یا Goods است.
در عربی کلمه «تراث» به کار میرود که از کلمه ارث ریشه میگیرد. در زبان فارسی دوکلمه «آثار»و «میراث» وجود دارند که هر دوریشه عربی دارند. «آثار» جمع «اثر» به معنی محصول فیزیکی و غیرفیزیکی بجای مانده است. در این کلمه انعکاس گذشته چشمگیر نیست، و کلمه بیشترنشان دهندة اهمیت آنچه که خلق شده میباشد و از اینروست که در فارسی این کلمه اغلب با صفاتی چون تاریخی یا فرهنگی همراه میشود.
کلمة دیگر،میراث، یعنی آنچه به ارث رسیده است که بسیار مشابه Heritage در انگلیسی است. اگر چه بدون اضافه نمودن کلمات توضیحی نیز قابل درک میباشد، اما همچون Heritage در انگلیسی، اغلب به همراه کلمه «فرهنگ» به کار میرود.
کلمه Property انگلیسی و Bien فرانسوی یادآور مفهوم گذشته نیستند،در حالی که سایر کلمات به آنچه که میراث گذشته است، رجوع داده میشوند. در مدارک یونسکو اغلب این دوکلمه،(Property) و Bein بکار رفته اند. اگر چه می توان چنین فرض کرد که این امر موجب ارتباط حال و گذشته میگردد و موارد وسیعتری از پدیدههای فرهنگی را تحت پوشش قرار میدهد.
2- میراث فرهنگی به مفهوم عام:
در دستیابی به یک تعریف برای میراث فرهنگی، لازم است که معیارهای مشخصی مورد توجه قرار گیرند.
در این ارتباط سه معیار اصلی پیشنهاد میشود، شیئیت، قدمت و پیام انسانی
این معیارها میتوانند ما را به این مضمون نزدیک نمایند که :
هرپدیدهای ( اعم از منقول و غیرمنقول و آنچه که میراث مادی و معنوی[1] خوانده میشود) که قدمتی دارد (طول این قدمت نسبی است) و واجدپیامی انسانی است ( یا چیزی از انسانهای گذشته برای عرضه دارد) شایسته است که بعنوان «میراث فرهنگی» خطاب گردد.
ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است
متن کامل را می توانید در ادامه دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن برای نمونه در این صفحه درج شده است ولی در فایل دانلودی متن کامل همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند موجود است

فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)
تعداد صفحات:107
پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد
در رشته آموزش زبان انگلیسی
THE RELATIONSHIP BETWEEN MULTIPLE INTELLIGENCES AND LEARNING STYLES
TABLE OF CONTENTS
PAGE CONTENT
LIST OF TABLES
LIST OF ABBRIVIATIONS
CHAPTER ONE: INTRODUCTION
1 1.1. Overview
4 1.2. Statement of the problem…
5 1.3.Objectives of the study
5 1.4.Research Questions and Hypotheses
5 1.4.1. Research Questions
6 1.4.2. Research Hypotheses
7 1.5. Significance of the study
8 1.6. Definition of Terms
CHAPTER TWO: LITERATURE REVIEW
9 2.1. Introduction
10 2.2. Introduction on Multiple Intelligences
15 2.3. Different Types of Multiple Intelligences
16 2.3.1. Verbal-Linguistic Intelligence: Word Smart
17 2.3.2. Logical - Mathematical Intelligence: Number Smart
19 2.3.3. Visual-Spatial Intelligence: Picture Smart
21 2.3.4. Bodily-Kinesthetic Intelligence: Body Smart
23 2.3.5. Musical Intelligence: Music Smart
25 2.3.6. Intrapersonal Intelligence: Self Smart
27 2.3.7. Interpersonal Intelligence: People Smart
30 2.3.8. Natural Intelligence: Nature or Environment Smart
31 2.3.9. Existential Intelligence: Spiritual Intelligence
31 2.3.10. Moral Intelligence
32 2.4. Research on Multiple Intelligences
37 2.5. Teachability of Intelligences
38 2.6. Introduction on Learning Styles
44 2.7. Learning Styles Chart
46 2.8. Three Main Learning Styles
46 2.8.1. Visual Style
47 2.8.2. Auditory Style
48 2.8.3. Kinesthetic Style
49 2.9. Research on Learning Styles
53 2.10. Multiple Intelligences and Learning Styles
54 2.11. Multiple Intelligences and Learning
CHAPTER THREE: METHODOLOGY
56 3.1. Introduction
56 3.2. participants
57 3.3. Instruments
57 3.3.1. Multiple Intelligences Survey
62 3.3.2. Learning Style Inventory
64 3.4. Procedures
CHAPTER FOUR: RESULTS
66 4.1. Introduction
68 4.2. Descriptive Statistics for Learning Styles
69 4.3. Descriptive Statistics for Multiple Intelligences
70 4.4. Results of Independent Samples T-Test for Gender Differences in Learning Styles
72 4.5. Results of Independent Samples T-Test for Gender Differences in Multiple Intelligences
75 4.6. Correlations between Visual Style and Multiple Intelligences
80 4.7. Correlations between Auditory Style and Multiple Intelligences
86 4.8. Correlations between Tactile Style and Multiple Intelligences
CHAPTER FIVE: SUMMARY DISCUSSION AND CONCLUSION
93 5.1. Introduction
93 5.2. Summary of the Study
95 5.3. Discussion and Summary of Findings
97 5.4. Implications
100 5.5. Conclusion
102 5.6. Recommendations for Further Research
104 REFERENCES
119 Appendix A: Learning Style Inventory
120 Appendix B: Multiple Intelligences Survey
122 Appendix C: Learning Style Inventory (Persian translation)
123 Appendix D: Multiple Intelligences Survey (Persian translation)
List of Tables
PAGE TABLES
13 Table 2.1 Multiple Intelligence in open and distance learning system taken from Olugbenga David OJO PhD (2006)
42 Table 2.2 Summary of common Learning Style models
45 Table 2.3 learning style chart taken from Colin Rose (1987)
57 Table 3.1 Participants of the study
68 Table 4.1 Descriptive Statistics for Learning Styles
69 Table 4.2 Descriptive Statistics for MI
70 Table 4.3 Group Statistics T-Test for Gender Differences in Learning Styles
71 Table 4.4 Independent Samples T-Test for Gender Differences in Learning Styles
72 Table 4.5 Group Statistics T-Test for Gender Differences in Multiple Intelligences
73 Table 4.6 Independent Samples T-Test for Gender Differences in Multiple Intelligences
75 Table 4.7 Correlations between visual style & MI
76 Table 4.8 Correlation between Visual Style and Natural Intelligence
76 Table 4.9 Correlation between Visual Style and Musical Intelligence
77 Table 4.10 Correlation between Visual Style and Logical Intelligence
77 Table 4.11 Correlation between Visual Style and Existential Intelligence
78 Table 4.12 Correlation between Visual Style and Interpersonal Intelligence
78 Table 4.13 Correlation between Visual Style and Kinesthetic Intelligence
79 Table 4.14 Correlation between Visual Style and Verbal Intelligence
79 Table 4.15 Correlation between Visual Style and Intrapersonal Intelligence
80 Table 4.16 Correlation between Visual Style and Visual - Spatial Intelligence
81 Table 4.17 Correlations between Auditory Style and MI
82 Table 4.18 Correlation between Auditory Style and Natural Intelligence
82 Table 4.19 Correlation between Auditory Style and Musical Intelligence
83 Table 4.20 Correlation between Auditory Style and Logical Intelligence
83 Table 4.21 Correlation between Auditory Style and Existential Intelligence
84 Table 4.22 Correlation between Auditory Style and Interpersonal Intelligence
84 Table 4.23 Correlation between Auditory Style and Kinesthetic Intelligence
85 Table 4.24 Correlation between Auditory Style and Verbal Intelligence
85 Table 4.25 Correlation between Auditory Style and Intrapersonal Intelligence
86 Table 4.26 Correlation between Auditory Style and Visual - Spatial Intelligence
87 Table 4.27 Correlations between Tactile Style and MI
88 Table 4.28 Correlation between Tactile Style and Natural Intelligence
88 Table 4.29 Correlation between Tactile Style and Musical Intelligence
89 Table 4.30 Correlation between Tactile Style and Logical Intelligence
89 Table 4.31 Correlation between Tactile Style and Existential Intelligence
90 Table 4.32 Correlation between Tactile Style and Interpersonal Intelligence
90 Table 4.33 Correlation between Tactile Style and Kinesthetic Intelligence
91 Table 4.34 Correlation between Tactile Style and Verbal Intelligence
91 Table 4.35 Correlation between Tactile Style and Intrapersonal Intelligence
Table 4.36 Correlation between Tactile Style and Visual - Spatial Intelligence 92
چکیده
تحقیق حاضر به بررسی رابطه هوش های چندگانه وسبک های یادگیری دربین دانش جویان دانشگاه کاشان می پردازد . هاوارد گاردنر تئوری هوش های چندگانه خود را درمخالفت با وجود یک نوع هوش درتمامی افراد ارائه داد. این تئوری وجودحداقل ده نوع هوش مختلف (هوش دیداری/فضایی ، هوش کلامی /زبانی ، هوش منطقی /ریاضی ، هوش بدنی /جنبشی ، هوش موسیقی ، هوش درون فردی، هوش برون فردی، هوش طبعت ، هوش هستی شناسی و هوش اخلاقی ) را درتمام افراد ارائه می دهد به دلیل اینکه هوش دهم این تئوری اخیرا ارائه شد ، این تحقیق تنها با رابطه نه هوش با سه سبک یادگیری دیداری ، شنیداری و حرکتی می پردازد .هدف دیگر این تحقیق بررسی تاثیر جنسیت بر انواع هوش و رابطه آن با سبک های یادگیری است . افراد شرکت کننده در این تحقیق سیصد نفر از دانشجویان دانشگاه کاشان در رشته های مختلف می باشند . به منظور جمع آوری اطلاعات در این زمینه از دو پرسش نامه استفاده شد یک پرسش نامه به منظور پی بردن به نوع سبک یادگیری هرکدام یک ازاین شرکت کننده ها می باشد و دیگر پرسش نامه درصد هوشی این افراد را مطابق با نه هوش ارائه شده درتئوری گاردنر می سنجند . پرسش نامه اول شامل بیست و چهار عبارت برای سه سبک یادگیری و پرسش نامه دوم شامل نود عبارت براساس نه نوع هوش می باشند. نتایج تحقیق نشان داده که سبک یادگیری دیداری باتمام انواع هوش رابطه مثبت و معناداری دارد ولی دو نوع سبک دیگر، شنیداری وحرکتی ، تنها با بعضی از انواع هوش رابطه معناداری دارند همچنین هوش منطقی رابطه معکوسی با دو سبک شنیداری و حرکتی دارد در پایان یافته های تحقیق نشان داد که زبان آموزان مذکر و مونث در انواع سبک های یادگیری تفاوت قابل ملاحظه ای بایکدیگر نداشتند و تنها در دو نوع هوش طبیعی و منطقی زبان آموزان مونث درصد بالاتری رانسبت به زبان آموزان مذکر از خود نشان دادند.
کلمات کلیدی : هوش های چندگانه، ،سبک های یادگیری ، هاواردگاردنر

تعداد صفحات :17
دیوان بین المللی دادگستری و حق جبران خسارات بزهدیدگان ناشی از دیوار حائل اسرائیل
جمع عمومی سازمان ملل متحد، در تاریخ 8 دسامبر 2003، براساس ماده 96 منشور، طی قطعنامه ای خواستار صدور رأی مشورتی از سوی دیوان بین المللی دادگستری به قرار زیر شد:
«آثار حقوقی ایجاد دیوار توسط اسرائیل، به عنوان قدرت اشغالگر، در سرزمینهای فلسطینی اشغال شده، که طبق گزارش دبیرکل، داخل و گرداگرد قدس شرقی را شامل گشته، براساسِ قواعد و اصول حقوق بین الملل، به ویژه کنوانسیون چهارم ژنو 1949 و قطعنامه های شورای امنیت و مجمع عمومی در این خصوص، چیست؟»
رأی مشورتی دیوان از جنبه های متعددی حاوی نکات قابل توجه بود. یکی از این نکات، توجه ویژه دیوان به آثار حقوقی نقض تعهدات بین المللی اسرائیل در قبال مردم فلسطین بود. (آثار اقتصادی، اجتماعی و انسانی احداث دیوار حائل در فلسطین، به شکل بسیار گسترده ای، توسط نهادهای مختلف بین المللی بیان شده است[2]، که در اینجا مجال ذکر آن نیست.)
همچنین برای اولین بار بود که دیوان، بر لزوم جبران خسارات جرایم بین المللی و نقض آشکار حقوق بشر تأکید، و از فرصت بدست آمده برای ابراز نظر مشروح خود در این باره استفاده کرد. می توان گفت که دیوان به نوعی منتظر فرصتی جهت ابراز نظر در این موضوع بوده است؛ چرا که «جمهوری دموکراتیک کنگو» در دادخواست ابتدایی خود علیه کشور «رواندا» در 28 مه 2002، از دیوان خواسته بود تا در مورد «جبران خسارات تمام اعمال غارتگرانه، تخریب، کشتار، تبعید اشخاص و اموال و سایر زیانهایی که از سوی رواندا وارد آمده، همراه با حق تقویم بعدی کنگو در مورد این خسارات و بازگشت کلیه اموال» رأی مقتضی صادر نماید.
با توجه به این سابقه، دیوان با چهارده رأی موافق در مقابل یک رأی مخالف، ایجاد دیوار و نظام حاصل از آنرا، «مغایر با حقوق بین الملل» معرفی کرد و به بیان نتایج حقوقی ناشی از این عمل غیرقانونی برای اسرائیل پرداخت.[3] باتوجه به اینکه دیوان نظر خود را به صورت مبهم و ناقص بیان کرد، نحوه تحقق بخشیدن به این حقوق با ابهام بیشتری مواجه شده است.
الف) مبانی مربوط به حق ترمیم بزهدیدگان بر اساس حقوق مشترک مربوط به مسؤولیت بین المللی دولتها
این حق از دو منظر مورد توجه قرار گرفته است: از یکسو، دیوان، بر اساس نظام جبران خسارات قربانیان در قالب «روابط بین دولتها» تأکید کرده است. و از سوی دیگر، دیوان، بدون توجه به نظام جبران خسارت ناشی از «جرایم بین المللی» و یا «نقض آشکار حقوق بنیادین»، بر سیستم مسؤولیت ناشی از جرایم حقوق مشترک تکیه نموده است.
- استناد به حق جبران خسارت توسط دولتها
لایحه مواد مربوط به مسؤولیت یک دولت به سبب اعمال بین المللی غیر قانونی، که توسط «کمیسیون حقوق بین الملل CDI» سازمان ملل (در تاریخ 9 اوت 2001) تصویب، و طی قطعنامه 83/56 ، 12 دسامبر 2002 از سوی مجمع عمومی به دول عضو پیشنهاد شد، علیرغم مسؤولیت «افراد حقیقی» در جرایم بین المللی به عنوان مباشر جرم، مسؤولیت دولتها در قبال «بزهدیدگان دارای شخصیت حقیقی» مورد توجه قرار نگرفت.
از منظر تاریخی، در عرصه بین الملل، هیچگاه افراد حقیقی، جز در مورد مصونیت دیپلماتیک، به عنوان بزهدیدگان جرایم نقض آشکار حقوق بنیادین، مورد توجه قرار نگرفته اند. همچنین در عرصه روابط میان دولتها، جبران خسارات مالی افراد از طریق تبادل مطالبات میان دو دولت و بر اساس قواعد روابط دوجانبه دولتها مورد بررسی قرار گرفته است.[4]
با این همه، به جهت اهمیت یافتن جایگاه فرد حقیقی در عرصه حقوق بین الملل، و به تبع تحولات ناشی از آراء دادگاههای منطقه ای حقوق بشر در مورد جبران خسارت بزهدیدگان، بتدریج، و نه به طور کامل، لزوم جبران خسارات بزهدیدگان جرایم بین المللی در ماده 75 اساسنامه رم {دادگاه بین المللی کیفری} ظهور پیدا کرد.
به موازات فعالیتهای کمیسیون حقوق بین الملل در عرصه مسؤولیت بین المللی دولتها که در عمل مانع از توجه به بزهدیدگان «حقیقی» شده، کمیسیون فرعی «حمایت و ارتقاء حقوق بشر» مطالعاتی در زمینه ماهیت، شکل و چگونگی جبران خسارات افراد حقیقی ناشی از نقض شدید حقوق افراد، و یا ناشی از جرایم بین المللی به عمل آورده است. در این زمینه می توان به گزارشها و اصول ارائه شد توسط ون بوون و بسیونی اشاره کرد.[5]
دیوان، بدون هیچ اشاره ای به مطالعات کمیسیون فرعی و نیز فعالیتهای کمیسیون حقوق بین الملل، اسرائیل را ملزم می کند تا نسبت به «جبرانِ تمام خسارات وارده به تمام اشخاص حقیقی و یا حقوقی مربوطه» بر اساسِ «روشهای اصلی جبران خسارت در حقوق عرفی» که توسط دیوان دائمی دادگستری بین المللی در پرونده کارخانهChrozow ذکر شده، اقدام نماید.
این نکته قابل توجه است که گزارشهایی که توسط دولتها به جهت صدور رأی مشورتی توسط دیوان ارائه شد، به عنوان منابع قضایی رأی دیوان شناخته شدند[6]. همچنین دیوان در صدور رأی خود از فعالیتهای دو کمیسیون فوق الذکر، آراء و نظریات دادگاههای منطقه ای حقوق بشر، همانند دادگاه حقوق بشر آمریکایی (قاره آمریکا) و دادگاه حقوق بشر اروپایی که در مجموع شکلدهنده حقوق بین الملل عمومی و عرفی هستند، در زمینه جبران خسارت بزهدیدگان استفاده غیر مستقیم کرد.
- استناد به حق جبران خسارت ناشی از جرایم بین المللی حقوق مشترک
مطابق حقوق بین الملل عمومی، دیوان میان «وقفه در اعمال غیرقانونی» و «جبران خسارات»، تمییز قائل شده است.[7] در مورد جبران خسارات، دیوان به کرات به قاعده «restitutio in intiegrum» حقوق رم مبنی بر «لزوم بازگرداندن اوضاع به ما قبل فعل» استناد کرده و به نحوی بسیار شگفت انگیز، از کنارِ بیانِ ضمانتهای اجرایی، جهت عدم تکرار اعمال غیر قانونی عبور کرده است. به علاوه، به تبع گرایش عمده در حقوق بین الملل[8] و علیرغم تصریح دیوان بر وجود «الزامات عرفی erga omnes نقض شده توسط دولت اسرائیل که مشتمل است بر محترم شمردن حق مردم فلسطین در تشکیل حکومت خودگردان، و نیز سایر الزامات مربوطه، مطابق با حقوق بین الملل بشردوستانه»، هیچ استنباط ویژه ای مبنی بر الزام به جبران خسارت توسط اسرائیل به عمل نمی آورد.

فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)
تعداد صفحات:207
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)
گرایش : زبان و ادبیات انگلیسی
عنوان : خوانش روانشناختی رمانهای دلبند و سرود سلیمان اثر تونی موریسون با رویکرد اختلال روانی پس آسیبی (PTSD) و با تکیه بر مفاهیم «بازگشت بی وقفه گذشته» ، «هجوم خاطرات» و «بحران هویت»
Subject:
A Psychological Reading of Toni Morrison's Beloved and Song of Solomon, in the Light of Trauma Studies (PTSD), Revolving around: "Traumatic Past", "Rememory", and "Identity Crisis
Table of Contents
Abstract
Acknowledgements
1. Introduction 1
1.1. General Overview 2
1.2. Statement of the Problem 4
1.3. Significance of the Trauma Study 9
1.4. Delimitation 11
1.5. Approach and Methodology 12
1.6. Literature Review 14
1.7. Thesis Outline 18
1.8. Definition of Key Terms 21
2. Trauma: a Wound That Cries Out 23
2.1. Post-traumatic Stress Disorder 24
2.2. History of PTSD 26
2.3. Trauma in Psychology 27
2.3.1. Freud and Trauma: Moses and Monotheism 29
2.3.2. Tancred and Clorinda 31
2.4. Cathy Caruth 33
2.4.1. Aporetic Nature of Trauma and History 34
2.4.2. Caruth's Interpretation of Moses and Monotheism 35
2.4.3. Caruth's Interpretation of Tancred and Clorinda: Double
Wound 36
2.4.4. Traumatic Transmission 38
2.5. Robert Jay Lifton 39
3. Beloved and Song of Solomon: Paragons of Trauma Fiction 45
3.1. Non-linear Narrative 49
3.2. Figuration of Trauma in the Ghost 53
3.3. Transgenerational Transmission of Trauma 58
4. Aporetic Nature of Trauma 63
4.1. Aporia; Enigmatic Nature of Trauma and History 64
4.2. Unlocatable Victimhood 79
4.3. Haunting Power of Rememory: The Return of the Repressed 91
5. Identity Crisis and Survival 110
5.1. Survival Crisis 111
5.2. Identity of the Dead 122
5.3. Identity Formation; Healing Process 127
6. Conclusion 134
6.1. Summing Up 135
6.2. Findings 145
6.3. Suggestions for Further Research 150
Bibliography 154
چکیده
رمانهای دلبند و سرود سلیمان ، اثر تونی موریسون را میتوان به مثابه نمونههایی از ادبیات داستانی تروما (اختلال پس آسیبی) به شمار آورد. رسالهی حاضر به بررسی سه مفهوم «بازگشت بی وقفهی گذشته» ، «هجوم خاطرات» و «بحران هویت» در این دو رمان، در پرتو مطالعات اختلالات پس آسیبی (PTSD) و از منظر عقاید زیگموند فروید، کتی کروس، و رابرت جی لیفتون میپردازد. در این دو اثر موریسون بر آن است تا آثار طاقت فرسای جراحات روانی شخصیتها را از طریق روایتی منقطع و بیانی گسسته ازخاطرات تکه تکه شده به تصویر بکشد. تصویری مخدوش که در آن خواننده ناگزیر است به تحلیل و پردازش خاطرات به ظاهر منفصل و گسسته پرداخته که در آن گذشته، حال و آینده با هم در آمیختهاند، تا بدین طریق به رموز متن فائق آید. بررسی ترومایی (نشانگان اختلالات پس آسیبی) در دو رمان دلبند و سرود سلیمان ، بیان گر هم سویی چشمگیر آثار مذکور با مباحث روانشناختی فرویدی است. نمود یافتن تروما (آسیب روانی) در هیئت اشباح در هر دو اثر، نظریهی فروید درباره بازگشت گذشتهی سرکوب شده را به وضوح به تصویر میکشد. روایت از هم گسیختهی راوی در هر دو اثر به شکلی آشکار مؤلفهی تأخیر در تجربهی جراحت روانی را از طریق غرق کردن خواننده درنوعی بی زمانی بازگو میکند و منجر به ایجاد حس گمگشتگی خواننده در خاطرات شخصیتهای داستان میشود. با فراخواندن و احیاء اشباح قربانیان دوران بردهداری موریسون سعی بر آن دارد تا هجوم متأخر، اجتناب ناپذیر و تسخیر کننده ی خاطرات گذشته را به تصویر بکشد. بازگشت شبح گونه ی گذشته در هر دو رمان ایفاگر نقشی دوگانه و متناقض در زندگی بازماندههاست، که هم به صورت درد و هم به صورت درمان در هر رمان ظاهر شده و نتایجی متفاوت ببار می آورد. با تکیه بر آن موریسون زندگی بردگی را چالشی همیشگی برای بازماندگانی میداند که آن را تجربه و لمس کردهاند، مبارزه ای پایان ناپذیر حتی پس از آزادی و اتمام دوران بردهداری. بنابراین موریسون بقاء را یک بحران همیشگی و کشمکش دائم میداند که بازماندگان را وا میدارد به مواجه با گذشتهی سرکوب شده جهت بازسازی هویت و تمامیت خویشتن خویش. پایان نامه ی حاضر بر آن است به بررسی نشانگان مفاهیم فوق در رمانهای دلبند و سرود سلیمان ، اثر تونی موریسون پرداخته و در پرتو مطالعات اختلالات پس آسیبی (PTSD) امکان ضمنی و نتایج حاصل از خوانش روانشناختی این دو اثر را به تصویر بکشد.
کلیدواژه: آسیب روانی ، هجوم خاطرات، مؤلفه ی تاخیر، سرگردانی، بقاء

نمونه سوالات چند دوره اخیر آزمون استخدامی آموزش و پرورش